دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 175875
تعداد نوشته ها : 187
تعداد نظرات : 14
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان


شبکه سراسری:

شبکه ای به هم پیوسته که شامل نیروگاهها، خطوط و پستهای انتقال و فوق توزیع است و تولید نیروگاهها، توسط پستها و خطوط موجود در شبکه به شبکه توزیع انتقال داده می شود و در آخر بدست مصرف کننده نهایی (مشترک برق) می رسد. این شبکه می تواند در بعضی نقاط به سیستم برق شرکتهای همسایه هم متصل شود.

پست یا ایستگاه برق:
محلی است که با مجموعه ای از تأسیسات و تجهیزات برقی شامل ترانسفورماتورها، کلیدها، سکسیونرها، وسایل اندازه گیری، خطوط ورود و خروج رآکتور و کاپاسیتورها ی مختلف برای انتقال و توزیع برق از آن استفاده می شود. هر پست یک یا چند ترانس دارد.

ترانس:
دستگاهی است جهت افزایش یا کاهش ولتاژ یک مدار الکتریکی

ولتاژ:
اختلاف پتانسیل بین دو نقطه از یک مدار

پس از تولید برق توسط نیروگاهها، برق چگونه به دست مشترک (مصرف‌کننده) می‌رسد ؟
ولتاژ تولید هر نیروگاه توسط پست‌هایی که در نیروگاه موجود می‌باشد و دارای ترانسفورماتورهای افزاینده می‌باشد، به ولتاژ 230 یا 400 کیلوولت تبدیل می‌شود و از طریق خطوط انتقال نیرو توسط شبکه سراسری به پستهای فوق‌توزیع منتقل می‌شود و از این پستها توسط خطوط فوق‌توزیع 0132 و 63 کیلوولت) به پست‌های توزیع (فشار متوسط و فشار ضعیف) تبدیل و از آنجا به دست مصرف‌کننده با ولتاژ 220 ولت می‌رسد

نیروگاه بخار:
نیروگاهی است که در آن از انرژی حرارتی سوخت های مایع، جامد وگاز جهت تولید بخار و مصرف آن در توربین های بخار برای تولید برق استفاده می شود.

نیروگاه گازی:
نیروگاهی است که در آن از انرژی حرارتی سوخت های فسیلی گاز و مایع جهت تولید گاز داغ (دود) و مصرف آن در توربین گاز برای تولید برق استفاده می گردد .

نیروگاه چرخه ترکیبی :
نیروگاهی است که در آن علاوه بر انرژی الکتریکی تولید شده در  توربین های گازی از حرارت موجود در گازهای خروجی از توربین های گازی جهت تولید بخاردر یک دیگ بخار بازیاب استفاده شده و بخار تولیدی در یک دستگاه توربو ژنراتور بخاری تولید انرژی برق می کند .

نیروگاه دیزلی:
نیروگاهی است که در آن از سوخت نفت گازجهت راه اندازی موتور دیزلی استفاده کرده و انرژی مکانیکی حاصله توسط ژنراتور کوپله شده با آن ، به انرژی الکتریکی تبدیل می شود.

نیروگاه برقابی:
نیروگاهی است که در آن از انرژی پتانسیل آب انباشته شده در پشت سدها یا انرژی جریانی آب رودخانه ها  جهت مصرف در توربین آبی برای تولید برق استفاده می گردد .


