دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 175904
تعداد نوشته ها : 187
تعداد نظرات : 14
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
·         مقدمه ·         اقتصاد چیست ·         موضوع علم اقتصاد ·         تعریف اقتصاد ·         روشهای تحقیق ، تحلیل و طرح مسائل اقتصادی o        روش شناسی o        قیاس منطقی o        استقرایی منطقی o        روش قیاس o        روش استقرای o        فرضیه o        نظریه·         مباحث مرتبط با عنوان



مبانی اقتصاد اسلامی



مقدمه
قبل از قرن هفدهم ، علم و فلسفه با یگدیگر در قلمرو معارف بشری مورد تحقیق واقع می شدند و مرز مشخصی میان آن دو وجود نداشت ، تا آنکه در دوران رنسانس ، فرهنگ اومانیسم زمینه های شناخت مسائل اجتماعی را از طریق عقل و تجربه به وجود آورد ؛ این روند در خلال قرن هفدهم آنچنان شتاب یافت که باعث شد در ابتدای قرن هجدهم زمزمه ی استقلال و جدایی علوم اجتماعی از فلسفه آغاز شود ؛ و پدیدۀاستقلال و انفکاک علوم اجتماعی از فلسفه نیز به طور طبیعی این اندیشه را نمودار ساخت که پدیدۀ اجتماعی ویژگی های منظمی دارند و قانون حاکم بر رفتار اجتماعی همانند قانونمندی حاکم بر جهان ماده و طبیعت است .
در مورد اقتصاد هم ، اندیشمندان اقتصادی معتقد بودند که فعالیت های انسان در تولید ، توزیع و مصرف تابع قوانین طبیعی است که باید آنها را شناخت تا آنکه بتوان روابط علمی بین پدیده های اقتصادی را تبین کرد . از آنجا که این قوانین طبیعی است پس ، مناسب ترین قوانینی هستند که می توانند تعادل به وجود آورند ، به شرط اینکه در وضعیت طبیعی و آزادبکار روند و دولت یا اخلاق یا دین ، در عملکرد آنها دخالتی نکنند . بنابراین پدیده های عینی اقتصادی و رفتار های انسان عاقل اقتصادی در صحنه اقتصاد ، همانند دیگر رخداد های فیزیکی ، تابع رابطه علمی مشخص است و با روش تجربه قابل ملاحظه و بررسی است . واقعیت این است که پیدایش رفتار های اقتصادی ، تصادفی و اتفاقی نیست ، بلکه نظام علّی و معلولی بر آنها حاکم است ؛ به گونه ای که می توان در سایه رابطه علیت ، این رفتار ها را تفسیر کرد ؛ ولی نباید از نظر دور داشت که یکی از اجزاء علت تامه و این رفتار ها و رخدادهای عینی اراده و اختیار انسان است . رابطه اقتصادی در جامعه الزاما"در چهارچوب یک نظام اقتصادی ، مشکل می گیرد و نظام اقتصادی هم بدون « جهت » و « هدف » پذیرفته نیست و « باید » های که « جهت » و « هدف » نظام اقتصادی را تبیین می کنند ؛ « باید » های مبانی نامیده می شود .


اقتصاد چیست
انسان با توجه به تمایلی که به ارضای نیاز های خود دارد ، سعی می کند که با صرف حداقل تلاش یا هزینه ، حداکثر نتیجه را به دست آورد ، این راه و روش ، اصل اقتصاد نامیده شده ، فرد تحت تأثیر هر مشرب خاص که باشد ، لازم است بر مبنای این اصل رفتار کند . بنابرین ، « اقتصاد » علمی است که رفتار و رابطه انسان را با اشیای مادی مورد نیاز او که به رایگان در طبیعت نمی یابد ، مطالعه می کند . مطالعه اقتصاد باید درک ، بیان و تا حدی پیش بینی رفتار اقتصادی انسان را امکان پذیر سازد . این مطالعه باید به بهبود رفاه مادی فردی و اجتماعی بشر کمک کند ؛ بنابرین می توان ادعا کرد که اقتصاد ، قبل از هر چیز ، به تجزیه و تحلیل و تو ضیح شرایط و روابطی که در قلمرو رفاه مادی قرار دارد ، می پردازد . و اقتصاد بر خلاف علوم طبیعی ، علم محض نیست ؛ بلکه مجموعه اصول و قواعدی است که تحت تأثیر اراده بشر قرار می گیرد .


موضوع علم اقتصاد
موضوع اقتصاد عبارت است : از ثروت (کالاها ، خدمات و منابع ) از حیث چگونگی تولید ، توزیع و مصرف آن . مقصود از « ثروت » جنبه مالیت و ارزش کالاها و خدمات است ، نه جنبه عینیت اموال ؛ بنابرین ثروت از نظر ارزشمند بودن و مالیت موضوع اقتصاد است .
ثروت ،از حیث چگونگی رشد ، توزیع و به مصرف رساندن آن موضوع اقتصاد است ، نه از حیث آن به این شخص یا آن شخص


تعریف اقتصاد
یکی از معانی اقتصاد در لغت ، میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط در هر کاری است . در آیه « و اقصد فی مشیک » نیز به همین معنی آمده است .
از آن نظر که اعتدال در هزینه زندگی یکی از مصادیق میانه روی بوده ، کلمه « اقتصاد » دربارۀ آن بسیار استعمال می شده است تا آنجا که در به کار گیری عرفی از « اقتصاد » غالبا" همین معنی مقصود بوده است . اقتصاد از معانی عرفی خود (میانه روی در معاش و تناسب دخلو خرج ) ، تعمیم داده شده و معادل economy قرار گرفته است .
به هر حال برای « اقتصاد » که اقتصاددانان از بحث می کنند تعاریف مختلفی ارائه شده است .
ارسطو : علم اقتصاد یعنی مدیریت خانه .
آدام اسمیت : اقتصاد ، علم بررسی ماهیت و علل ثروت ملل است .
استوارت میل : اقتصاد ، عبارت است از بررسی ماهیت ثروت از طریق قوانین تولید و توزیع
ریکاردو :اقتصاد علم است .
آلفرد مارشال : اقتصاد ،عبارت است از مطالعه بشر در زندگی شغلی و حرفه ای . در تعریف دیگر : علم اقتصاد بررسی کردار های انسان در جریان عادی زندگی اقتصاد یعنی کسب درامد و تمتع از آن برای تربیت دادن زندگی است .


روشهای تحقیق ، تحلیل و طرح مسائل اقتصادی

روش شناسی اقتصاد دارای روش های تحقیق ، تحلیل و بیان موضوعاتی است که در بعضی از آنها با سایر علوم مشترک است . در اقتصاد دو روش شناخته شده « روش قیاسی » و « روش استقرای » برای شکل دادن به نظریه های اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرد . مبنای اصل روش قیاسی ، قیاسی منطقی و مبنای اصلی روش استقرای ، استقرای منطقی می باشد .


قیاس منطقی حجتی است که در آن ، ذهن از قضایای کلی ، نتیجه ای جزئی را استنتاج می کند ؛ به تعبیر دیگر ، قولی است ، فراهم آمده از چند قضیه ، به نحوی که از آن قول ، به طور ذاتی قول دیگری لازم آید . قیاس منطقی عمل ذهن برای استنتاج از کلی است .


استقرایی منطقی حجتی است که در آن ذهن از قضایای جزئی به نتیجه ای کلی می رسد و از محسوس به معقول یا از پدیده به قانون میرسد . در این استدلال ، در واقع بخشی از قضایای جزئی دیده شده و سپس حکم آن به همه موارد تعمیم داده شده ، قانون کلی استخراج می شود .


روش قیاس روش قیاسی ، عبارت است از روش استدلال عقلی و انتقال از معلول به علت یا بر عکس ، با استفاده از لازم و ملزوم ها و روابط منطقی میان قضایا ، برای اثبات یک نظریه کلی .