منبع:
www.tavanir.org.ir
   اقتصاد ایران تحول نظام بانکی و استیصال بانک ها در حالی که رئیس جمهوری و رئیس بانک مرکزی ایران در پی باصطلاح اصلاح و تحول نظام بانکی کشور هستند، بانک های کشور خود در بحرانی چندجانبه فرو رفته اند و در نوع خود بارزترین نمودار رکود صنایع و اقتصاد به شمار می روند. به بیان دیگر، بحران نظام بانکی خود بعضاً ریشه در این رکود دارد که بدون رفع آن در هر حال اصلاح نظام بانکی دشوار به نظر می رسد بحران بیکاری و شروع دوره ای از چالش های اجتماعی
دولت محمود احمدی نژاد عاقبت اعتراف کرد که نرخ بیکاری کشور برغم همۀ دستکاری ها در شاخص اشتغال به هیجده در صد رسیده است. توسعۀ بیکاری، آئینه ای است در عین حال از ناکارآمدی و فساد نظام اقتصادی که بیلان چهارساله اش دست کم به غیر از تصاحب اموال عمومی نابودی تولید ملی به سود سرمایه داری تجاری و قاچاق بوده که به طور همزمان از رانت قدرت و رانت نفت بهره برده اند
چشم انداز صنعت و کشاورزی در پرتو حذف یارانه ها امتناع دولت ار ارایۀ آمار شفاف در مورد وضعیت صنایع و معادن و کشاورزی کشور رکود در این دو بخش از اقتصاد ایران را که بیش از پنجاه درصد نیروی فعال کشور را در برمیگیرند پنهان نمیکند. این رکود پردامنه تر خواهد شد اگر با حذف یارانه های سوخت هزینه های نهایی فرآورده های صنعتی و کشاورزی تا چند ده برابر افزایش یابند و در نتیجه قدرت رقابت خود را با فرآورده های خارجی از دست بدهند رکودی که میرود به بن بست منتهی شود
در دوره ای بی سابقه از رکود تورمی، محمود احمدی نژاد قصد دارد به یاری مجلس اصولگرا مهمترین طرح اقتصادی سه دهۀ اخیر کشور را که همان حذف یارانه هاست اجرا کند. این تصمیم، اما، مجدداً هشدار و هراس بسیاری از مقامات و نمایندگان را برانگیخته و در عین حال از بن بست نه فقط اقتصاد ایران، بلکه سیاست های اقتصادی سه دهۀ اخیر در جمهوری اسلامی حکایت می کند کاهش ارزش ریال و تشدید فقر : پی آمدهای حذف یارانه ها نه تنها دولت – به معنای وسیع کلمه- گریزی از حذف یارانه ها ندارد، بلکه حذف یارانه ها با کاستن بیشتر از ارزش پول ملی اقشار گستردۀ کم درآمد را بیش از گذشته در کام فقر فروخواهد برد
رکود و پول بی پشتوانه در مقابله با آن دولت در نظر دارد با تزریق نقدینگی به بانک ها از ورشکستگی همزمان نظام بانکی و واحدهای تولیدی کشور جلوگیری کند. شواهد می گویند که نقدینگی جدید به دلیل عدم تعادل میان نرخ سود و نرخ تورم به عامل جدید رانت تبدیل خواهد شد، مضاف بر اینکه رکود ابعاد تازه ای خواهد گرفت، تا آنجا که واحدهای صنعتی ورشکسته نمی توانند به یاری پول بی پشتوانه و به دلیل پی آمدهای زیانبار واردات گسترده چرخ تولید را به راه بیاندازند سپاه و بسیج : به سوی کنترل کامل اقتصاد نحوۀ واگذاری سهام مخابرات ایران و بزرگترین معدن سُرب و روی خاورمیانه، معدن انگوران، به نیروهای سپاه و بسیج در نوع خود گویای این مطلب است که پس از فرادستی سیاسی از خلال دو دولت پی در پی محمود احمدی نژاد، مهمترین بازوهای نظامی جهوری اسلامی به دقت در پی فتح کامل اقتصاد ایران هستند و در این راه هیچ رقیب و مانعی را برنمی تابند بن بست های سیاست های پولی
تصمیم اخیر دولت در تبدیل سبد ارزی کشور از دلار به یورو و اظهار نظرهای مختلف مقامات در مورد حذف سه صفر از واحد پول ملی هم از بن بست های سیاست های مالی و اقتصادی دولت پرده برمی دارد و هم از بحران نظام بانکی کشور که در نبود کمترین قاعده و انظباط مالی در مخاطره ورشکستگی قرار گرفته است
تولید و اشتغال گروگان واردات (قاچاق) کارشناسان یکی از سیاه ترین دوران اقتصادی کشور را در زمینۀ کسب و کار و ایجاد فرصت های شغلی دولت نهم می دانند. ورشکستگی واحدهای تولیدی و افزایش بیکاری دو شاخص مهم بیلان اقتصادی دولت نهم است که دیر یا زود دولت دهم را با یکی از بزرگترین بحران های خود روبرو می ک بررسی موانع مقوله ((اصلاح الگوی مصرف)) مقولهاصلاح الگوی مصرف از آنجا که در پی اصلاح و ترمیم رفتارهای فردی و جمعی ناظر بر مصرف است نیازمند یک حرکت اصلاحی ، تدریجی ، فرهنگی و آموزشی در سطوح مختلف اجتماع و فرد است .به عبارت دیگر هر نوع الگوی از مصرف ، محصول طبیعی جامعه ای با مختصات معین است و تغییر این الگو در گرو تغییرو اصلاح این مختصات است . به عنوان مثال ، وقتی که اصلاح یک پدیده فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد، بواسطه تنوع متغیرهای دخیل در شکل گیری پدیده های اجتماعی و تعاملات بین این متغیر ها ، با حجم گسترده ای از موضوعات روبه رو هستیم که اهتمام به این گستره از یک سو به دلیل تنوع و کثرت متغیرها بسیار دشوار و پیچیده است و از سوی دیگر به دلیل غفلت از ریشه ها و منشا پیدایش موضوع ، این اهتمام با دستاوردهای کوتاه مدت و محدود روبه رو خواهد بود     
  1207686gbweny1i8r1207686gbweny1i8r مقدمه
ضایعات گندم، آرد و نان یکی از مشکلات کشور است که ظاهراً همه از آن اطلاع دارند و برای کاهش آن تلاش می‌کنند ولی واقعیت آن است که اطلاع دقیق از آنها در دست نیست و حتی مسئولین ذیربط عمق و اهمیت واقعی مشکل را در نیافته‌اند. اگر درک دقیق و عمیق از این مشکل وجود داشت برنامه‌ریزی بهتری برای استفاده از علوم و تکنولوژی در مراحل تولید گندم و آرد و تهیه نان و توزیع آن صورت می گرفت. کیفیت تولید نان بعنوان اصلی‌ترین غذای جامعه و قوت اصلی و روزانه اقشار مختلف مردم دارای اهمیت خاصی است. کیفیت ارگانولپتیکی و تغذیه‌ای نان نقش اساسی بر سلامت مردم و اقتصاد ملی دارد. کیفیت نان سنتی و ملی ما نشان‌دهندة میزان توجه مسئولین جامعه به امور مختلف تغذیه‌ای و اقتصادی کشور است. تفاوت بین کیفیت نان حجیم، نان فانتزی و نان‌های سنتی و ایرانی نشان‌دهنده عدم برنامه‌ریزی و تلاش و تحقیق کافی جامعه نسبت به اموری است که امکان اخذ اطلاعات فنی آن از کشورهای پیشرفته نیست و متخصصین و مدیران جامعه خود باید آستین همت بالا بزنند و برای بهبود آن تلاش کنند. اهمیت این موضوع در سالهای اخیر در سمینارها، سخنرانیها، گفتارها و بیانها مورد توجه قرار گرفته ولی تلاش کافی برای برنامه‌ریزی و به عمل رساندن نتایج آن نشده است. ساختار جمع‌آوری گندم، تولید و توزیع آرد و تهیه نان بر اساس ضرورت رشد کمی به تدریج بطرف مکانیزه شدن و ماشینی شدن پیش رفته اما روند این تغییرات بر اساس مطالعه و تحقیق نبوده است. این ضعف مخصوصاً در مواردی که امکان الگو گرفتن دقیق از کشورهای دیگر نبوده (تولید‌ نانهای سنتی و ایرانی) بصورت بسیار روشن به چشم می‌خورد. از بیانات مسئولین و دست‌اندرکاران و گزارشهای روزنامه‌ها چنین بر‌می‌آید که حدود 30 تا 35 درصد نان تولیدی برای مصرف انسان، بصورتهای مختلف دورریز شده و یا از چرخه مصرف صحیح خود خارج می‌شود. اگر چه می توان این آمار را به برخی از شهرستانها و نقاطی از کشور نسبت داد و اگر دقیق بررسی شود احتمال ضایعات بیش از این حد نیز در بعضی از نقاط کشور وجود دارد، ولی نسبت دادن این آمار به کل کشور نمی‌تواند صحیح باشد. اطلاعات مستند و دقیقی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن آمار دقیقی ارائه نمود ولی آنچه می‌توان برآورد کرد آن است که معدل مقدار دورریز نان برای نقاط شهری و روستایی، رستورانها و سلف‌سرویسها و خانواده‌های مختلف حدود 20 درصد است و نمی‌تواند مقدار آن در کل کشور 30 تا 35 درصد باشد. اما به این نکته باید توجه کرد که حتی اگر دورریز نان کشور ما 20 درصد باشد، تلفات زیادی است و این ضایعات از نظر اقتصادی میلیاردها تومان به جامعه ضرر می‌زند. علاوه بر آن می‌تواند اثر نامطلوب بر سلامت انسانها نیز داشته باشد (بعلت کپک‌زدگی نان دورریز و مصرف آنها توسط دام و راه یافتن توکسینهای تولید شده توسط کپکها در نان از طریق محصولاتی چون شیر به انسان نکته مهم دیگر اینکه عدم کیفیت مطلوب نان نه تنها از نظر دورریز و خصوصیات ارگانولپتیکی اهمیت ویژه دارد بلکه اثرات سوء تغذیه‌ای آن بر انسانها حائز اهمیت بیشتری است. تولید ناصحیح نان می‌تواند موجب کم‌خونی و کمبود برخی از عناصر ضروری و مهم در سیستم متابولیکی بدن گردد و موجب زیانهای مخفی و ناپیدائی شود که اثرات اجتماعی - اقتصادی آن از نظر‌ها مخفی بوده و قابل محاسبه نیست. نکته قابل توجه دیگر معنی و مفهوم ضایعات گندم، آرد و نان است. چون برخی، مصرف گندم تولید شده برای نان برای خوراک دام را جزو ضایعات حساب می‌کنند و بعضی آن را تلفات نمی‌دانند. عده‌ای سبوس‌گیری از گندم (حدود 15 درصد) را جزو ضایعات حساب می‌کنند و برخی آن را طبیعی می‌دانند، چون سبوس جدا شده به مصرف دام می‌رسد. لازم به توضیح است که سبوس دارای ترکیبات با ارزش ویتامینها، عناصر معدنی و فیبر است که باقی ماندن آن در نان از نظر تغذیه‌ای مفید است البته در صورتیکه فکری برای تجزیه اسید فیتیک آن در مراحل تولید نان بشود. بعضی از متخصصین نانهای استفاده شده برای دام را جزو تلفات به حساب نمی‌آورند. با توجه به اختلاف تعبیر و تفسیر در ضایعات، برآورد مقدار ضایعات مجموع گندم، آرد و نان در مراحل مختلف می‌تواند در محدوده کمتر از 20 تا بیشتر از 40 درصد متغیر باشد که دامنه وسیعی است و لذا باید تعریف مشخصی برای ضایعات گندم، نان و آرد داشت. آنچه مسلم است آنکه نمی‌توان مصرف نان تولید شده برای انسان به عنوان خوراک دام را جزو ضایعات محسوب نکرد. قابل توجه است که بخش مهمی از گندم، آرد، نان و محصولاتی مثل ماکارونی از چرخه مصرف انسان خارج می‌شود که ضرر آن کم نیست. تلفات نان متأثر از عوامل زیادی و از جمله کیفیت آرد، قیمت آرد و نان (قیمت ظاهری نه واقعی) تکنولوژی تولید نان، بی‌سواد و یا کم‌سواد بودن تولید کنندگان نان، عدم بسته‌بندی نان، نوع و کیفیت نانهای سنتی، فرهنگ مصرف نان در جامعه و … می‌باشد. مطالعات و بررسیهای انجام گرفته نشان می‌دهد که آمار جامع و دقیقی در ارتباط با تلفات نان بعد از پخت وجود ندارد. مطالعاتی در ارتباط با تلفات بعضی از مراحل تولید و برای منطقه‌ای خاص صورت گرفته است و بعضاً نتایج آن به کشور تعمیم داده ‌شده است ولی مطالعه کافی برای بدست آوردن آماری صحیح نسبت به تلفات نان در مراحل مختلف تولید در کل کشور وجود ندارد. در زیر برخی از نظرات ارائه شد و در ارتباط با مقدار تلفات نان و مشکلاتی که در اثر عدم توجه به تکنولوژی تولید نان و کیفیت آن برای جامعه ایجاد می‌شود ارائه می گردد:
1207686gbweny1i8r1207686gbweny1i8r
-  طبق آمار موجود سالیانه معادل2 میلیون تن گندم  نان به ضایعات تبدیل می شود -  قسمت زیادی از ضایعات نان که میزان آن حدود 30 درصد برآورد گردیده است در مرحله مصرف ایجاد می‌شود -  خوش‌‌بینانه‌ترین پیش‌بینی‌ها دلالت بر افتی معادل 20 تا 25 درصد در مراحل مختلف پس از برداشت گندم دارند. ضایعات نان بویژه در مرحله مصرف خیلی زیاد است و حدود 30 درصد و حدود 2 میلیون تن تخمین زده شده است که معادل ریالی آن 2000 میلیارد ریال در سال می شود -  میزان ضایعات نان حدود 30 درصد برآورد شده است که شامل ضایعات مراحل مختلف تولید گندم، آرد، نان و مرحله مصرف نان می‌باشد -  میزان نان مصرف سالانه برای هر نفر بالغ بر 180 کیلوگرم است که با توجه به آن سالانه حدود 11 میلیون تن گندم نیاز خواهیم داشت. این در حالی است که 3 تا 5 میلیون تن گندم وارد کشور می‌شود که در حقیقیت برابر با میزان ضایعاتی است که در این بخش متحمل می‌شویم -  بر اساس بیانات وزیر بازرگانی در مراسم افتتاحیه اولین نمایشگاه نان و ماشین‌آلات تولید نان ضایعات سالانة نان حدود 2 میلیون تن گندم است که معادل 300 میلیون دلار یا دو هزار و سیصد و ده میلیارد ریال است. -  طبق بررسیهای بعمل آمده به دلیل در دسترس نبودن کمباین کافی در زمان برداشت تنها 15 درصد از اراضی به موقع برداشت می‌شود و بقیه با تأخیر برداشت می‌گردد. تلفات در اثر تأخیر در برداشت تا یک هفته را 5 درصد و تا 2 ماه را 52 درصد برآورد کرده‌اند -  طبق اظهار نظر قائم مقام وزیر بازرگانی و مدیر عامل سازمان غله کشور در سال 81 بیش از 15 هزار میلیارد ریال به عنوان یارانه به نان تخصیص داده شده است که معادل 75 درصد کل یارانه‌های پرداختی دولت برای کالاهای اساسی است -  نان 56 درصد پروتئین و 50 درصد کالری جوامع شهر و روستا را تأمین می‌کند -  در سال 79 هر فرد کم‌درآمد شهری 60 درصد انرژی و 67 درصد پروتئین دریافتی خود را و هر فرد کم‌درآمد روستایی 66 درصد انرژی و 72 درصد پروتئین دریافتی خود را از محل مصرف نان تأمین کرده است -  طبق نظر معاون سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی40 درصد جامعه ما گرسنگی سلولی کلسیم دارند و حداقل 30 درصد جامعه و 40 درصد از خانمها ذخیره آهن پائینی دارند که موجب تنگ خلقیها، کم خونی،‌ اضطراب، افسردگی و راندمان کم در کار افراد می‌شود که بخش مهمی از آن متأثر از کیفیت نان است -  مقدار سرانه مصرف نان کشور حداقل 300 گرم در روز است که این مقدار می‌تواند 60 درصد ویتامین B1، 40 درصد کلسیم و 80 درصد آهن مورد نیاز افراد را تأمین کند. ولی کیفیت نامطلوب نان موجب عدم جذب این مواد در بدن می‌شود
-  از بین 800 نفر مرگ روزانه در کشور 300 نفر بعلت بیماریهای قلبی و عروقی فوت می‌کنند و نمک زیاد نان و سدیم اضافی از طریق جوش‌شیرین عامل مؤثر بر این مشکل است. توضیح اینکه در مواردیکه کیفیت آرد پائین باشد با افزودن نمک اضافی این ضعف را کاهش می‌دهند.
1207686gbweny1i8r1207686gbweny1i8r
-  مصرف جوش شیرین در خمیر و عدم استفاده از مخمر و خمیر ترش موجب جلوگیری از فعالیت فیتاز و تجزیه اسید فیتیک شده و در نتیجه شرایط جذب املاح در سیستم گوارشی فراهم نمی‌شود. -  بر اساس نظر سازمان بهداشت جهانی (WHO) در سال 1991 و تحقیقات گیبسون در سال 1998، چنانچه نسبت مولی اسید فیتیک به روی (PA/Zn) کمتر از 5 باشد حدود 55 درصد عناصر معدنی در سیستم گوارشی انسان جذب شده و اگر این نسبت به بیش از 25 درصد برسد عناصر معدنی موجود در ماده غذایی قابل جذب برای بدن نخواهد بود و اکثر نانهای تولیدی کشور این مشکل را دارند -  بی‌کربنات سدیم در نان (جوش‌شیرین) موجب تجمع کادمیوم، فسفر، سرب، جیوه و فلزات سنگین در بدن می‌شود -  در اثر استفاده از شعله مستقیم مشعلهای گازوئیل سوز در تولید برخی از نانها، مواد مضری چون بنزوپیرین و آنتراسین تولید می‌شود که بسیار خطرناک و سرطانزاست -  در سال 1345، 13 درصد نانهای تولیدی از نوع لواش بوده است و در سال 1380 به حدود 43 درصد افزایش یافته است. در صورتیکه کیفیت نانهای لواش بعلت نازک بودن و استفاده از جوش‌شیرین نامطلوب است -  در سال 1345، 34 درصد نانهای تولیدی سنگک بوده و در سال 1380 به حدود 7/6 درصد کاهش یافته است، در صورتیکه نان سنگک از نظر داشتن سبوس و تخمیر کافی خمیر، جزو نانهای مطلوب محسوب می‌شود مطالب ارائه شده فوق توسط مسئولین و محققین مختلف، نشاندهنده مشکلاتی است که نان کشور دارد. بعبارت دیگر نان اصلی‌ترین غذای مردم است که بیش از نصف نیازهای بدن افراد جامعه ایران را تأمین می‌کند و اثر کیفیت آن روی سلامت و یا عدم سلامت مردم بسیار وسیع است و ضرورت دارد که هر چه بیشتر مورد توجه قرار گیرد. اطلاعات فوق مشخص می‌کنند که ارزش اقتصادی ضایعات نان بالاست و اگر حدود 15 درصد از ضایعات نان کاهش یابد، با توجه به افزایش تولید در سالهای اخیر، کشور از نظر خرید گندم از کشورهای خارجی بی‌نیاز می‌شود (در سال 1382 خرید دولت از کشاورزان بیش از 10 میلیون تن بوده است). اطلاعات ارائه شده توسط محققین نشان می‌دهد که تلفات نان نه فقط زیان بزرگ اقتصادی به جامعه می‌زند. بلکه اثر آن بر سلامت مردم ضایعات بیشتری ایجاد می‌کند. این اطلاعات به مسئولین هشدار می‌دهد که برای حل مشکل نان باید برخورد ریشه‌ای‌تر، اساسی‌تر و با برنامه‌ریزی بهتر داشت. عوامل مؤثر بر تلفات نان و کیفیت تغذیه‌ای آن الف- کیفیت آرد و نوسانات آن اثر قابل توجهی بر کیفیت نان دارد و موجب دورریز و کاهش کیفیت تغذیه‌ای نان می‌گردد. عوامل زیادی بر کیفیت آرد اثر می‌گذارد و از جمله آنها کیفیت گندم، شرایط نگهداری گندم، چگونگی بوجاری و آسیاب کردن گندم، درصد جدا سازی سبوس از آرد، فعالیت آلفاآمیلازی آرد و مقدار عناصر معدنی و اسید فیتیک موجود در گندم می‌باشد. ب- محدودیت نانوائیها نسبت به انتخاب آرد و استفاده از بهبوددهنده‌ها برای افزایش کیفیت نان. توضیح اینکه با افزایش برخی بهبود دهنده‌‌ها کیفیت نان افزایش پیدا می‌کند و قیمت نان کمی گرانتر می‌شود که هزینه آن برای جامعه قابل پذیرش است. ج- بی سواد بودن و یا کم‌سواد بودن اکثر تولیدکنندگان نان کشور و نداشتن اطلاعات کافی نسبت به تکنولوژی صحیح تولید خمیر و نان. د- استفاده از جوش‌شیرین در خیلی از نانها برای سریعتر ورآمدن خمیر و عدم استفاده از مخمر و همچنین خمیرترش و استفاده از نمک بیش از معمول برای بهبود کیفیت نانوایی آردهای ضعیف. ه‍- عدم رعایت شرایط مناسب فرآوری خمیر برای تولید نان مطلوب و- عدم توجه به فرم دادن صحیح نان و عدم تخمیر نهایی خمیر ز- عدم استفاده از تنورهای مناسب و در نتیجه عدم استفاده از بستر پخت مناسب و دما و زمان پخت مطلوب، استفاده از شعله مستقیم مشعلهای گازوئیلی در خیلی از نانوائیها. ح- ابعاد نامناسب نان که موجب تلفات بیش از حد مخصوصاً در موقع مصرف می‌شود. ط- عدم بسته‌بندی نان که موجب خشک شدن و تلفات نان می‌گردد. ی- تلفات نان در مراحل توزیع و مصرف که ناشی از ارزانی نان و فرهنگ غلط در مصرف نان است. معمولاً بخشی از قرص نان مصرف و بقیه غیرقابل استفاده می‌شود. ک- عدم نگهداری نان در شرایط مناسب. راهکارهای مؤثر بر افزایش کیفیت و سلامت نان و کاهش ضایعات آن الف- برنامه‌ریزی برای تولید آرد با کیفیت نسبی خوب و برقراری ثبات در کیفیت آردهای تولیدی در کشور. برای این امر نکات زیر باید مورد توجه قرار گیرد:
-   توجه وزارت جهاد کشاورزی و تولیدکنندگان گندم به کیفیت نانوایی گندمهای تولیدی و اعمال روشهای مدیریتی جهت بالا بردن کیفیت گندمهای تولیدی، مثل استفاده از بذر مرغوب، کود سرک، کودهای دارای میکروالمنتهای مؤثر بر کیفیت تغذیه‌ای، مبارزه با آفاتی چون سن گندم.
1207686gbweny1i8r1207686gbweny1i8r
-  توجه به شرایط نگهداری گندم و بوجاری کامل گندم و شستشوی آن با آب تمیز قبل از مرحله واجد شرایط کردن (Conditioning) و آسیاب کردن. -  استفاده از مخلوط گندمهای ضعیف و قوی برای تهیه آرد با کیفیت ثابت و مناسب. -  سبوس‌گیری کمتر از گندم برای تأمین ویتامین‌ها و عناصر معدنی لازم برای بدن و همچنین فیبر که وجود آن بر سلامت سیستم گوارش مؤثر است. فرآوری سبوس برای کاهش اسیدفیتیک و افزودن به آرد روش بهتری است. -       کنترل فعالیت آلفا‌آمیلازی آرد و تنظیم آن در آسیابها. ب- استفاده از تکنولوژی مناسب تولید خمیر برای نان مطلوب. عوامل زیر بر کیفیت خمیر مؤثرند: -  کیفیت آب مورد استفاده، دمای خمیر، سیستم مخلوط کن، زمان مخلوط کردن و چگونگی ورآوردن خمیر روی کیفیت نانوایی و سلامت نان حاصل از خمیر مؤثر است. استفاده از آب حدود 30 درجة سانتی‌گراد بنحوی که خمیر تولیدی دمای حدود 30 درجه داشته باشد، بر تخمیر مؤثر است. استفاده از جوش‌شیرین باید ممنوع و بجای آن از 5/0 تا 1 درصد مخمر همراه با 5 تا 10 درصد خمیر ترش استفاده شود این کار نیاز به برنامه‌ریزی برای آموزش تولید‌کنندگان و نظارت کافی بر کار آنها دارد. ج- فرم دادن خمیر بسیار اهمیت دارد. نانهایی که خمیر آن بسیار نازک است مثل نان لواش نمی‌‌تواند نان مناسبی باشد. نانهای سنگک، بربری و تافتون با ضخامت مناسب اگر با فناوری مناسب تولید شود دارای کیفیت بهتری خواهند بود. د- شرایط پخت باید کنترل شده و توسط تنورهایی که بستر مناسب دارند و از شعله مستقیم استفاده نمی‌کنند صورت گیرد. ه‍- ابعاد نان هر چه کوچکتر باشد بهتر است، چون نانهای بزرگ در سفره‌ها، رستورانها و محلهای مصرف دیگر تلفات بیشتری خواهد داشت. امکان تولید نان 10*10 سانتی‌متر و بسته‌بندی آن بصورتی شبیه نانهای حجیم وجود دارد، با این روش بسته‌بندی نان راحتتر شده و مقدار مصرف نشده نان در بسته باقی می‌ماند و تلفات کمتری خواهد داشت. و- اگر از بهبود دهنده استفاده شود نان با ماندگاری بیشتر تولید خواهد شد و امکان بسته‌بندی و فروش آن در فروشگاهها فراهم خواهد گشت، باید اجازه داد که از بهبود دهنده‌ها مثل ویتامین ث استفاده گردد و معادل قیمت آن به قیمت نان افزوده شود. ز- برنامه‌ریزی برای کاهش سوبسید نان ولی جبران ضعف مالی مردم برای تأمین نان به گونه‌ای دیگر بنحوی که ارزش واقعی نان شناخته شود و کسی بعلت ضعف مالی گرسنه نماند. ح- سامان دادن به سیستم تولید، نگهداری، بوجاری و آسیاب کردن گندم و چگونگی توزیع آرد و نظارت کافی بر تولید و توزیع نان توسط افرادی که آموزش کافی نسبت به این امور دیده‌اند. ط- در شرایط فعلی بیش از 50 هزار نانوایی کوچک در کشور وجود دارد که اکثراً توسط افراد غیرمتخصص اداره می‌شود و نظارت بر کار آنها مشکل است. ضرورت دارد واحدهای بزرگتر توسط افراد با تخصص تولید نان بوجود آید تا امکان استفاده از تکنولوژیهای بهتر فراهم گردد و نظارت بر آنها آسانتر باشد. نتیجه‌گیری    4-1- با توجه به اینکه نان قوت اصلی مردم و مخصوصاً بخش کم‌درآمد جامعه است و بیش از 50 درصد پروتئین و انرژی مورد نیاز و در صورت تولید نان مطلوب بخش مهمی از عناصر معدنی و ویتامینهای مورد نیاز روزانه از طریق نان تأمین می‌شود اثر آن بر سلامت و یا عدم سلامت جامعه بسیار گسترده است و اهمیت آن بسیار زیاد می‌باشد. اهمیت توجه به این موضوع از موارد اساسی و ضروری جامعه است لذا نیاز به یک سامان‌دهی و برنامه‌ریزی ریشه‌ای و خاص دارد.    4-2- اگر چه آمار دقیقی در مورد مقدار تلفات گندم، آرد و نان وجود ندارد اما اکثر صاحبنظران مقدار تلفات را بیش از معادل 20 درصد گندم می‌دانند. این مقدار تلفات بیش از معادل 2 میلیون تن گندم است که با توجه به معدل قیمت گندم در سالهای خشکسالی و غیر آن (200 دلار برای هر تن) مبلغی معادل 400 میلیون دلار می‌شود. پس با نگاهی خوش‌بینانه سالیانه مبلغی بیش از 400 میلیون دلار از اصلی‌ترین ماده غذایی کشور دور ریخته می‌شود که از نظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد. 4-3- با توجه به اینکه مقدار گندم تحویلی کشاورزان به دولت در سال 1382 بیش از 10 میلیون تن بوده است (4)، درصورتیکه 15 درصد از دورریز گندم، آرد و نان کاهش یابد کشور نیازی به گندم خارجی نخواهد داشت و وابستگی کشور از بابت اصلی‌ترین نیاز جامعه از بین خواهد رفت. 4-4- کم بودن قیمت ظاهری نان موجب تلفات زیاد نان شده است و سوءاستفاده‌هایی از اختلاف قیمت آزاد با قیمت دولتی آرد و نان می‌شود. بخشی از گندم و آرد نیز از مرزها خارج می‌گردد. ضرورت دارد روش دیگری برای تأمین نان مردم و گرسنه نماندن افراد کم‌درآمد جامعه اندیشیده شود و قیمت نان افزایش یابد تا مخصوصاً در مرحله مصرف، دورریز کمتری داشته باشیم. در شرایط حاضر حتی برای جلوگیری از سرد شدن غذاها از نان بعنوان عایق استفاده می‌شود. 4-5- وزارت جهاد کشاورزی باید در تولید بذر به کیفیت نانوایی بیش از پیش توجه نماید. مخصوصاً که عدم خرید گندم با کیفیت بالا از خارج موجب خواهد شد که گندمهای ضعیف داخلی با گندمهای خارجی تقویت نشود و ضعف کیفیت نانوایی آرد های تولیدی اثرقابل توجهی بر کیفیت نان بگذارد. 4-6- با توجه به اینکه برای تولید آرد با کیفیت نانوایی مطلوب و با ثبات کافی نیاز به اختلاط گندمهای مرغوب و ضعیف است و از طرفی گندمهای بعضی از مناطق مثل خوزستان و گلستان دارای کیفیت بالاتری است باید برنامه‌ریزی بهتری برای توزیع گندم در کشور صورت گیرد و وزارت کشاورزی تولید گندم در مناطقی چون خوزستان که آب و زمین فراوان وجود دارد ترغیب نماید. 4-7- ضرورت دارد قیمت خرید گندم از کشاورزان بر اساس کیفیت نانوایی و تغذیه‌ای آن باشد تا کشاورزان نسبت به تولید گندم با کیفیت بهتر ترغیب شوند و در انتخاب بذر، زمان کاشت، چگونگی آبیاری و دادن کود و مبارزه با علفهای هرز و آفات مدیریت بهتری اعمال کنند. 4-8- چون باقیماندن گندم در سیلوها برای حدود 2 ماه موجب کیفیت بهتر آرد آن می‌شود، باید از ارسال مستقیم گندم از مزارع به آسیاب اجتناب نمود. ضرورت دارد کمبود سیلوها برای نگهداری بهتر گندم رفع گردد. 4-9- عملیات نگهداری مناسب و بوجاری و شستشوی گندم قبل از آسیاب کردن باید رعایت شود تا کیفیت آرد افت نکند. 4-10- با توجه به اینکه فعالیت آلفاآمیلازی گندم در مناطق خشک کم است و در مناطق مرطوب زیاد، ضرورت دارد در آسیابها امکانات تنظیم فعالیت آلفاآمیلازی آرد فراهم شود و این   فعالیت بر پایه عدد سقوط (Falling number) 250 تنظیم گردد. امکان افزودن آرد گندم جوانه‌زده برای تنظیم این عدد وجود دارد. 4-11- شرایط تولید خمیر و نحوه مطلوب آن باید به نانوایان آموزش داده شود و توجه شود که کاسه مخلوط‌کن نانوائیها از جنس آلومینیوم نباشد تا تأثیر نامطلوب بر سلامت مردم نداشته باشد (استفاده از کاسه خمیر و ظرف تخمیر از جنس استیل زنگ نزن باید جزو استانداردها باشد). 4-12- استفاده از جوش‌شیرین باید در نانواییها ممنوع شده و نظارت جدی بر این امر صورت گیرد. اکثر نانوایان اعتقاد دارند که باید جوش‌شیرین افزود. بجای جوش شیرین از 5/0 تا 1 درصد مخمر خشک همراه با 5 تا 10 درصد خمیر ترش استفاده شود تا عمل تخمیر موجب کیفیت بهتر نان و تجزیه اسید فبتیک شده و سلامت نان تأمین گردد. 4-13- باید تلاش شود از آردهای با سبوس بیشتر استفاده شود تا عناصر معدنی مفید و ویتامینها و فیبر که در سبوس وجود دارد از رژیم غذایی مردم حذف نشود. استفاده از سبوس فرآوری شده بهتر است. 4-14- نانوایان نسبت به چگونگی تولید خمیر و چگونگی استفاده صحیح از مخمر و خمیرترش و شرایط مناسب تخمیر آموزش داده شوند و دمای مناسب تخمیر( حدود 30 درجه سانتی‌گراد) و زمان آن (حداقل 5/1) ساعت را رعایت کنند. نانوایان باید ظروف مخصوص تخمیر و محل مناسب نگهداری خمیر برای انجام تخمیر داشته باشند. 4-15- با توجه به اینکه تعداد بیش از 50 هزار نانوایی کوچک و با افراد کم سواد را نمی‌شود خوب نظارت کرد، باید واحدهای بزرگتر تولید نان بصورت انبوه ایجاد کرد. البته این نانوائیها می‌توانند نان با ماندگاری خوب را بسته‌بندی کرده و در فروشگاه‌ها عرضه کنند. 4-16- باید اجازه داده شود برای آرد های ضعیف از بهبود دهنده‌هایی مثل ویتامین ث در حد 6 گرم برای 100 کیلوگرم آرد استفاده کنند. این بهبود دهنده قیمت نان را زیاد افزایش نمی‌دهد ولی کیفیت نان را بهتر کرده و نیاز به افزودن نمک اضافی برای بالا‌بردن کیفیت نانوایی خمیر را منتفی می‌سازد. 4-17- به برخی از نانوایان اجازه داده شود بهبود دهنده‌هایی چون یک درصد شکر و یک درصد روغن قنادی به خمیر اضافه کرده و نان را با قیمت کمی گرانتر بفروشند. 4- 18- ضرورت دارد نان پس از پخت بصورت بهداشتی سرد شده و بسته‌بندی شود. برای بسته‌بندی بهتر لازم است اندازه نان کوچکتر بوده و ابعاد مشخص (مثلاً 10*10 سانتی‌متر) و یک اندازه داشته باشد که البته تولید نان بصورت صنعتی به این صورت امکانپذیر است. این عمل موجب دورریز کمتر نان بعلت امکان نگهداری بهتر آن و ایجاد شرایط بهتر در موقع مصرف خواهد شد. 4-19- نحوه نگهداری نان در منزل و رستورانها باید آموزش داده شود. اکثر مردم نان را در یخچال نگهداری می‌کنند، در صورتیکه دمای یخچال نان را سریعتر بیات ‌می‌کند . بهترین روش نگهداری نان بصورت منجمد است. از نظر بیاتی نگهداری در دمای معمولی بهتر از یخچال است. 4-20- نیاز به تحقیقات سامان یافته برای اموری که اطلاعات علمی در مورد نان سنتی کم است وجود دارد ولی در شرایط حاضر تحقیقات بصورت پراکنده و بعضاً تکراری و موازی صورت می‌گیرد و بخشی از بودجه‌های تحقیقات تلف می شود. برنامه‌ریزی ملی و استفاده بهینه از امکانات تحقیقاتی در این زمینه ضروری است. 4-21- برای بهبود کیفیت نان و جلوگیری از تلفات آن باید دولت عزم جزم کند و مدیریت واحد که دارای آگاهی و توانایی کافی باشد بوجود آورد و یک برنامه‌ریزی ملی برای سامان دادن به مشکل نان بشود در اینصورت می‌توان با تلاش کافی در یک دوره حداقل 5 ساله کیفیت نان را نسبت به حالت فعلی خیلی بهبود بخشید و دورریز نان را به کمتر از نصف رسانید و البته هزینه‌های آن از کاهش تلفات حاصل خواهد شد.  1207686gbweny1i8r1207686gbweny1i8r
  پیشنهاداتبرای نیل به مناسبترین الگوی نان، لزوم تعیین کیفیت و ارزیابی موارد زیر پیشنهاد می‌گردد:فرآیند نان: درجه استخراج آرد، تخمیر (زمان و نوع)، پخت (درجه حرارت و زمان)، زمان قابلیت نگهداری نان (در نانواییها و منازل)، ارزش تغذیه‌ای: میزان پروتئین، تعیین کیفیت پروتئین، ویتامینها و املاح، قابلیت دسترسی آنها بویژه عناصر آهن، روی، کلسیم، میزان و نوع فیبر، میزان اسید فیتیک و تأثیر فرآیند برآن، مطلوبیت، میزان پذیرش، شکل و حجم، پوکی و تخلخل، شرایط ارگانولتپیک
آن، میزان ضایعات نان، موارد بهداشتی: آلودگی میکروبی و شیمیایی نان در طول فرآیند، سهولت تولید و دسترسی به آن ، هزینه و قیمت عرضه آن
برای حل مشکل آرد اولین کاری که بایستی انجام شود، شامل بررسی کامل در مورد آرد مناسب برای محصولات مختلف و کیفیت و ویژگی آنها می‌باشد. حدود و مشخصات کلی آرد برای انواع نانهای حجیم، انواع بیسکویت و کراکر و شیرینی، انواع ماکارونی، اسپاگتی و … مشخص می‌باشد ولی در مورد نانهای سنتی ایران از قبیل سنگک، تافتون، لواش و بربری لازم است مشخصات آردهای مختلف تهیه شود. مواردی که در این زمینه می‌بایستی مورد توجه قرار گیرد به شرح زیر می‌باشند:تعیین میزان و کیفیت نانوائی لازم برای هر یک از آردهای مورد مصرف انواع نان.تعیین درجه استخراج لازم برای هر یک از آردهای مورد مصرف انواع نان.تعیین درجه نرمی یا اندازه ذرات لازم برای هر یک از آردهای مورد مصرف انواع نان.تعیین میزان جذب آب لازم برای هر یک از آردهای مورد مصرف انواع نان.تعیین میزان آسیب دیدگی نشاسته برای هر یک از آردهای مورد مصرف انواع نان.تعیین میزان رنگ برای هر یک از آردهای مورد مصرف انواع نان.
انواع مناسب گندم جهت تولید انواع آرد مورد نیاز انواع نان
برخلاف کشورهای توسعه یافته که سوبسیدها عمدتاً متوجه تولید کنندگان بویژه تولید کنندگان محصولات کشاورزی می‌باشد، در کشورهای در حال توسعه هدف از برقراری سوبسید کمک به گروههای کم درآمد شهری می‌باشد. یکی از مهمترین انتقاداتی که به نظام کنونی سوبسید نان در ایران می‌شود آن است که سوبسید به طور یکنواخت به همه گروهها صرفنظر از درآمد آنان تعلق می‌گیرد. در صورتیکه از روش هدف بندی مستقیم در نظام سوبسید استفاده شود، می‌توان هزینه دولت را به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش داد و سوبسید را به گروههایی داد که مستحق دریافت آن باشند پژوهشگرانی که اثرات حذف سوبسید را با فرض ثابت بودن دیگر شرایط فعلی تهیه و توزیع آرد و نان مورد مطالعه قرار داده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که حذف سوبسید سبب گرانی فوق العاده نان خواهد شد. اما با علم به اینکه هزینه تولید (کارگر، آب، برق، مواد سوختنی و …) که بخش عمده‌ای از قیمت تمام شده نان را شامل می‌شود روند صعودی داشته، تثبیت قیمت آرد مصرفی نانوایان نمی‌تواند تثبیت قیمت نان را به دنبال داشته باشد. گو اینکه درچند ساله اخیر، قیمت نان علی رغم ثابت بودن بهای آرد مصرفی افزایش داشته است. برای جلوگیری از افزایش قیمت نان دو راه در پیش رو می‌باشد:
1- حفظ شکل فعلی تهیه و توزیع و افزایش مقدار سرانه سوبسید، که در کوتاه مدت کار ساز لیکن در دراز مدت غیر ممکن است.2- روی آوردن به کنترل‌های دیگر نظیر بهبود کیفیت ، و چنانچه با افزایش مرغوبیت نان مقدار           دور ریز کم شود طبعاً از هزینه‌ نان مصرفی کاسته خواهد شد.
امروزه در غالب کشورهای دنیا برای بهبود کیفیت نان و افزایش زمان ماندگاری آن، از مواد افزودنی بسیار متنوعی کمک می‌گیرند دلایلی که بخاطر آن این مواد افزودنی در فرمول بکار برده می‌شوند عبارتند از: حفظ کیفیت محصولات، افزایش جذابیت محصولات، حفظ تازگی محصولات، اصلاح تفاوت کیفیت مواد خام مصرفی (آرد و …)، تسهیل در مکانیزاسیون تولید محصولات. از بین مواد افزودنی مختلفی که به نان برای رسیدن به اهداف فوق اضافه می‌شوند می‌توان از امولسیفایرها نام برد. دسته‌ای خاص از امولسیفابرها سورفکتنتها (Surfactant) هستند که امروزه بطور بسیار گسترده‌ای در کشورهای مختلف به نان افزوده می‌شوند مهمترین خواصی که از افزودن این مواد به نان انتظار می‌رود عبارتند از: بهبود حمل و نقل خمیر و تقویت استقامت آن، بالا بردن درصد جذب آب خمیر، بهبود پاسخ خمیر به زمان استراحت، شوک و عمل تخمیر، بهبود کیفیت، بافت و مغز نان شامل: رنگ روشنتر و بافت اسفنجی بهتر و یکنواختر، بالا بردن خاصیت ورقه پذیری نان، بهبود کیفیت پوسته نان، امولسیفیه کردن چربی ها در نان و در نتیجه کاسته شدن از مقدار روغن مصرفی، قرینه شدن و یکنواختی محصولات، بالا بردن عمل تولید گاز در زمان تخمیر و در نتیجه کاسته شدن از مقدار مخمر مصرفی، سریعتر شدن زمان تخمیر و بالا بردن حجم نان تولیدی، افزایش زمان ماندگاری نان. با توجه به مشکلات و مسائل مطروحه فوق ارتقاء مهارتهای حرفه‌ای شاغلین در این بخش که در حدود پنجاه و چهار هزار واحد نانوائی و به تعداد حدود دویست و هفتاد هزار نفر را شامل می‌شود، ضروری می‌باشد که این آموزشهای فنی و حرفه‌ای و بهداشتی می‌تواند در کاهش ضایعات تولید، ارتقاء کیفیت محصول تولیدی و بهبود شرایط بهداشتی کار بسیار مؤثر باشد که در نهایت ارتقاء سلامت جامعه را بدنبال خواهد داشت. هدف دادن آموزشهای لازم در مورد مسائل تکنولوژی تولید و رعایت نکات بهداشتی به کارگران شاغل در این بخش است که متأسفانه شاغلین این بخش را اغلب افراد بدون تجربه و کم سواد تشکیل می‌دهند. برای اجرای چنین دوره‌هایی احتیاج به مواد و وسائل ذیل خواهد بود.
1- تهیه جزوات آموزشی و فراهم کردن ابزارو تجهیزات مورد لزوم برای آموزشهای کارگاهی2- اجرای آزمایشی جزوات تهیه شده برای پیدا کردن نواقص کار و انجام اصلاحات لازم3- تربیت افرادی که بتوانند بعنوان مربی در مراکز مختلف دوره‌ها را اجرا نمایند.
4- اجرای دوره‌های آموزشی و صدور مدارک کارورزی مختلف بعنوان مثال استاد کار درجه یک و دو و سه و غیره به آموزش دیدگان
نتیجه گیریبا توجه به اینکه نان پرمصرفترین ماده غذائی در کشور ما می‌باشد و هر فرد بطور متوسط روزانه حدود 300 گرم نان را به مصرف می‌رساند لزوم توجه به این ماده با ارزش غذایی بر همگان روشن و امری اجتناب ناپذیر است و با در نظر گرفتن مثل معروف «عقل سالم در بدن سالم» و توجه به سلامت افراد جامعه و شعار پیش گیری بهتر از درمان است می‌توان زیانهای اقتصادی را که از بابت مصرف نان غیر مطلوب متوجه کشور می‌شود را که رقمی بسیار بالا است، تصور نمود. وجود صف‌های طویل و نانهای با کیفیت پائین در نانوائی‌ها، علی رغم پرداخت سوبسید و کنترل اداری گوناگون، نشانه وجود بیماری در سیستم تهیه و توزیع نان می‌باشد. دولت همه ساله برای تثبیت قیمت نان مبالغ کلانی سوبسید می‌پردازد و پائین بودن نسبی قیمت نان باعث جانشینی آن بجای سایر مواد خوراکی در جیره غذایی و حتی در بعضی مناطق باعث جایگزینی آن در جیره غذایی دامها بجای علوفه شده است و از طرف دیگر دور ریز نان خصوصاً در سالهای اخیر بدلیل کاهش مرغوبیت آن فوق العاده افزایش یافته است و همراه با مقدار نانی که هر خانوار دور می‌ریزد مقداری از سوبسید پرداختی دولت نیز دور ریخته می‌شود و چنانچه با افزایش مرغوبیت نان مقدار دور ریز کم می‌شود، طبعاً از هزینه‌ نان مصرفی کاسته خواهد شد. تهیه و تولید نانهای سنتی بصورت فعلی با توجه به مسائل بهداشتی، نارسائی‌های تغذیه‌ای، مشکلات اقتصادی و مسائل تکنولوژیکی، نمی‌تواند بهمین صورت ادامه یابد و چنانچه قرار باشد این وضع ادامه یابد دولت ناگزیر خواهد شد بصورت فرآینده‌ای میزان سوبسید و سایر امکانات را به این بخش اختصاص دهد. بنابراین باید با بکارگیری روشهای نوین، تکنولوژی تولید و مصرف نان را تغییر داده و از صورت فعلی خارج و روند کاملتری را جایگزین نمود. 
   

در هیچ جامعه اى فراوانى مطلق وجود ندارد و عوامل تولید با محدودیت و کم یابى نسبى مواجه مى باشند. الگوى مصرف حاکم بر جامعه مى تواند به تخصیص بهینه منابع و نحوه به کارگیرى عوامل تولید کمک کند، به گونه اى که در برگیرنده نیازهاى ضرورى و اساسى باشد و با اولویت بندى و تشخیص میزان اهمیت هریک، زمینه لازم را براى استفاده منطقى از امکانات فراهم آورد. بنابراین، با توجه به این که از یک سو، امکانات و توانمندى هاى جامعه در هر مقطع زمانى، با محدودیت هایى مواجهند و از سوى دیگر، میزان نیاز، به سبب رشد جمعیت همواره در حال افزایش است، از این رو، چنین وضعیتى لزوماً افزایش تولید را مى طلبد که در صورت عدم تحقق آن، تولید ناچیز کالاها و خدمات بین جمعیتى زیاد تقسیم مى گردد و این نتیجه اى جز افزایش فقر و محرومیت
به دنبال ندارد.
3. در صورتى که کشورى درآمدهاى حاصل از صادرات و فروش نفت را در اختیار داشته باشد، الگوى مصرف در آن کشور باید زمینه لازم را براى هدایت اقتصاد به سمتى فراهم آورد که هنگام کاهش یا قطع این درآمدها، بتوان اقتصاد جامعه را به خوبى اداره کرد. در غیراین صورت، وابستگى و در نتیجه، آسیب پذیرى جامعه همواره افزایش مى یابد و ممکن است به سرنوشت کشورهایى همچون آرژانتین مبتلا گردد. این کشور اکنون قریب 130 میلیارد دلار بدهى خارجى و 150 میلیارد دلار بدهى داخلى دارد. وضعیت نامطلوب اقتصادى، ناآرامى ها و اعتراضات مردمى را در آن جا به اوج خود رساند. با بررسى علل این حوادث مى بینیم که وابستگى شدید آن کشور به وام هاى خارجى و پى روى از دستورالعمل هاى صندوق بین المللى پول (بدون توجه به مصالح و منافع ملى آن کشور) یا به طور خلاصه، نداشتن الگوى صحیح در تولید و مصرف، نقشى اساسى داشته است. در میان عواملى که بر تعیین الگوى مصرف در یک جامعه نقش دارند، به نطر مى رسد «فرهنگ حاکم بر جامعه» مؤثرتر و داراى تأثیر عمیق ترى مى باشد؛ زیرا اعمال و تصمیم گیرى افراد آینه تمام نماى عقاید، اندیشه ها و نحوه نگرش به جهان هستى و ارزش هاى مورد قبول آن هاست. از سوى دیگر، آداب و رسوم، ارزش ها و افکار و عقاید اجزاى اصلى تشکیل دهنده فرهنگ هر جامعه مى باشند. بنابراین، فرهنگ در فرایند تصمیم گیرى و اعمال و رفتار اقتصادى افراد جامعه نقشى اساسى دارد. در این میان، جایگاه فرهنگ مصرف در مکتب اهل بیت پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)به خوبى از سخنان پیشوایان معصوم نمایان است. براى نمونه، امام سجّاد(علیه السلام)در یکى از دعاهاى خود چنین مى فرماید: «پروردگارا، بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا از اسراف و زیاده روى باز دار و به بخشش و میانه روى قوام ده و تنظیم صحیح امور زندگى را به من بیاموز و مرا از تضییع نعمت ها بازدار.»
اتخاذ الگوى صحیح و منطقى در مصرف، آثار فردى و اجتماعى فراوانى به دنبال دارد؛ زیرا در سطح کلان، تا امکانات یک جامعه با نیازها و خواست هاى افراد آن جامعه متناسب و هماهنگ نباشد، کسب استقلال اقتصادى و دست یابى به عزّت و سرافرازى ممکن نمى گردد و در سطح فردى، بدون اجتناب از مصارف غیرضرور و تجمّلى و تقدیر معیشت به معناى متوازن نمودن درآمدها و هزینه ها آرامش روحى و روانى، که شرط اصلى رفاه مادى است، به وجود نمى آید. جستوجوى الگوى مصرف متناسب خانوار به معناى تهیه نسخه اى عام براى همه نیست، بلکه آشنایى با معیارها، فرضیه ها و رفتارهاى بخردانه اى در مصرف است که خانواده در پرتو آن بهتر مى تواند بر مسائل و مشکلات مالى خویش غلبه کند و هزینه ها را تا حد ممکن به امکانات نزدیک نموده، از فشارهاى روانى وارد بر خانواده از نظر ساعات کار و احساس محرومیت و خفّت و شکست بکاهد.    
مبانى نظرى بحث
شناخت کالاهاى مباح و ممنوع یکى از لوازم به کارگیرى الگوى معقول و منطقى براى انجام هر کارى ایجاد شناخت و بصیرت لازم نسبت به آن کار و حدود و موازین آن است. در این میان، رعایت برخى حدود و مقررّات، لازم و ضرورى اند و بعضى دیگر در درجه اهمیت بعدى قرار دارند. بنابراین، شناخت اولویت ها و موارد مهم از حساسیت بالایى برخوردار بوده، نقش حیاتى در دست یابى به هدف دارد. از این رو، براى اتخاذ الگوى صحیح مصرف، ابتدا باید مصرف کننده مسلمان کالاهاى مجاز (مباح) و ممنوع (حرام) را بشناسد و در حد توان، معیار اباحه و تحریم آن ها را بداند تا در مرحله عمل، به راحتى و با انگیزه اى قوى بتواند آن حدود و مقررات را به کار بندد. از این رو، بررسى دیدگاه قرآن کریم در این زمینه، یکى از مبانى نظرى مهم در بحث مى باشد. برخى از آیات قرآن کریم معیار اباحه و جواز استفاده را «طیّب» بودن و معیار حرمت و ممنوعیت را «رجس» و «خبیث» بودن هر چیز قرار داده اند؛ مانند: ـ «قل لا اَجِدُ فیما اوحِىَ الىّ محرّماً على طاعم یطعمه الاّ ان یکون میتةً او دماً مسفوحاً او لحم خنزیر فانّه رجسٌ...» (انعام: 145)؛ بگو در آنچه بر من وحى شده، هیج غذاى حرامى نمى یابم؛ به جز این که مردار باشد، یا خونى که (از بدن حیوان) بیرون ریخته، یا گوشت خوک که این ها همه پلیدند...
ـ «و یُحلُّ لهم الطیبات و یحرّم علیهم الخبائث.» (اعراف: 157)؛ خداوند بر افراد با ایمان چیزهاى پاکیزه را حلال و مباح قرار داد و چیزهاى پلید را ممنوع گردانید.
ـ «کلوا من طیّبات ما رزقناکم» (طه: 81)؛ از روزى هاى پاکیزه اى که به شما دادیم، بخورید.
«طیب» هر چیز لذیذى است که طبع سالم انسانى از آن نفرت نداشته باشد، بلکه مورد علاقه افراد باشد. بنابراین، آنچه براى طبع سالم انسانى خوشایند باشد و آن را پاکیزه بداند، «طیّب» است. «طیّبات رزق» شامل انواع خواست هاى مطبوع و ملایم با طبع انسان مانند لباس، خوراک، مسکن، همسر و سایر نیازهاى انسان مى گردد.5 به دلیل آن که محتواى دعوت پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)با فطرت سلیم انسانى هماهنگ است، حلال و مباح گردیدن آنچه طبع سالم مى پسندد و حرام و ممنوع بودن چیزهاى پلید و تنفّرآمیز در این جهت قرار دارد.
مطلوبیت استفاده از نعمت ها استفاده از نعمت هاى الهى در حدى که انسان بتواند حیات و سلامتى خود را حفظ کند و با نشاط کامل به انجام وظایف فردى و اجتماعى اش بپردازد، نه تنها امرى مطلوب، بلکه از نظر اسلام واجب و لازم است. اسلام حتى بر بهبود کیفى حیات و زندگى و آراستگى ظاهر افراد تأکید و عنایت دارد وتظاهر به فقر و فلاکت همراه با ژولیدگى را نکوهش مى کند. قرآن کریم در آیات متعددى به استفاده از نعمت هاى الهى با عناوینى همچون «رزق الهى» و «طیّبات» و «زینت» فرمان داده است. قرآن کتابى است انسان ساز و سعى دارد ضمن ترغیب انسان به استفاده و بهره بردارى از امکانات مادى و نعمت هاى خدادادى، انگیزه شکرگزارى و سپاس را در وجود انسان تقویت کند و حدود و مقرراتى نیز براى استفاده صحیح و معقول بیان نموده است.در این جا برخى از آیات مربوط به بحث، با توضیح کوتاهى مطرح مى گردند: ـ «فکلوا ممّا رزقکم اللّهُ حلالا طیّباً واشکروا نعمة اللّه ان کنتم ایّاه تعبدون.» (نحل: 114)؛ پس از نعمت هاى حلال و پاکیزه اى که خداوند روزیتان کرده است، بخورید و اگر فقط خدا را مى پرستید، سپاسگزار نعمت هاى او باشد.    