روش استقرای عبارت است از روش استدلال از بررسی جزئیات و داده های آماری و عینی به هدف دستیابی به نتایج و قواعد و احکام عام و کلی ؛ به عبارت دیگر ، حرکت از جزئی به کلی برای تکوین یک نظریه را روش استقرایی گویند . در این روش استدلال لبتدا از طریق تحقیقات تجربی پدیده های اقتصادی مورد مشاهده قرار می گیرند و سپس با تعمیم نتایج روابط خاص مشاهده شده در پدیده ها ، قواعد و قضایایی کلی و عام ، به صورت یک نظریه یا قانون اقتصادی ارائه می شود .


فرضیه نتایج و قواعد به دست آمده از فرضها در مورد یک پدیدۀ اقتصادی را با استفاده از روابط و دلایل منطقی ، یک فرضیه اقتصادی گویند .


نظریه با آزمون تجربی یک فرضیه اقتصادی و با تأیید نسبی روابط و قواعد ارائه شده در آن ، به وسیله تحقیقات تجربی در مورد پدیده های خاص اقتصادی ، یک نظریه ساخته می شود . تکرار تأیید نسبی تجربی یک فرضیه ، آن را به صورت یک قانون در می آورد . این نظریه یا قانون خود می تواند به عنوان فرض های یک نظریه دیگر اقتصادی به صورت قواعد کلی در روش قیاسی به کار رود .  
دسته ها :
سه شنبه بیست و پنجم 4 1387
آسیب شناسی اجتماعی به بررسی انواع مشکلات می‌پردازد که در سطح اجتماعی مطرح هستند و سعی می‌کنند علل مختلف آنها را از جنبه‌های مختلف فردی ، اجتماعی و غیره مورد بررسی قرار دهد.
 
 موضوعات مورد بحث در آسیب شناسی اجتماعی آنچه روشن است اینکه بحث آسیب شناسی اجتماعی عمدتا با مسائل و مشکلات سر و کار دارد. پژوهشها و تحقیقات متعدد برای شناخت انواع این آسیبها و علل بروز آنها صورت می‌دهد و نظریاتی را برای حل آن مسائل پیشنهاد می‌کند.

بر این اساس زمینه‌هایی چون فرهنگ و هنجارهای یک جامعه ، ویژگیهای اقتصادی و سیاسی و جغرافیایی یک جامعه نیز در حوزه مطالعات آسیب شناسی اجتماعی قرار می‌گیرد. چرا که بررسی آسیبهای اجتماعی بدون در نظر گرفتن شرایط زمینه‌ای یک جامعه میسر نخواهد بود.

چه چیزی به عنوان آسیب شناخته می‌شود؟ حدود و شخور آن چقدر است؟ عوامل زمینه ساز و علل آشکار کننده آن کدامها هستند؟ در کدام طبقات گسترش بیشتری دارند؟ در کدام سنین گسترش بیشتری دارند؟ توانایی جامعه برای کنترل و نظارت بر آنها چقدر است؟ از چه راههایی می‌توان به کاهش آنها مبادرت کرد؟ همه اینها سوالاتی هستند که در حوزه آسیب شناسی اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرند. اهمیت آسیب شناسی اجتماعی هر جامعه‌ای متناسب با شرایط خود ، فرهنگ ، رشد و انحطاط خود با انواعی از انحرافات و مشکلات روبروست که تاثیرات مخربی روی فرآیند ترقی آن جامعه دارد. شناخت چنین عواملی می‌تواند مسیر حرکت جامعه را بسوی ترقی و تعامل هموار سازد، بطوری که علاوه بر درک عمل آنها و جلوگیری از تداوم آن عمل با ارائه راه حلهایی به سلامت جامعه کمک نماید. به عنوان مثال مسأله اعتیاد را در نظر بگیریم. این مساله هم به عنوان یک مشکل فردی و هم یک معضل اجتماعی مطرح است. روشن است در سطح اجتماعی منجر به از بین رفتن نیروها و انرژی بارآور جامعه می‌شود. شناسایی علل اساسی و کنترل آنها می‌تواند بسیاری از نیروهای از دست رفته جامعه را تجدید نموده ، در مسیر کار سالم جامعه هدایت کند. شیوه عمل آسیب شناسی اجتماعی آسیب شناسی اجتماعی همچون سایر حوزه‌های اجتماعی و عللی ، از شیوه عملی برای بررسی موضوعات مورد نظر خود استفاده می‌کند. به عبارتی برای مطالعه و بررسی علل ، زمینه‌ها و راه حلها در زمینه کجرویها و آسیبها ، هم از لحاظ ذهنی به صورت شناخت مفاهیم خاص و هم به کمک ابزار وسایل تحقیق عینی به صورت پژوهشهای علمی استفاده می‌شود. چنین پژوهشهایی پیرامون انحرافات اجتماعی به صورت تحقیق علمی به حدود 80 - 90 سال پیش باز می‌گردد. البته در آن زمان این پژوهشها کمتر جنبه واقع بینانه داشته‌اند. ولی پس از مدتی پژوهشها بر شالوده‌ای صحیح‌تر استوار شد و تلاش شد از شیوه‌هایی که دقت و اعتبار بیشتری در برآورد مشکلات اجتماعی دارند استفاده گردد.

پرسشنامه‌های مختلف تهیه شد، شیوه‌های اعتبار یابی و استفاده از روشهای معتبر معمول شد و از اصول روش تحقیق که در علوم انسانی کاربرد مفیدی دارد استفاده گردید. به این ترتیب اطلاعات لازم در زمینه انواع انحرافات و مشکلات در سطح یک جامعه جمع آوری گردید. این فعالیتها سیر تکاملی خود را سیر می‌کند و همچون پیشرفت سایر علوم شیوه‌های متکاملتری برای بررسی و ارزیابی در زمینه آسیبهای اجتماعی بدست می‌آید. ارتباط آسیب شناسی اجتماعی با سایر علوم در وهله اول ارتباط کامل و نزدیک این حوزه با رشته علوم اجتماعی و جامعه شناسی کاملا واضح و روشن است. هر چند این حوزه عمدتا به عنوان یک شاخه میان رشته‌ای معرفی می‌شود، اما در واقع یکی از مباحث اساسی جامعه شناسی محسوب می‌شود. از سوی دیگر آسیب شناسی اجتماعی ارتباط بسیار نزدیکی با روانشناسی دارد. از آنجایی که عمل فردی و روانی نقش بسزایی در بروز جرم و انحراف دارند، آسیب شناسی اجتماعی از ارتباط نزدیکی با روانشناسی بهره می‌برد و تلاش می‌کنند در یافته‌ها و نظرگاههای آن برای بررسیهای خود مورد استفاده کند.

در این راستا یافته‌های روانشناسی اجتماعی کمکهای شایان توجهی در نظریات مربوط به آسیب شناسی اجتماعی داشته است. از سوی دیگر آسیب شناسی اجتماعی با علوم پزشکی ، حقوق ، روانشناسی و ... ارتباط دارد. به عنوان مثال در بررسی پدیده‌ای با نام ایدز به عنوان یک معضل اجتماعی ، نظریات مربوط به آسیب شناسی اجتماعی در کنار اطلاعات پزشکی و اطلاعات روانشناختی قرار می‌گیرد. همچنین مددکاری اجتماعی از جمله شاخه‌هایی است که با آسیب شناسی اجتماعی در ارتباط است.

 

دسته ها :
سه شنبه بیست و پنجم 4 1387
زندگی مشترک با صیغه عقد آغاز  می شود و زن  و مرد نسبت به هم متعهد می شوند که تا آخر  عمر در  کنار هم به زندگی مشترک ادامه دهند، و در تمامی مراحل زندگی همراه یکدیگر باشند. اما گاهی ادامه زندگی برای هر یک از طرفین یا هر دو غیر ممکن و مشکل است، به طوری که به تنهایی و یا با توافق یکدیگر تصمیم به جدایی می گیرند.