رزاقیّت غذاى مورد استفاده انسان و آبى که مى نوشد و پوشاکى که به تن مى کند، همه از مصادیق روشن مصارف

 اویند و از مواردى هستند که در قرآن کریم از آن ها به عنوان «رزق» یاد شده اند
. 

«رزق» بر چند معنا اطلاق مى گردد: گاهى بر عطا و بخشش مستمر، که ممکن است در دنیا یا آخرت باشد، اطلاق مى گردد و گاهى به سهم و نصیب فرد «رزق» او گفته مى شود و همچنین به آنچه انسان از خوردنى ها و آشامیدنى ها، که تغذیه کرده و جزو بدن او گردیده است، «رزق» اطلاق مى گردد«رزق» را به «رزق ظاهرى»، که مربوط به بدن مى باشد، و «رزق باطنى»، که جایگاهش قلوب و قوّه ادراکى انسان مى باشد، تقسیم کرده اند. در نتیجه، غذاى انسان رزق ظاهرى، و علوم و معارف رزق باطنى او مى باشند. آیاتى از قرآن کریم بر این نکته تأکید مى کنند که روزى رسان شما و همه موجودات زنده فقط خداوند متعال است و او روزى همه را تضمین نموده است. البته روشن است که خداوند متعال امور این عالم را با اسباب و وسایل خودش به انجام مى رساند و یکى از شروط اصلى روزى رسانى به بشر در حالت طبیعى و عادى، تلاش و کوشش خود اوست. بنابراین، تضمین روزى یک واقعیت تکوینى روشن و از اصول مسلّم جهان بینى اقتصادى اسلام مى باشد که مى توان آن را به عنوان یک نظریه اقتصادى در مقابل اقتصاددانان بدبینى همچونمالتوس قرار داد. ولى از سوى دیگر، فکر و تلاش و کوشش انسان براى تحصیل روزى و امرار معاش از شؤون رزاقیت الهى است. از این رو، در سخنان پیشوایان معصوم بر تلاش و کوشش براى تأمین معاش تأکید فراوان گردیده و تحمّل رنج و زحمت در این راه مانند جهاد در راه خداوند، بلکه برتر از آن قرار داده شده است. امام صادق(علیه السلام) درباره کسى که در خانه بنشیند و فقط براى رسیدن روزى دعا کند، مى فرماید: دعاى کسى که در منزل بنشیند و بگوید پروردگارا، روزى مرا برسان، به اجابت نمى رسد و از سوى خدا به او گفته مى شود: آیا براى طلب روزى به تو فرمان ندادم؟ به دلیل آن که آیات مربوط به این بحث در قرآن کریم بسیارند، تنها به ذکر نشانى آن ها در پى نوشت اکتفا مى گردد. مجموعه اى از آیات نیز به انسان فرمان تصرف در روزى الهى مى دهند20 تا فکر و توجه بشر به آفریننده آن ها و روزى رسان جلب گردد و از سوى دیگر، با استفاده از نعمت ها و تأمین نیازهاى خود و درک لذت انواع غذاها، میوه ها و نوشیدنى ها، روحیه شکر و سپاس گزارى و به دنبال آن، اطاعت و بندگى و تقواى الهى، که

ضامن سعادت وخوشبختى انسان در دنیا و آخرت هستند 
، در او تقویت گردد
.


شناخت سنّت هاى الهى
از مجموع آیات مربوط به این بحث استفاده مى شود که منظور از «سنّت» در موارد مذکور قوانین ثابت و اساسى تکوینى یا تشریعى الهى است که هرگز دگرگونى در آن ها روى نمى دهد. این قوانین، هم بر اقوام گذشته حاکم بوده و هم بر جوامع کنونى و هم مللى که در آینده خواهند آمد، حاکم هستند. شناخت سنّت هاى الهى موجب مى گردد معرفت و بصیرت انسان نسبت به عواملى که موجب خیر و برکت و فزونى نعمت ها مى گردد، افزایش یافته و از سوى دیگر، عوامل فقر و محرومیت و نزول بلاها و مصایب را بهتر بشناسد و در نتیجه، با رعایت حدود الهى و اتخاذ الگوى صحیح و معقول، براى مصرف خود تلاش کند، عوامل نخست را در زندگى پدید آورده، از کارهایى که باعث محرومیت و گرفتارى مى گردد اجتناب ورزد. با ملاحظه آیات قرآن کریم در زمینه سنّت هاى الهى و بحث مصرف، مى توان گفت: شکر و سپاس در مقابل استفاده از نعمت ها موجب فزونى نعمت گشته و کفران و ناسپاسى موجب محرومیت و نزول بلاها مى گردد. ظلم و ستم افراد و نیز خوش گذرانى و ریخت و پاش آن ها همراه با سرمستى و غفلت از یاد خدا همواره موجب هلاکت و نابودى اقوام و ملل بوده است. ایمان و تقوا موجب نزول برکات الهى و در مقابل، روى گردانى از یاد خدا موجب سختى در معیشت و اضطراب خاطر مى گردد.

الف. ایمان و یاد خدا رفاه و آسایش انسان
ایمان به خداى متعال و معرفت و شناخت او موجب آرامش دل ها و رفع نگرانى ها مى گردد؛ زیرا فرد با ایمان به قدرت لایزال و نامتناهى خداوند معتقد است و با اعتقاد به سراى جاودان دیگر، تمام تلاش و کوشش خود را صرف انباشت ثروت و یا کسب مقام و رسیدن به لذایذ مادى بیش تر نمى کند، بلکه همه چیز را در راه اطاعت و بندگى خداى متعال و انجام وظایف و مسؤولیت هاى فردى و اجتماعى خود طلب مى کند و با اعتقاد به خداى قادر و حکیم، که تدبیر همه عالم به دست اوست و روزى رسان همه موجودات است، از روى آوردن آفات و بلیات، بیمارى ها و حوادث ترس و نگرانى ندارد و با اعتقاد به این که مرگ پایان یک حیات موقّت و کوتاه و آغاز حیاتى جاودان مى باشد، هیچ گاه مرگ در نظرش همچون کابوسى وحشتناک و غم بار جلوه نمى کند؛ زیرا با ایمان و یاد خدا دنیا را محل امتحان و گذرگاهى موقّت براى تأمین خوش بختى و سعادت هر دو سراى خود مى بیند.
ب. اعراض از یاد خدا سختى در معیشت
کسى که از یاد خدا غافل و تنها هدفش در زندگى حداکثر کردن ثروت و لذایذ مادى باشد، به هیچ حدى قانع و راضى نگشته با حرص و طمع و فزون طلبى، عرصه زندگى را بر خود تنگ کرده، نسبت به همنوعان خود ظلم و ستم مى کند. قرآن کریم در این باره مى فرماید: «و مَنْ اعرض عن ذکرى فانَّ لهُ معیشةً ضنکاً.» (طه: 124)؛ کسى که از یاد خدا اعراض نماید، براى او معیشت و زندگى سخت خواهد بود.«ضنک» به معناى تنگى همراه با سختى است. توضیح آن که اگر انسان خدا را فراموش کند و با او قطع رابطه کند، دیگر چیزى بجز دنیا نمى ماند که به آن دل ببندد و در نتیجه، چنین فردى تمام کوشش خود را صرف به دست آوردن پول و مقام و شهرت و سایر مظاهر دنیوى مى کند و هر روز آن را توسعه داده، و به هیچ حدى قانع نگشته، حرص و طمع او به جایى منتهى نمى گردد او گم شده خود را، که روح انسانى اش را اشباع و سیراب مى کند، در دنیا نمى یابد. از سوى دیگر، تکیه گاه و نقطه اعتماد مطمئنى در زندگى ندارد تا در سختى ها و ناملایمات به آن پناه ببرد و آرامش بخش او در زندگى باشد. از این رو، همواره از نزول آفات و بلاها و فرا رسیدن مرگ و بیمارى، اضطراب و نگرانى دارد و هرچند از نظر رفاه مادى و امکانات دنیوى در وسعت باشد، ولى آسایش خاطر و پایانى امیدبخش و نشاط آفرین ندارد. 


خبرگزاری فارس:اصلاح الگوی مصرفی، تلاشی جامع نگر، مدبرانه، هوشمند، دامنه دار از گذشته و به سوی آینده را می طلبد که عزم مجموعه انسان های از فرد بنگاهی، خانواری تا مجموعه های دولتی و ملی از حوزه های علمی تا دانشگاهی و دیگر مراکز علمی، تقنینی، قضایی، برنامه ریزی، اجرایی و نظارتی را می طلبد.

مقدمه :
از جریان هاى متعدد توسعه اقتصادى، اجتماعى و سیاسى صد ساله اخیر ایران؛ جمعیت کشور در پدیده هاى مهمى چون تولید ملى، مصرف ملى، تجارت کشور و سرمایه گذارى تحولات ساختارى چشمگیرى تجربه کرده است که متاسفانه غیر از چندین مقاله توصیفى محدود در هیچکدام از موضوعات مزبور تحلیل هاى جامع نگرانه از علل، ریشه ها و مولفه هاى موثر و آثار پیچیده تبعى از چنین تحولاتى اسناد علمى قابل ذ کرى در دسترس نیست .یکى از موارد مهم که در عین حال سیاسى تر نیز مى باشد تحولات اتفاق افتاده در مصرف کشور است .به صورت کلان نگر پدیده مصرف در ایران در طى صد ساله گذشته به تدریج از یک الگوى فرهنگـى کاملاًملـى -اسلامى و داخلى به یک الگـوى فرهنگى مخلـوط و مر کب از مجموعه هـاى فرهنگى داخلـى و خارجى تبدیل شده است .کمترین نماد این تحولات تعدد کالا به حد دویست هزار و تنوع و تکثر مصرفى است که همین تغییرات تدریجى داراى آثار و تبعات متعدد اقتصادى، اجتماعى و مخصوصاً سیاسى پیچیده و در عین حال خزنده و کم محسوس در زمان اتفاق بوده است به نحوى که در شرایط فعلى اعمال تغییرات اسلامى - ملى محور حتى به شرط ضرورت در پدیده مصرف فعلى چیزى سخت و در شرایطى غیر ممکن مى نماید .بدین قرار هر گونه تلاش هدفدار در اصلاح پدیده مصرف نیازمند کنکاشى عمیق، طراحى و برنامه ریزى مدبرانه و از همه مهم تـر نیازمند اجرا و مدیریتى هوشیارانه است .براین مبنا در این نوشتار ابتدا مرورى از تعری مصرف، مولفه هاى موثر در مصرف، تعری فرهنگ، تنوع و طبقه بندى فرهنگى ، نقش فرهنگ در شکل گیرى ، تداوم و تغییر الگوى مصرف مولفه هاى موثر در فرهنگ صحیح مصرف و تعری فرهنگ صحیح مصرف پرداخته مى شود؛ تا با این زمینه سازى هاى مقدماتى رهنمودهاى راهبردى جهت اصلاح الگوى صحیح مصرف ملى در سطح خانوار و بنگاه و در حوزه هاى بخش خصوصى و عمومى ارائه شود .

مصرف چیست؟
تغییر شکل تدریجی و ناگهانی کالا و خدمت در دسترس برای رفع یک نیاز یا کسب یک مطلوبیت ساده ترین مفهوم مصرف است. کنکاشی کارشناسانه به پدیده مصرف؛ غذا، لباس، مسکن، خودرو، انواع و اقسام خدمات از جمله شهری و حتی استفاده از مواد منفجره صحت تعریف فوق را به نمایش می گذارد. برای فهم، هدایت و مدیریت معقول مصرف باید پاسخی علمی به سوالی به شرح:« مولفه های اثرگذار در پدیده مصرف فردی، خانوار، بنگاه و ملی چیست؟» پیدا شود. در این راستا نظریه های اقتصادی و رفتاری مهمی برای تشریح جنبه های خرد و کلان پدیده مصرف بر مبنای مشاهدات و مطالعات میدانی ارائه شده است، ولی تاکنون به لحاظ اثر اقتضاء در این پدیده اجماعی محسوس در دسترس نیست. اما به دلیل هدف این نوشتار و اینکه هر کدام از نظریه ها مستقیم و غیرمستقیم اثر فرهنگ را نتوانسته اند رد کنند بنابراین باید دید که فرهنگ چیست و با چه مکانیزمی موجب خود پدیده مصرف و دینامیزم، پویایی و تحول در این پدیده مهم مصرف می شود.

فرهنگ چیست؟
به لحاظ لغوی فرهنگ انگاره و الگوئی جامع از دانش انسانی شامل باورها، دانش رفتارها، مجموعه ای از عادات، ارزش، اخلاق و الگوهای انجام اعمالی خاص منعکس در نهادهای گوناگون اجتماعی است. از دشواری های موجود در خود علم و فرهنگ تعریف فحوائی خود فرهنگ است. با توجه به اصول تعاریف معتبر که می گوید تعریفی معتبر است که پیامدار، جامع و همپوشان و کوتاه باشد، علیرغم دسترسی به حدود 164 نوع تعریف از فرهنگ هنوز در تعریف فحوائی فرهنگ اجماع نیست. برای این پیچیدگی دلایل متعددی است و آن اینکه همگان وجود و اثر و اهمیت آن را دریافته اند ولی به لحاظ وجود و حضور آن در اقتضاء های جغرافیایی و تاریخی متعدد و متفاوت و توجه به اثر آن در رفتارهای گوناگون انسانی، تاکنون اجماعی در میان ارائه کنندگان این تعاریف نیست. ولی در ماهیت و عناصر فرهنگی همآوائی زیاد مشاهده می شود، از جمله اینکه باور و ارزش و اخلاق از عناصر اساسی هر فرهنگی است. بنابراین در رابطه با هدف این مقاله باید پرسید که انواع فرهنگ ها از زوایای دید متفاوت چیست؟ دارای چه ساختار و سیر تحولی است. فرهنگ مصرف چیست، آیا در فرهنگ مصرف نیز بمانند هر پدیده حیاتی دیگر چرخه حیاتی وجود دارد و فرهنگ دارای مراحل آفرینش، رشد و افول است و اگر پاسخ مثبت است، مولفه های چنین چرخه در فرهنگ ها چیست و چگونه می توان از گذر اثرگذاری در این مولفه ها اصلاحاتی بسامان در چنین پدیده هایی را بوجود آورد و به پایداری این اصلاحات نیز اندیشه کرد.

انواع فرهنگ ها چیست؟
در این مقوله طبقه بندی، فرهنگ های متعدد مطرح هستند. در اینجا توجه به منشأ، ساختار و نتایج انواع فرهنگ ها است. به لحاظ منشأ، فرهنگ ممکن است الگویی ملی به ارث رسیده از نسل های پیشین همان ملت به صورت مجموعه های دانشی ملی و قومی و منطقه ای و به حالت های عمده فرهنگ و خرده فرهنگ و به صورت های در تعاملات گوناگون همسازگار و ناهمسازگار به همدیگر و با چرخه حیات خاص باشد. نیز ممکن است فرهنگ به صورت فراملی و وارداتی به طریق استفاده محسوس و غیرمحسوس از ابزارهای گوناگون و در عین حال پیچیده فرهنگی با اهداف شفاف و مبهم متعددی باشد. اجمالاً اینکه امروزه به صورت اجبار فرهنگی خاص و بسته در دنیا وجود خارجی نداشته و تقریباً همه فرهنگ ها به نسبت های متفاوت و متعدد در هم تنیده شده و ترکیباتی متفاوت از همه فرهنگ ها با آثار و تبعاتی متفاوت و متعدد است. به لحاظ ساختار، فرهنگ های گوناگون ارزش و ترجیحات متفاوت به عناصر فرهنگ از جمله به عنصر باور، اخلاق، نتایج، پایداری و حتی ناپایداری می دهند و بر این مبنا انواع فرهنگ ها بوجود می آیند. مثلاً در رابطه با نتایج بعضی فرهنگ ها به نتایج آنی مصرف و بعضی دیگر به نتایج پایدار مصرف اندیشه کرده و قرارها و باورهای مربوطه نیز بر این مبنا استوار است. به عنوان مثال موردی، مصرف گرائی مطرح در عموم جوامع امروزی، پدیده مدرنی است که بر مبنای تنظیم معادله مصرف فرد پایه شادابی شخص من و بنگاه من و خانوار من و ملت من با مصرف هر چه بیشتر و با خرید و تصرف مادی همه کالاها و خدماتی که در غایت موارد مصرفی دارند؛ بنیان گذاری شده است. اصالت در مصرف، ترجیح و باور به لذت در مصرف و نتیجه بخش بودن آنی مصرف که خود را به صورت لذت قراردادی- نه واقعی - نشان می دهد. از طرف دیگر در فرهنگ اصالت بقای دینی فرد دین محور پایداری را اساس رفتارهای خود قرار داده و آن را به شرط ماندگاری آثار مصرف تا روز قیامت، پایداری اقتصادی هزینه مصرف در حد توان سامانه، پایداری سلامتی و پایداری محیطی می داند. به صراحت در متون اسلامی اینکه پرخوری و اسراف ذم می شود، ورشکستگی ناشی از مصرف زیاد نفی می شود و همگان توصیه به حفظ محیط می شوند، پیام ها و نشانهایی در رابطه با پایداری آثار حیات تا غایت زندگی را دارد. در فرهنگ اسلامی نه تنها مصرف بلکه همه اعمال انسان با ملاک رستگاری در آخرت تنظیم می شود. کلوا و اشربوا و لا تسرفوا ان المبذرین اخوان الشیاطین و... اگر بتوانیم بفهمیم که اسراف چیست و شیطان چیست، شاید عناصر اولیه و مصادیق فرهنگ صحیح مصرف را بتوانیم دریابیم.

فرهنگ مصرفی چیست؟
الگویی از دانش مصرف انسانی شامل باورها، دانش رفتارها، مجموعه ای از عادات، ارزش، اخلاق و الگوهای خاص مصرف در شرایط گوناگون اجتماعی است، که نماد عملی آن سبد مصرفی روزانه، هفتگی، ماهانه و سالانه هر سامانه از قبیل فرد، خانوار، بنگاه، دولت و ملت است.

چرا به فرهنگ مصرفی اهمیت می دهند؟
زیرا که خیلی از جنبه های حیات متأثر از این مبحث است. همه به نسبت های متفاوت در تعیین و انتخاب الگوی مصرفی خویش به صورت نهفته و غیر محسوس متأثر از این مولفه هستیم. ضمن تجربه مثبت و منفی اثرات متفاوت این فرهنگ مجبور به برخورداری و بعضاً تحمل تبعات گوناگون آن نیز هستیم. تبعاتی که در موارد خاص دارای آثار غیرقابل برگشت تبعی چون خسارات فردی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نیز فرهنگی است.

فرهنگ مصرفی صحیح و مولفه های صحت چیست؟
برای بررسی، گزینش و دفاع از فرهنگ صحیح باید ابتدا یک چهارچوب ارزش داوری صحیحی انتخاب کرد که کاری بس دشوار است. پایه این چهارچوب ارزش داوری، نگاهی فلسفی به خود حیات و به فرع حیات یعنی به مصرف است. چرایی حیات در نگاهی فلسفی دامنه های وسیعی از پوچ گرائی - نهیلیزم، تا آرمان خواهی ها بر مبنای اصالت بشر و اصالت خود حیات دارد. این چنین چرایی مصرف دامنه های وسیعی از اصالت لذت در مصرف تا مصرف به خاطر حیات پایدار ادامه دار تا زمان رستاخیز را دارد. از این همه پیچیدگی ها می توان به حداقل مولفه ها به شرح پایداری در سلامت انسانی، پایداری محیط زیست و پایداری اقتصادی که تا حدودی در همه فلسفه ها نیز هماوا است، مفاهمه کرد. بدین قرار فرهنگ صحیح مصرفی فرهنگی است که در غایت انسان را راهنمای خوب به سوی سلامتی بیشتر وی، به سوی پایداری بیشتر محیط زیست حول و حوش خودش و نیز به سوی نیل به تعادل اقتصادی بیشتر در سامانه وی از قبیل فرد، خانواده، بنگاه و ملت باشد.

الگوی مصرفی چیست؟
الگو، موضوعی قابل برگشت و تکرار از چیزها و حوادث گوناگون شامل عناصر تشکیل دهنده آن پدیده است که می تواند به صورت قابل پیش بینی و قابل تکرار درآید. ماهیت خود الگو اطلاعات است که شیوه خاصی از عمل و عکس العمل انسان در اقتضاءهای گوناگون را بیان می کند.
آنجایی که این الگو به مرحله کاربرد و فعالیت تبدیل می شود، جنبه عملیاتی الگو مشاهده می شود. پس جنبه اطلاعاتی و کاربردی الگوی مصرف نیازمند تعاریف ویژه در اقتضاءهای متفاوت و نیز کنکاش در توفیرات موجود و علل و عوامل این توفیرات و نیز توجه به چرخه های به وجود آمده در الگوهای رفتار و عملی این پدیده حساس مصرف است. همین توجه است که می تواند مبنای پاسخ سوالاتی حساس چون: «آیا الگوی مصرفی موجود به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی الگوی مطلوب، پایدار و مناسبی است؟» باشد.