طلاق دایم به دو دسته تقسیم می شود؛ 1- رجعی  2- بائن، که هر کدام بر اساس شرع و قانون شرایط خاص خود را دارند .

نوع اول طلاق را در قانون طلاق رجعی می نامند:
 به این معنا که پس از  اینکه طلاق بین زن و مرد صورت گرفت، مرد می تواند بدون اینکه دوباره برای ثبت  و خواندن صیغه ازدواج  اقدامی کند ، برای شروع  دوباره زندگی  مشترک ، زن را به زندگی برگرداند .

این رجوع به معنای همان بازگشت دوباره است، اما همین بازگشت  دارای شرایط خاصی است و به این معنا نیست که مرد هر زمان بخواهد می تواند زن را به زندگی برگرداند ؛ اقدام به بازگشت زن  حتما  باید در دوران عده زن  باشد.

عده به دورانی می گویند که زن بعد از طلاق یا فوت شوهر باید  منتظر بماند و حق ازدواج دوباره ندارد، و در طلاق مدت آن سه ماه ده روز است.

اقدام به بازگشت ( رجوع )   تنها به اراده شوهر واقع می شود و اگر زن بخواهد اقدام به بازگشت کند، اراده او هیچ تاثیری نخواهد داشت. اقدام به بازگشت زن توسط مرد ‌می تواند  با سخن‌و کلام ‌باشد، مثل‌اینکه ‌به ‌زنش ‌بگوید من ‌به ‌تو رجوع ( بازگشت )کرده ام ‌و یا اینکه ‌با رفتار واعمالی‌باشد که‌عرف‌ از آن‌رفتار پشیمانی  مرد را  از جدایی فهم کند ، مانند رفتار محبت‌آمیز مرد به‌زنش‌.

در طلاق رجعی ( طلاقی که حق بازگشت برای مرد وجود دارد )  تا زمانی که زن در دوران عده (دورانی  که زن بعد از طلاق یا فوت شوهر باید  منتظر بماند و در همان دوران  حق ازدواج دوباره ندارد )به سر می برد، به نوعی هنوز به عنوان همسر مرد شناخته شده و مرد باید به او نفقه پرداخت کند . و در صورتی که ( مرد ) خواهان ازدواج دوباره باشد باید به دادگاه رفته و از وی اجازه بگیرد .

نوع دوم، را طلاق بائن می گویند :
 طلاق بائن، طلاقی را می گویند  که مرد نمی تواند اقدامی برای  بازگشت (رجوع ) زنش داشته باشد، و در صورتی که خواهان برگرداندن زنش باشد، باید حتما او را طبق تشریفات قانونی-شرعی دوباره به عقد خود درآورد . موارد زیر را جز طلاق بائن به شمار می آورند؛
1- طلاق‌زنی‌که‌یائسه‌شده‌باشد.
2- طلاق‌زنی‌که‌تنها در عقد شوهرش‌بوده است.
3- طلاق‌سوم‌ زنی‌که‌شوهرش‌دو مرتبه ‌قبل ‌نیز او را طلاق‌داده‌باشد .
4- طلاق‌خلع‌ ، و این طلاقی‌است‌ که‌زن‌ به‌ هر دلیل‌ از شوهرش‌ متنفر است‌ و حاضر به‌زندگی‌با او نیست‌در این‌مورد زن‌ با بخشش‌مهر یا مال‌دیگری‌(چه‌بیشتر از مهریه  باشد یا کمتر باشد.) از شوهر خود جدا می شود.
 5- طلاق‌مبارات، یعنی  طلاقی‌که‌زن‌و شوهر از یکدیگر متنفر هستند و حاضر به‌زندگی‌با هم‌نیستند و شوهر مالی‌ از زن‌می‌گیرد تا حاضر به‌طلاق‌باشد و البته این‌مال‌نباید ازمهر بیشتر باشد و شاید در بسیاری از موارد این مبلغ ‌‌ازمهریه کمتر است و چنین‌طلاقی‌نیز جزء طلاق بائن‌است‌  .