تحلیل آثار متفاوت مصرف بی رویه آب و برق و انرژی و غذا
مصرف بی رویه آب و برق و انرژی و غذا که فعلاً به نسبت هایی در سطوح فرد و خانوار و بنگاه و به صورت اعم در سطح ملی - بخش خصوصی و دولتی - مطرح است از فرهنگی ناصحیح که تدریجاً در بین ماها نفوذ کرده ناشی است که موجبات پرهزینگی خرد بنگاهی و خانواری و کلان ملی شده و موجبات ناسلامتی های خرد و کلان و موجبات ناپایداری های زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است که اگر بتوانیم اصالت خود به کار گرفته شده را بفهمیم از همه اول این اصالت فلسفی و فرهنگی نیاز به اصلاح دارد. که در این بین باید که از رهنمودهای اسلام در الگوی مصرف استفاده شایسته ای بشود.

رهنمودهای اسلام در الگوی مصرف
در شرع مقدس اسلام بمانند خیلی از پدیده ها و مسائل بعضی اصول، قواعد و راهنمایی های عام و بعضی دستورالعمل های خاص وجود دارد. در رابطه با پدیده مصارف انسانی انصافاً این مکتب خیلی غنی است، به طوری که شرح مفصل این موضوع تحقیق، مطالعه و تحلیل های تخصصی می طلبد. در رابطه با اصول عام مصرف، شرع مقدس مثل تمام پدیده ها عقلانیت، حلاوت و حلالیت مصرف انسانی را نیز با قواعد امانتداری و لاضرر و ضرر می بیند. بدین شرح که اگر در سامانه مصرف انسانی، مولفه های خود انسان، انواع و اقسام منابع از طبیعت، محصولات، افراد تلاش گر و دیگر مولفه ها درگیر هستند؛ خود مصرف کننده هم در پیش خود و هم در پیش خدا امانت بوده و اصل عدم خیانت به امانت از اصول محکم اسلامی است و از این مبنا حدود مصرف توصیه شده در اسلام دارای دامنه ای است که نباید به خود شخص، به محیط و به جامعه از منظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی موجب ضرر و زیان باشد. در رابطه با دستورالعمل های خاص نیز پرخوری، حرام خواری، ذم می شود.

رهنمودهای آینده
در راستای اصلاح الگوی مصرف که مقام معظم رهبری آن را برای سال جاری مطرح کرده اند، به نظر می رسد که از همه اول یک سامانه هوشمند و متعهد به قواعد اسلامی - امانتدار و ضرر نرسان - مراحل زیر را طراحی، برنامه ریزی، اجرا و کنترل و نظارت کرده و به مصداق کلکم راع به داوری عام بگذارند و با بازخورد نتایج داوری عام به صورت پویا به فکر اصلاح باشند.
1- جمع آوری مستندات علمی و تجربی مصارف ملی کشور در سطح فرد - خانوار و بنگاه - عام - دولت
2- تعیین استانداردهای ملی، اسلامی و بین المللی حدود سلامتی و حدود ضرر هر کدام از مصارف فوق در هر سامانه بر مبنای عوامل شناخته شده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، با برآورد حاشیه های ضرر و خسارت فردی، ملی
3- ریشه یابی علل و عوامل متعدد مصارف فعلی به وجود آمده با مشخص کردن حدود آسیب پذیری
4- ساماندهی های فرهنگی الگوی صحیح مصرف از طریق اصول متقن مهندسی فرهنگی و ترویج مداوم و پویای این فرهنگ، با بازخورد نتایج این فرهنگ سازی
5- ساماندهی های اقتصادی جامع برای حمایت از الگوی مصرفی صحیح
6- ساماندهی های سیاسی جامع برای هدایت کل سامانه به آرمان های اسلامی

جمع بندی
بدین ترتیب از آنچه که از محتوای این نگارش مشخص می شود، اصلاح الگوی مصرفی، تلاشی جامع نگر، مدبرانه، هوشمند، دامنه دار از گذشته و به سوی آینده را می طلبد که عزم مجموعه انسان های از فرد بنگاهی، خانواری تا مجموعه های دولتی و ملی از حوزه های علمی تا دانشگاهی و دیگر مراکز علمی، تقنینی، قضایی، برنامه ریزی، اجرایی و نظارتی را می طلبد که مطمئناً از ضرورت های روز کشور بوده و تأخیر در این مهم موجب ضمان همگانی و مخصوصاً ضمان متعهدین به دلیل احتمال ورود خسارات متداوم، متعدد و دامنه دار به جامعه، به طبیعت و از همه مهم تر خدشه خطرناک به فرهنگ اسلامی است.

نویسنده: رسول محمدر ضایى ا

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803041470



خبرگزاری فارس: الگوى مصرف هر جامعه نقشى تعیین کننده در تخصیص منابع تولید، نوع کالاهاى تولیدى و شیوه توزیع آن ها دارد؛ زیرا تخصیص بهینه منابع براى تولید کالاها و ارائه خدمات تا حد زیادى به شناخت الگوى صحیح مصرف و حاکمیت آن بستگى دارد.

الگوى مصرف هر جامعه نقشى تعیین کننده در تخصیص منابع تولید، نوع کالاهاى تولیدى و شیوه توزیع آن ها دارد؛ زیرا تخصیص بهینه منابع براى تولید کالاها و ارائه خدمات به منظور تأمین نیازهاى ضرورى و حیاتى جامعه و رفع فقر و محرومیت، تا حد زیادى به شناخت الگوى صحیح مصرف و حاکمیت آن بستگى دارد و این امر مبتنى بر جهت دهى معقول و منطقى به افکار، عقاید، آداب و رسوم و ارزش هاى مورد قبول جامعه یا به طور خلاصه، فرهنگ عمومى مردم مى باشد. این مقاله در دو بخش «مبانى نظرى» و «مبانى راهبردى» سامان دهى شده است؛ تا هم آگاهى و شناختِ لازم براى تشخیص الگوى صحیح مصرف به دست آید و هم در مرحله عمل و صحنه اجرایى، ویژگى هاى الگوى مناسب مصرف براى افراد جامعه روشن شود و شیوه هاى صحیح تخصیص درآمدها و مصرف کالاها و خدمات تعیین گردند.

شناسایى نیازهاى واقعى و رعایت اعتدال و صرفه جویى در بهره بردارى از امکانات را «الگوى صحیح مصرف» بیان مى کند. مصرف در یک جامعه، نقشى مهم در تعیین نوع، میزان و شکل تولید و توزیع دارد و از سوى دیگر، خود تحت تأثیر نوع و میزان تولید است. بنابراین، مناسب است نکاتى درباره ضرورت اتخاذ الگوى صحیح مصرف مطرح گردند:

1. اگر وضعیت جامعه به گونه اى باشد که افراد را به سمت مصرف هرچه بیش تر سوق دهد، بخش اعظم منابع درآمد جامعه به مصرف اختصاص مى یابد و روشن است که در چنین وضعیتى از سطح پس انداز کل کاسته، زمینه مناسب براى سرمایه گذارى فراهم نمى گردد. این مسأله کاهش تولید و فقر اجتماعى را به دنبال مى آورد و ضعف اقتصادى نیز زمینه فقر فرهنگى و انحطاط اجتماعى را فراهم مى کند و این امور در مجموع، آسیب پذیرى جامعه را در برابر قدرت هاى سلطه گر افزایش مى دهد و استقلال سیاسى کشور را تهدید مى کند و چنان که تأمین نیازهاى رو به افزایش جامعه از راه واردات انجام گیرد، تأمین ارز مورد نیاز براى خرید از بازار جهانى، روند وابستگى را تشدید مى نماید.

2. در هیچ جامعه اى فراوانى مطلق وجود ندارد و عوامل تولید با محدودیت و کم یابى نسبى مواجه مى باشند. الگوى مصرف حاکم بر جامعه مى تواند به تخصیص بهینه منابع و نحوه به کارگیرى عوامل تولید کمک کند، به گونه اى که در برگیرنده نیازهاى ضرورى و اساسى باشد و با اولویت بندى و تشخیص میزان اهمیت هریک، زمینه لازم را براى استفاده منطقى از امکانات فراهم آورد. بنابراین، با توجه به این که از یک سو، امکانات و توانمندى هاى جامعه در هر مقطع زمانى، با محدودیت هایى مواجهند و از سوى دیگر، میزان نیاز، به سبب رشد جمعیت همواره در حال افزایش است، از این رو، چنین وضعیتى لزوماً افزایش تولید را مى طلبد که در صورت عدم تحقق آن، تولید ناچیز کالاها و خدمات بین جمعیتى زیاد تقسیم مى گردد و این نتیجه اى جز افزایش فقر و محرومیت به دنبال ندارد.

3. در صورتى که کشورى درآمدهاى حاصل از صادرات و فروش نفت را در اختیار داشته باشد، الگوى مصرف در آن کشور باید زمینه لازم را براى هدایت اقتصاد به سمتى فراهم آورد که هنگام کاهش یا قطع این درآمدها، بتوان اقتصاد جامعه را به خوبى اداره کرد. در غیراین صورت، وابستگى و در نتیجه، آسیب پذیرى جامعه همواره افزایش مى یابد و ممکن است به سرنوشت کشورهایى همچون آرژانتین مبتلا گردد. این کشور اکنون قریب 130 میلیارد دلار بدهى خارجى و 150 میلیارد دلار بدهى داخلى دارد. وضعیت نامطلوب اقتصادى، ناآرامى ها و اعتراضات مردمى را در آن جا به اوج خود رساند. با بررسى علل این حوادث مى بینیم که وابستگى شدید آن کشور به وام هاى خارجى و پى روى از دستورالعمل هاى صندوق بین المللى پول (بدون توجه به مصالح و منافع ملى آن کشور) یا به طور خلاصه، نداشتن الگوى صحیح در تولید و مصرف، نقشى اساسى داشته است. در میان عواملى که بر تعیین الگوى مصرف در یک جامعه نقش دارند، به نطر مى رسد «فرهنگ حاکم بر جامعه» مؤثرتر و داراى تأثیر عمیق ترى مى باشد؛ زیرا اعمال و تصمیم گیرى افراد آینه تمام نماى عقاید، اندیشه ها و نحوه نگرش به جهان هستى و ارزش هاى مورد قبول آن هاست. از سوى دیگر، آداب و رسوم، ارزش ها و افکار و عقاید اجزاى اصلى تشکیل دهنده فرهنگ هر جامعه مى باشند. بنابراین، فرهنگ در فرایند تصمیم گیرى و اعمال و رفتار اقتصادى افراد جامعه نقشى اساسى دارد. در این میان، جایگاه فرهنگ مصرف در مکتب اهل بیت پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)به خوبى از سخنان پیشوایان معصوم نمایان است. براى نمونه، امام سجّاد(علیه السلام)در یکى از دعاهاى خود چنین مى فرماید: «پروردگارا، بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا از اسراف و زیاده روى باز دار و به بخشش و میانه روى قوام ده و تنظیم صحیح امور زندگى را به من بیاموز و مرا از تضییع نعمت ها بازدار.»1
اتخاذ الگوى صحیح و منطقى در مصرف، آثار فردى و اجتماعى فراوانى به دنبال دارد؛ زیرا در سطح کلان، تا امکانات یک جامعه با نیازها و خواست هاى افراد آن جامعه متناسب و هماهنگ نباشد، کسب استقلال اقتصادى و دست یابى به عزّت و سرافرازى ممکن نمى گردد و در سطح فردى، بدون اجتناب از مصارف غیرضرور و تجمّلى و تقدیر معیشت به معناى متوازن نمودن درآمدها و هزینه ها آرامش روحى و روانى، که شرط اصلى رفاه مادى است، به وجود نمى آید. جستوجوى الگوى مصرف متناسب خانوار به معناى تهیه نسخه اى عام براى همه نیست، بلکه آشنایى با معیارها، فرضیه ها و رفتارهاى بخردانه اى در مصرف است که خانواده در پرتو آن بهتر مى تواند بر مسائل و مشکلات مالى خویش غلبه کند و هزینه ها را تا حد ممکن به امکانات نزدیک نموده، از فشارهاى روانى وارد بر خانواده از نظر ساعات کار و احساس محرومیت و خفّت و شکست بکاهد.2

مبانى نظرى بحث

شناخت کالاهاى مباح و ممنوع
یکى از لوازم به کارگیرى الگوى معقول و منطقى براى انجام هر کارى ایجاد شناخت و بصیرت لازم نسبت به آن کار و حدود و موازین آن است. در این میان، رعایت برخى حدود و مقررّات، لازم و ضرورى اند و بعضى دیگر در درجه اهمیت بعدى قرار دارند. بنابراین، شناخت اولویت ها و موارد مهم از حساسیت بالایى برخوردار بوده، نقش حیاتى در دست یابى به هدف دارد. از این رو، براى اتخاذ الگوى صحیح مصرف، ابتدا باید مصرف کننده مسلمان کالاهاى مجاز (مباح) و ممنوع (حرام) را بشناسد و در حد توان، معیار اباحه و تحریم آن ها را بداند تا در مرحله عمل، به راحتى و با انگیزه اى قوى بتواند آن حدود و مقررات را به کار بندد. از این رو، بررسى دیدگاه قرآن کریم در این زمینه، یکى از مبانى نظرى مهم در بحث مى باشد.
برخى از آیات قرآن کریم معیار اباحه و جواز استفاده را «طیّب» بودن و معیار حرمت و ممنوعیت را «رجس» و «خبیث» بودن هر چیز قرار داده اند؛ مانند:
ـ «قل لا اَجِدُ فیما اوحِىَ الىّ محرّماً على طاعم یطعمه الاّ ان یکون میتةً او دماً مسفوحاً او لحم خنزیر فانّه رجسٌ...» (انعام: 145)؛ بگو در آنچه بر من وحى شده، هیج غذاى حرامى نمى یابم؛ به جز این که مردار باشد، یا خونى که (از بدن حیوان) بیرون ریخته، یا گوشت خوک که این ها همه پلیدند...
ـ «و یُحلُّ لهم الطیبات و یحرّم علیهم الخبائث.» (اعراف: 157)؛ خداوند بر افراد با ایمان چیزهاى پاکیزه را حلال و مباح قرار داد و چیزهاى پلید را ممنوع گردانید.
ـ «کلوا من طیّبات ما رزقناکم» (طه: 81)؛ از روزى هاى پاکیزه اى که به شما دادیم، بخورید.3
«طیب» هر چیز لذیذى است که طبع سالم انسانى از آن نفرت نداشته باشد، بلکه مورد علاقه افراد باشد. بنابراین، آنچه براى طبع سالم انسانى خوشایند باشد و آن را پاکیزه بداند، «طیّب» است.4 «طیّبات رزق» شامل انواع خواست هاى مطبوع و ملایم با طبع انسان مانند لباس، خوراک، مسکن، همسر و سایر نیازهاى انسان مى گردد.5 به دلیل آن که محتواى دعوت پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله)با فطرت سلیم انسانى هماهنگ است، حلال و مباح گردیدن آنچه طبع سالم مى پسندد و حرام و ممنوع بودن چیزهاى پلید و تنفّرآمیز در این جهت قرار دارد.

مطلوبیت استفاده از نعمت ها
استفاده از نعمت هاى الهى در حدى که انسان بتواند حیات و سلامتى خود را حفظ کند و با نشاط کامل به انجام وظایف فردى و اجتماعى اش بپردازد، نه تنها امرى مطلوب، بلکه از نظر اسلام واجب و لازم است. اسلام حتى بر بهبود کیفى حیات و زندگى و آراستگى ظاهر افراد تأکید و عنایت دارد وتظاهر به فقر و فلاکت همراه با ژولیدگى را نکوهش مى کند. قرآن کریم در آیات متعددى به استفاده از نعمت هاى الهى با عناوینى همچون «رزق الهى» و «طیّبات» و «زینت» فرمان داده است. قرآن کتابى است انسان ساز و سعى دارد ضمن ترغیب انسان به استفاده و بهره بردارى از امکانات مادى و نعمت هاى خدادادى، انگیزه شکرگزارى و سپاس را در وجود انسان تقویت کند و حدود و مقرراتى نیز براى استفاده صحیح و معقول بیان نموده است.در این جا برخى از آیات مربوط به بحث، با توضیح کوتاهى مطرح مى گردند:
ـ «فکلوا ممّا رزقکم اللّهُ حلالا طیّباً واشکروا نعمة اللّه ان کنتم ایّاه تعبدون.» (نحل: 114)؛ پس از نعمت هاى حلال و پاکیزه اى که خداوند روزیتان کرده است، بخورید و اگر فقط خدا را مى پرستید، سپاسگزار نعمت هاى او باشد.
ـ «یا ایُّها الذین آمنوا لا تحرّموا طیّبات ما احلَّ اللّهُ لکم.» (مائده: 87)؛ اى کسانى که ایمان آورده اید، روزى هاى پاکیزه اى را که خداوند بر شما حلال کرده است، برخود حرام نکنید.
ـ «یا بنى آدم خذوا زینتکم عندَ کلِّ مسجد و کلوا واشربوا و لا تسرفوا انّه لا یحبّ المسرفین قل مَن حرّم زینةَ الله الّتى اخرج لعباده و الطیّبات من الرّزق.» (اعراف: 31 و 32)؛ اى فرزندان آدم، زینت هاى خود را به هنگام ورود به هر پرستشگاهى (مسجدى) برگیرید و بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نکنید. خداوند متعال اسراف کنندگان را دوست ندارد. (اى پیامبر) بگو چه کسى زینت ها و روزى هاى پاکیزه اى را که خداوند براى بندگانش قرار داده، حرام و ممنوع گردانیده است؟!
هر چیزى که از انسان عیب پوشى کند وموجب آراستگى او باشد، «زینت» است؛ مانند کمالات اخلاقى و یا انواع لباس ها و آرایش هایى که موجب جلب نظر دیگران شود و نفرت را بزداید. بنابراین، لباس هاى کهنه، موهاى ژولیده، بدن کثیف، آلودگى و بى نظمى در منزل یا محیط کار نمونه هایى از عوامل نفرت زا هستند که خداوند متعال آن ها را براى یک انسان، به ویژه براى افراد با ایمان، نمى پسندد. از این رو، زیبایى و آراستگى را محبوب فطرى انسان قرار داده و او را اجتماعى آفریده و نحوه آراستن خویش را به او الهام کرده است تا هم مورد رغبت دیگران باشد و هم با برقرارى روابط اجتماعى، نیازهاى روحى و مادى جامعه تأمین گردند.6
بنابراین، چیزهاى مطبوع را خداوند براى همه انسان ها، به ویژه بندگان صالحش، آفریده است و این طرز تفکّر، که تلاش براى به دست آوردن امکانات مادى ممکن است با انحرافات و آلودگى هایى همراه گردد، پس بهتر است تا آن جا که ممکن است افراد باایمان از نعمت هاى دنیوى استفاده نکنند، از نظر اسلام قابل قبول نیست.
امام صادق(علیه السلام) در این زمینه مى فرماید: «زمانى که نعمت ها وفور یافتند و دنیا به انسان رو آورد، بندگان صالح و شایسته و افراد با ایمان به استفاده از آن ها سزاوارترند.»7
به طور کلى، به دلیل آن که محتواى دعوت انبیاى الهى با فطرت سالم انسانى هماهنگ است، هیچ دلیلى بر اباحه نعمت هاى الهى و مطلوبیت استفاده از آن ها بالاتر از جاذبه طبع و موافقت فطرت انسانى با آن ها (به شرط اعتدال) وجود ندارد.8 سیره عملى پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) و روش زندگى معصومان(علیهم السلام)نیز بر این مطلب دلالت دارد. در زندگى امام سجّاد(علیه السلام)آمده است: آن حضرت عبایى از خز به مبلغ پانصد یا هزار درهم خریدارى مى کرد و چون زمستان را با آن مى گذرانید، مى فروخت و بهایش را صدقه مى داد.9
همچنین مى بینیم وقتى امیرالمؤمنین(علیه السلام) ابن عباس را به سوى خوارج فرستاد، او بهترین لباس هاى خود را پوشید و بوى خوش استعمال کرد و بهترین مرکبش را سوار گردید و نزد آن ها رفت. خوارج گفتند: تو از بهترین مردم هستى و با لباس هاى جبّاران و مرکب آنان نزد ما آمدى؟ ابن عباس در جواب آن ها این آیه را تلاوت کرد: «قُل من حرّمَ زینةَ اللّه الّتى اخرج لعباده و الطیّبات من الرّزق.»10

توجه به آفریننده نعمت ها
به دلیل آن که امتیاز انسان بر سایر موجودات به داشتن فکر و عقل و اراده و اختیار در زندگى است، بنابراین تنها زمانى حیات او از یک زندگى حیوانى متمایز مى گردد که با به کارگیرى اندیشه و فکر خود و از روى اختیار و اراده، راه سعادت و دست یابى به کمالات انسانى را پیموده، تنها به رفع نیازهاى مادى خود و اشباع غرایز حیوانى بسنده نکند. روشن است که همه موجودات زنده براى تداوم حیاتشان، به دنبال خوراک، و ساختن سرپناهى مناسب مى روند و انسان نیز در این جهت تلاش مى کند. قرآن کریم ضمن تأیید و پاسخ گویى مثبت به تأمین این گونه نیازها، نمى خواهد انسان در این حد متوقف گردیده و مصرف او صرفاً با هدف تأمین نیازهاى مادى انجام پذیرد، بلکه مطلوب قرآن این است که انسان به عنوان برترین آفریده هستى، با داشتن اندیشه و تعقّل و اختیار، کارهایش جهت انسانى خاص خود را پیدا کند. بهترین و آسان ترین راه آن است که انسان با آفریننده جهان هستى و خالق نعمت ها و مواهب مادى به عنوان مبدأ همه کمالات و سرچشمه همه فیوضات آشنا شود تا با اطمینان و یقین بداند آنچه از کمالات و زیبایى ها در جهان هستى مشاهده مى کند، همه مخلوق حق تعالى هستند و انسان باید ضمن استفاده صحیح و بجا از آن ها، بصیرت و شناخت خود را نسبت به خالق خود زیادتر نموده، راه تکاملى شایسته مقام انسانى را بپیماید؛ یعنى با تقویت معرفت و تحصیل کمالات انسانى، به خداى بزرگ نزدیک تر گردد.11 آیات مربوط به بحث را در سه دسته مى توان بررسى نمود:

1. خالقیت
بسیارى از آیات12 با ذکر نعمت هاى گوناگون، مانند انواع غذاها، میوه ها، نوشیدنى ها، خوراک، پوشاک، مسکن، وسایل حمل و نقل و سوخت بر این نکته تأکید مى کنند که خداوند آن ها را آفریده و در اختیار بشر قرار داده است تا انسان معرفت و بصیرت خود را افزایش داده، فرمانبردار و مطیع فرامین الهى باشد و همراه با استفاده از نعمت ها، شکر و سپاس به درگاه الهى را از یاد نبرد.

2. تناسب نعمت ها با نیازهاى بشر
خداى متعال که آفریننده و خالق بشر است، از هرکس به نیازهاى او براى تداوم حیات و رشد و تکامل انسانى آگاه تر مى باشد. از این رو، او که از همه مستغنى و بى نیاز است، از روى لطف و مهربانى آنچه را انسان بدان نیازمند بوده، از انواع غذاها، میوه جات، نوشیدنى ها، پوشاک مناسب، هواى سالم، وسایل حمل و نقل و مانند آن ها را در اختیارش قرار داده است. آیاتى از قرآن کریم13 با برشمردن نعمت هاى گوناگون که هرکدام تأمین کننده یکى از نیازهاى انسان است، این نکته را یادآور مى شوند که نوعى هماهنگى و تناسب بین احتیاجات انسان و امکانات مادى در اختیار او برقرار است و از انسان مى خواهند در آن ها تفکر کند؛ زیرا با تفکر در این امور، معرفت و بصیرت فرد نسبت به خالق و مدبّر این جهان بیش تر گشته و با کسب چنین معرفتى، زمینه اطاعت و بندگى و سپاس گزارى در مقابل حق تعالى و احسان بیکران او پدیدار مى گردد و روحیه شکر و سپاس در او تقویت مى گردد.14

3. رزاقیّت
غذاى مورد استفاده انسان و آبى که مى نوشد و پوشاکى که به تن مى کند، همه از مصادیق روشن مصارف اویند و از مواردى هستند که در قرآن کریم از آن ها به عنوان «رزق» یاد شده اند.
«رزق» بر چند معنا اطلاق مى گردد: گاهى بر عطا و بخشش مستمر، که ممکن است در دنیا یا آخرت باشد، اطلاق مى گردد و گاهى به سهم و نصیب فرد «رزق» او گفته مى شود و همچنین به آنچه انسان از خوردنى ها و آشامیدنى ها، که تغذیه کرده و جزو بدن او گردیده است، «رزق» اطلاق مى گردد.15
«رزق» را به «رزق ظاهرى»، که مربوط به بدن مى باشد، و «رزق باطنى»، که جایگاهش قلوب و قوّه ادراکى انسان مى باشد، تقسیم کرده اند. در نتیجه، غذاى انسان رزق ظاهرى، و علوم و معارف رزق باطنى او مى باشند.16
آیاتى از قرآن کریم بر این نکته تأکید مى کنند که روزى رسان شما و همه موجودات زنده فقط خداوند متعال است و او روزى همه را تضمین نموده است. البته روشن است که خداوند متعال امور این عالم را با اسباب و وسایل خودش به انجام مى رساند و یکى از شروط اصلى روزى رسانى به بشر در حالت طبیعى و عادى، تلاش و کوشش خود اوست. بنابراین، تضمین روزى یک واقعیت تکوینى روشن و از اصول مسلّم جهان بینى اقتصادى اسلام مى باشد که مى توان آن را به عنوان یک نظریه اقتصادى در مقابل اقتصاددانان بدبینى همچونمالتوس قرار داد. ولى از سوى دیگر، فکر و تلاش و کوشش انسان براى تحصیل روزى و امرار معاش از شؤون رزاقیت الهى است. از این رو، در سخنان پیشوایان معصوم بر تلاش و کوشش براى تأمین معاش تأکید فراوان گردیده و تحمّل رنج و زحمت در این راه مانند جهاد در راه خداوند، بلکه برتر از آن قرار داده شده است.17
امام صادق(علیه السلام) درباره کسى که در خانه بنشیند و فقط براى رسیدن روزى دعا کند، مى فرماید: دعاى کسى که در منزل بنشیند و بگوید پروردگارا، روزى مرا برسان، به اجابت نمى رسد و از سوى خدا به او گفته مى شود: آیا براى طلب روزى به تو فرمان ندادم؟18
به دلیل آن که آیات مربوط به این بحث در قرآن کریم بسیارند، تنها به ذکر نشانى آن ها در پى نوشت اکتفا مى گردد.19
مجموعه اى از آیات نیز به انسان فرمان تصرف در روزى الهى مى دهند20 تا فکر و توجه بشر به آفریننده آن ها و روزى رسان جلب گردد و از سوى دیگر، با استفاده از نعمت ها و تأمین نیازهاى خود و درک لذت انواع غذاها، میوه ها و نوشیدنى ها، روحیه شکر و سپاس گزارى و به دنبال آن، اطاعت و بندگى و تقواى الهى، که ضامن سعادت و خوشبختى انسان در دنیا و آخرت هستند، در او تقویت گردد.

شناخت سنّت هاى الهى
از مجموع آیات مربوط به این بحث استفاده مى شود که منظور از «سنّت» در موارد مذکور قوانین ثابت و اساسى تکوینى یا تشریعى الهى است که هرگز دگرگونى در آن ها روى نمى دهد.21 این قوانین، هم بر اقوام گذشته حاکم بوده و هم بر جوامع کنونى و هم مللى که در آینده خواهند آمد، حاکم هستند.22
شناخت سنّت هاى الهى موجب مى گردد معرفت و بصیرت انسان نسبت به عواملى که موجب خیر و برکت و فزونى نعمت ها مى گردد، افزایش یافته و از سوى دیگر، عوامل فقر و محرومیت و نزول بلاها و مصایب را بهتر بشناسد و در نتیجه، با رعایت حدود الهى و اتخاذ الگوى صحیح و معقول، براى مصرف خود تلاش کند، عوامل نخست را در زندگى پدید آورده، از کارهایى که باعث محرومیت و گرفتارى مى گردد اجتناب ورزد.
با ملاحظه آیات قرآن کریم در زمینه سنّت هاى الهى و بحث مصرف، مى توان گفت: شکر و سپاس در مقابل استفاده از نعمت ها موجب فزونى نعمت گشته23 و کفران و ناسپاسى موجب محرومیت و نزول بلاها مى گردد.24 ظلم و ستم افراد و نیز خوش گذرانى و ریخت و پاش آن ها همراه با سرمستى و غفلت از یاد خدا همواره موجب هلاکت و نابودى اقوام و ملل بوده است.25 ایمان و تقوا موجب نزول برکات الهى26 و در مقابل، روى گردانى از یاد خدا موجب سختى در معیشت و اضطراب خاطر مى گردد.27

الف. ایمان و یاد خدا رفاه و آسایش انسان
ایمان به خداى متعال و معرفت و شناخت او موجب آرامش دل ها و رفع نگرانى ها مى گردد؛ زیرا فرد با ایمان به قدرت لایزال و نامتناهى خداوند معتقد است و با اعتقاد به سراى جاودان دیگر، تمام تلاش و کوشش خود را صرف انباشت ثروت و یا کسب مقام و رسیدن به لذایذ مادى بیش تر نمى کند، بلکه همه چیز را در راه اطاعت و بندگى خداى متعال و انجام وظایف و مسؤولیت هاى فردى و اجتماعى خود طلب مى کند و با اعتقاد به خداى قادر و حکیم، که تدبیر همه عالم به دست اوست و روزى رسان همه موجودات است، از روى آوردن آفات و بلیات، بیمارى ها و حوادث ترس و نگرانى ندارد و با اعتقاد به این که مرگ پایان یک حیات موقّت و کوتاه و آغاز حیاتى جاودان مى باشد، هیچ گاه مرگ در نظرش همچون کابوسى وحشتناک و غم بار جلوه نمى کند؛ زیرا با ایمان و یاد خدا دنیا را محل امتحان و گذرگاهى موقّت براى تأمین خوش بختى و سعادت هر دو سراى خود مى بیند.

ب. اعراض از یاد خدا سختى در معیشت
کسى که از یاد خدا غافل و تنها هدفش در زندگى حداکثر کردن ثروت و لذایذ مادى باشد، به هیچ حدى قانع و راضى نگشته با حرص و طمع و فزون طلبى، عرصه زندگى را بر خود تنگ کرده، نسبت به همنوعان خود ظلم و ستم مى کند. قرآن کریم در این باره مى فرماید: «و مَنْ اعرض عن ذکرى فانَّ لهُ معیشةً ضنکاً.» (طه: 124)؛ کسى که از یاد خدا اعراض نماید، براى او معیشت و زندگى سخت خواهد بود.
«ضنک» به معناى تنگى همراه با سختى است.28 توضیح آن که اگر انسان خدا را فراموش کند و با او قطع رابطه کند، دیگر چیزى بجز دنیا نمى ماند که به آن دل ببندد و در نتیجه، چنین فردى تمام کوشش خود را صرف به دست آوردن پول و مقام و شهرت و سایر مظاهر دنیوى مى کند و هر روز آن را توسعه داده، و به هیچ حدى قانع نگشته، حرص و طمع او به جایى منتهى نمى گردد.29 او گم شده خود را، که روح انسانى اش را اشباع و سیراب مى کند، در دنیا نمى یابد. از سوى دیگر، تکیه گاه و نقطه اعتماد مطمئنى در زندگى ندارد تا در سختى ها و ناملایمات به آن پناه ببرد و آرامش بخش او در زندگى باشد. از این رو، همواره از نزول آفات و بلاها و فرا رسیدن مرگ و بیمارى، اضطراب و نگرانى دارد و هرچند از نظر رفاه مادى و امکانات دنیوى در وسعت باشد، ولى آسایش خاطر و پایانى امیدبخش و نشاط آفرین ندارد.