طلاق مبارات از لحاظ ساختاری  تفاوت زیادی  با طلاق خلع ندارد ، جز اینکه در طلاق مبارات  زن و شوهر از یکدیگر متنفر شده اند و به همین جهت مقدار آن مال نباید از مهریه بیشتر باشد و اگر زیادتر باشد، باعث باطل شدن طلاق نمی گردد، اما مرد نمی تواند صاحب قسمت اضافه شود.

 طلاقی که زن با اجازه شوهر در هنگان ثبت عقد ازدواج می تواند درخواست و تقاضای طلاق کرده و  به آن وکالت در طلاق نیز می گویند، بائن‏است و  مرد  نمى‏تواند در زمان عده اقدام بازگشت زن کند; زیرا منظور طرفین از شرط وکالت زن  در طلاق در  ضمن عقد ازدواج ، طلاق‏ غیر قابل بازگشت  بوده است.
 
یکی از آثار مهم طلاق بائن جدایی کامل دو همسر از یکدیگر است و در اثر این طلاق زن و شوهر به کلی از هم جدا شده و مرد می تواند، بی اجازه دادگاه ازدواج کند. و هیچ تکلیفی هم به پرداخت نفقه  به زن سابق خود  ندارد ، مگر درصورتی که همسراش ‌باردار باشد آن هم  ‌از شوهر خود که‌در این‌صورت ‌تا زمان‌وضع‌حمل‌نفقه‌خواهد داشت‌، و هرگاه مرد بمیرد زن سابق از او هیچ ارثی نمی برد و زن باید خانه شوهر را ترک کند، و اگر عده نداشته باشد، می تواند بلافاصله ازدواج کرده و اقامتگاه‌ و نام‌خانوادگی ‌واقعی  ‌خود را استفاده کند.یعنی می تواند به‌ دلخواه‌ خود زندگی‌کند. اگر شوهر در حال‌ بیماری، ‌زن‌خود را طلاق‌ دهد و در ظرف ‌یک‌ سال‌از تاریخ ‌طلاق‌به‌همان‌بیماری ‌بمیرد، زن ‌از او ارث ‌می‌برد، اگرچه ‌طلاق‌ بائن ‌باشد ، به شرط آنکه زن‌شوهر نکرده‌باشد .
دسته ها :
سه شنبه بیست و پنجم 4 1387

A beautiful Prayer

از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد .

خدا فرمود : خودت باید آنها را رها کنی.

I ask God to take away my bad habit .

God said , no

It is not for me to take away , but for you to give it up .

از او خواستم روحم را رشد دهد .

فرمود : نه تو خودت باید رشد کنی .

من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی .

I asked God to make my spirit grow.

God said, no.

 You must grow on your own!

  But I will prune you to make you fruitful .

از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند .

فرمود : صبر حاصل سختی و رنج است .

 عطا کردنی نیست ، آموختنی است .

I ask God to grant me patience .

God seaid , no

Patirnce is a byproduct of tribulation .

It isn't granted , it is learned .

گفتم : مراخوشبخت کن .

 فرمود :  نعمت " از من خوشبخت شدن ازتو .

I asked God to give me happiness .

God seaid , no .

I give you blessings ;

Happiness is up to you .

  از او خواستم مرا گرفتار درد وعذاب نکند .

 فرمود : رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیک ترت می کند .

I askesd God to spare me pain .

God said , no .

Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to

me . 

  از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد ، من هم دیگران را دوست

 بدارم .

خدا فرمود : آها ، بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد !

I asked God to help me love others , as much as He loves me .

God said : Ahah , finally you have the idea .

همه با هم بگویید : خدایا مرا ده ، که آن به .

 آمین یا رب العالمین

دسته ها :
سه شنبه بیست و پنجم 4 1387
X