تصحیح انگیزه ها
انسان در بهره بردارى از کالاها و خدمات، انگیزه هاى گوناگونى دارد که افکار و خواست هاى او آن ها را شکل مى دهد. برخى از این انگیزه ها به دلیل نیازهاى معقول واقعى انسان پدید مى آیند؛ مانند خوردن غذا و نوشیدن آب براى تداوم حیات و سلامتى یا استفاده از لباس و مسکن مناسب براى در امان ماندن از سرما و گرما و حفظ شخصیت اجتماعى. اسلام نیز هماهنگ با فطرت سالم انسانى، با آن ها موافق است و نه تنها پاسخ به این نیازها را مطلوب، بلکه گاهى لازم و ضرورى مى داند، ولى سعى دارد انسان را به گونه اى تربیت کند که تمام حرکت ها و فعالیت هایش، او را به هدف نهایى آفرینش، یعنى مقام قرب الهى و کسب رضایت حق تعالى، نزدیک گرداند. مصرف نیز از این قاعده مستثنى نیست.30
با ملاحظه آیات قرآن کریم، به این نتیجه مى رسیم که قرآن استفاده از نعمت هاى الهى و مصرف کالاها و خدمات را نه تنها مذموم نمى داند، بلکه تا حدّى آن را ضرورى و لازمه تداوم حیات بشرى مى داند، ولى همین قصد مى تواند به صورتى مثبت و شایسته مقام انسان درآمده، فرد را با انگیزه اى صحیح و ارزشمند به سوى انجام کار رهنمون سازد، یا آن که به صورت منفى و ناسازگار با اهداف انسانى، محرکى به سوى کارها گردد.

الف. انگیزه مثبت
یکى از انگیزه هاى مثبت براى مصرف کالاها و خدمات، تأمین نیازهاى مادى است که امرى مطلوب و لازمه تداوم حیات انسان است. از این رو، خداوند متعال در مقام یاداورى نعمت هاى خود در قرآن کریم مى فرماید: «ما معایش (خوراک، پوشاک، نوشیدنى و سایر چیزهایى که گذران زندگى انسان به آن وابسته است)31 را در اختیار شما قرار دادیم.»32
نکته مهم آن که قرآن مى خواهد انسان از نظر روحى و کمالات معنوى طورى تربیت گردد که با افزایش معرفت او نسبت به مقام والاى انسان، انگیزه اش براى مصرف در حد تأمین نیازهاى مادى و رسیدن به لذایذ جسمانى باقى نماند، بلکه از نظر قرآن، مطلوب آن است که همه تلاش هاى انسان از جمله خوردن، آشامیدن و درک لذایذ جنسى به قصد توان پیدا کردن و آماده شدن براى انجام وظایف فردى و اجتماعى و قدرت یافتن شخص براى عبادت و بندگى خداوند متعال و خدمت به دیگران براى رسیدن به مقام قرب الهى باشد. در این صورت، همه تلاش ها و اعمال او عبادت محسوب گشته، علاوه بر نتایج ظاهرى و مادى، داراى پاداش اخروى نیز خواهد بود. این همان انگیزه مطلوبى است که با تربیت اسلامى و بالا رفتن سطح معرفت و بینش، باید افراد به آن دست یابند و این چنین اسلام به زندگى مادى و حتى لذایذ جنسى انسان رنگ الهى مى بخشد و او را از دایره تنگ مادیات رهانیده و به مقام شایسته انسانى خود رهنمون مى سازد.33
قرآن کریم با کوتاه ترین و رساترین بیان، این موضوع را در یک سطح کلى و عام متذکر گردیده است: «صبغة الله و من احسن من الله صبغةً و نحنُ له عابدونَ» (بقره: 138)؛ رنگ خدایى؛ و چه رنگى از رنگ خدایى بهتر است؟ و ما تنها او را عبادت مى کنیم.
پیامبرگرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) به ابوذر غفارى مى فرماید: «شایسته است که در انجام هر کارى، حتى خوابیدن و خوردن، انگیزه الهى داشته باشى.»34

ب. انگیزه منفى
از نظر قرآن، بسنده کردن به حیات دنیا و صرفاً براى تأمین نیازهاى مادى و درک لذایذ و منافع آن تلاش کردن مذموم است؛ زیرا مقام انسان برتر از آن است که تمام همّت و هدفش را سیر کردن خود و اشباع غرایز حیوانى و دست یابى به مقام و شهرت قرار دهد و از کمالات معنوى و فضایل اخلاقى و مقامى، که انسان به عنوان برترین مخلوقات و خلیفه خدا در روى زمین با اراده و اختیار خود مى تواند به آن برسد، باز ماند. آیاتى از قرآن کریم بر این مطلب دلالت دارند که اگر همّت انسان فقط دنیا باشد و براى رسیدن به آن تلاش کند، به نتیجه سعى خود مى رسد، ولى در آخرت بهره اى نخواهد داشت.35 در این صورت، مصرف کالاها و استفاده از خدمات توسط افراد بشر جهت انسانى خود را از دست داده، همانند مصرف چهارپایان مى گردد و اگر این مصرف بدون اعتقاد به اصول و مبانى ارزشى و اعتقادى اسلامى باشد، حتى از مصرف و زندگى چهارپایان نیز پست تر است. از این رو، بهره مندى و استفاده از نعمت هاى الهى، اگر با کفر همراه باشد، از نظر قرآن نه تنها مذموم، بلکه محکوم است و سرانجام آن عذاب الهى خواهد بود.
حاصل آن که برخوردارى از نعمت ها، که نتیجه مصرف است، باید جهت صحیح داشته باشد و اگر جهت صحیح و منطقى نداشته باشد، جامعه مشخصات و ویژگى هاى انسانى خود را از دست مى دهد و این مطلب در سایه ایمان و داشتن انگیزه صحیح و عقلایى تحقق مى یابد. بر این اساس، ریا و خودنمایى یکى از انگیزه هاى منفى براى مصرف قلمداد مى گردد و در قرآن کریم از «مُترفین» (افراد خوشگذران، عیّاش، سرمست رفاه و نعمت و غافل از یاد خدا) و مستکبران به عنوان کسانى که داراى چنین انگیزه اى در مصرف هستند (قصد ریا، خودنمایى و فخرفروشى به دیگران دارند) یاد شده است.

مبانى راهبردى بحث

رعایت حدود مصرف
از آن جا که یک مصرف کننده مسلمان تلاش مى نماید براى پیدا کردن مسیر صحیح و معقول در زندگى، که ضامن سعادت و خوش بختى دنیا و آخرت او باشد، از وحى الهى (قرآن کریم) و سیره معصومان(علیهم السلام)الگوبردارى نماید و با رعایت تقواى الهى و پاى بندى به حدود شرعى به کارهایش ارزش بدهد، از این رو، در اتخاذ الگوى صحیح مصرف، رعایت حدود و مقررّات الهى را در درجه اول اهمیت قرار مى دهد. اسلام (برخلاف نظام سرمایه دارى که در آن تولید و مصرف با هدف به حداکثر رساندن سود و مطلوبیت مادى کاملا آزاد است) براى حفظ مصالح فرد و جامعه، براى تولید و همچنین مصرف، حدود و موازینى قرار داده و در نتیجه، استفاده از برخى کالاها و خدمات به دلیل مسائل ارزشى یا مفاسد و مضراتى که در بردارند، حرام و ممنوع گردیده است.
نمونه هایى از این کالاها و خدمات عبارتند از:
1. مشروبات الکلى، که قرآن کریم به صراحت از آن ها نهى کرده است36 و زیان هاى الکل بر سلامت جسم و جان و آثار سوء آن بر معده، کلیه، ریه، اعصاب و شریان هاى قلب و حواس گوناگون مطلبى است که امروزه از نظر علمى، جاى تردید ندارد، به گونه اى که برخى از دانشمندان ممنوعیت اکید آن را در چهارده قرن پیش، یکى از دلایل حقانیت اسلام و قرآن قلمداد مى کنند.37
2. استفاده از مردار، خون (براى خوردن)، گوشت خوک و هر حیوان حلال گوشتى که ذبح شرعى نشده باشد.38 به طور کلى، اسلام گوشت هایى را که مورد پسند طبع معتدل آدمى است، مباح گردانیده و از آنچه ناخوشایند طبع هاى سالم است، برخى را مکروه و برخى را حرام ساخته است.
3. استفاده از هروئین، سم و هر چیزى که براى بدن مضر باشد39 و استفاده از لباس هاى طلاباف و حریر خالص و زینت نمودن به طلا براى مردان و پوشیدن لباس شهرت40 مانند پوشیدن لباس هاى مخصوص زنان براى مردان و به عکس.
4. استفاده از آلات لهو و لعب و وسایل قمار و استعمال ظروف طلا و نقره.
5. مصرف کالاهایى که موجب تسلط سیاسى و اقتصادى کفّار و بیگانگان بر مسلمانان گشته، اسارت و وابستگى جامعه اسلامى را به دنبال داشته باشد؛ زیرا مسلمانان باید از کیان سیاسى، فرهنگى و اقتصادى کشور خود به هر طریق ممکن دفاع نمایند.41 تحریم تنباکو از سوى مرجع بزرگ مرحوم میرزاى شیرازى، در زمان ناصرالدین شاه، در جهت تأمین هدف مذکور صورت گرفت و نقشه استعمار انگلیس را در آن برهه خنثى کرد.
و. استفاده از خبائث؛ یعنى هر چیزى که طبع سالم انسانى از آن نفرت داشته باشد. در کتاب ارزشمندجواهرالکلام، درباره معناى «خبائث» آمده است: «مقصود از «خبائث» حرام ویژه اى نیست، بلکه عنوانى کلى براى خوراکى ها و نوشیدنى هاى ممنوع است که طبع سالم از آن ها نفرت دارد.»42
اعتدال در مصرف: حد مطلوب بهره مندى و استفاده از نعمت هاى الهى آن است که همراه با رعایت اعتدال و به قدر کفاف باشد. اعتدال و میانه روى در مصرف، که در روایات از آن به «قصد» و «اقتصاد» تعبیر شده، حد وسطى است که اسراف و تقتیر (سخت گیرى) در آن نباشد. البته این حد نسبت به افراد مختلف و شأن و شخصیت اجتماعى آنان متفاوت است.
در روایتى از امام باقر(علیه السلام) میانه روى در حالت بى نیازى و نیازمندى یکى از عوامل نجات انسان شمرده شده است.43
حضرت على(علیه السلام) نیز در این باره مى فرماید: «هنگامى که خداوند متعال خیر و نیکى را براى بنده اى مقدّر نماید، اقتصاد و میانه روى در زندگى را به او الهام مى کند.»44
به طور کلى، واژه «اقتصاد» در لغت عرب، مفهوم عامى است که در تمام حرکات و سکنات انسان مى تواند جریان داشته باشد و در همه مراحل زندگى، حتى در عبادت و انفاق45، مطلوب و پسندیده است.46
«قدر کفاف» آن اندازه از امکانات زندگى است که انسان را از دیگران و سؤال از آن ها بى نیاز کند.47 اعتدال در مصرف و قناعت موجب بقاى نعمت48 و پدیدآورنده زمینه مناسبى براى رشد صفات و کمالات معنوى در انسان است.49 بنابراین، خوددارى از اسراف و تبذیر یکى از محدودیت هاى مصرف مى باشد. نقطه مقابل اسراف، تقتیر و سخت گیرى در مصرف و هزینه کردن براى معیشت و زندگى انسان از نظر قرآن امرى مذموم مى باشد؛ زیرا افراط و تفریط در هیچ کارى عقلایى نبوده و از نظر دین نیز امرى ناپسند قلمداد مى گردد.
آیاتى از قرآن کریم برا عتدال و میانه روى تأکید دارند50 که از اطلاق و کلیّت آن ها مى توان به مصرف معتدل نیز رهنمون شد، اگرچه به طور مستقیم درباره مصرف به معناى مصطلح آن در علم اقتصاد نباشند. براى روشن شدن بیش تر بحث، درباره دو طیف مقابل و متضادى که با خروج از حالت اعتدال در مصرف پدیدار مى گردند (اسراف و تبذیر و نیز تقتیر و سخت گیرى در مصرف و هزینه ها) توضیح داده مى شود و دیدگاه قرآن و روایات معصومان(علیهم السلام) به طور خلاصه تبیین مى گردند:

اسراف و تبذیر
اگر کسى در میزان یا نحوه استفاده از نعمت ها و امکانات خداداد زیاده روى نموده، بیش از آنچه مورد نیاز و در خور شأن اوست مصرف کند، در زمره مسرفان یا مبذّران خواهد بود و عواقب چنین برخوردى با نعمت هاى الهى متوجه او خواهد گردید. این موضوع تنها به زندگى فردى هر کس مربوط نمى شود، بلکه در سطح کلان، هر جامعه باید مصارف و نیازهاى خود را بر اساس یک برنامه دقیق و حساب شده مطابق میزان درآمد و تولید ملى تنظیم کند تا بتواند استقلال اقتصادى و سیاسى خود را حفظ نموده، تحکیم و تداوم بخشد.
قرآن کریم به صراحت از اسراف نهى کرده51 و مسرفان را اهل آتش52 و مبذّران را برادران شیطان معرفى کرده است.53
«اسراف» در لغت، به معناى تجاوز از حد است و هر کارى که از نظر کمیّت یا کیفیت از اندازه خود تجاوز کند، «اسراف» است و چیزى که در راه غیر طاعت خدا مصرف گردد، هرچند کم باشد، «اسراف» مى باشد.54
بنابراین، استفاده از نعمت ها و امکانات افزون بر حد نیاز یا به کارگیرى آن ها بدون این که فایده عقلایى بر آن ها مترتّب باشد و استفاده بهینه صورت گیرد، از مصادیق اسراف است. برخى تبذیر را نوع خاصى از اسراف دانسته و گفته اند: تبذیر اسرافى است که با اتلاف مال همراه باشد. به عبارت دیگر، تبذیر یعنى صرف مال در موردى که سزاوار نیست، ولى اسراف یعنى صرف مال بیش از مقدارى که سزاوار است.55
«اسراف» کلمه جامعى است که هرگونه زیاده روى در کمیّت و کیفیت مصرف را شامل مى شود و امروزه ثابت شده که یکى از مهم ترین دستورات بهداشتى پرهیز از اسراف و زیاده روى در خوردن و آشامیدن است؛ زیرا بر اساس تحقیقات دانشمندان، بسیارى از بیمارى ها ناشى از غذاهاى اضافى هستند که در بدن انسانى باقى مى مانند. این مواد اضافى هم بار سنگینى بر قلب و سایر دستگاه هاى بدن و هم منبع آماده اى براى انواع عفونت ها و بیمارى ها هستند. عامل اصلى تشکیل مواد مذکور اسراف و زیادروى در تغذیه و ـ به اصطلاح پرخورى است و براى درمان بیمارى هاى ناشى از چربى خون، نارسایى هاى کبد، تنگ شدن رگ ها و بیمارى قند، جز اعتدال در تغذیه و تحرّک کافى راهى نیست.56
علاوه بر این، امروزه این موضوع روشن شده که اسراف و تبذیر عده اى موجب محرومیّت و گرسنگى انسان هاى بى گناه دیگر مى گردد و این خود نوعى عمل ضدانسانى تلقّى مى گردد.

انواع اسراف
در هر زمان، به مقتضاى اوضاع و احوال گوناگون، مصادیق جدیدى براى اسراف و تبذیر پدید مى آیند. از بین بردن باغ هاى سرسبز میوه و زمین هاى زراعى براى ساختن مجتمع هاى مسکونى (در حالى که در جاى دیگر قابل احداث باشند) یا تخریب برخى از ساختمان هاى محکم و زیباى قدیمى به بهانه شیک نبودن و یا ریختن اضافه هاى غذا در زباله دان و نظایر آن از مصادیق اتلاف اموال و تبذیر محسوب مى شوند و دولت اسلامى به عنوان حافظ مصالح جامعه، باید از آن ها جلوگیرى کند؛ زیرا منابع ثروت باید به گونه اى مصرف گردد که بالاترین کارایى و بازدهى را در زمینه تولید براى جامعه داشته باشد.

بدترین نوع اسراف
از مهم ترین و حیاتى ترین مسؤولیت هاى افراد یک کشور، که خواهان اقتصادى مستقل، سالم و پر رونق باشند، حفاظت و مراقبت از ثروت ها و منابع ملّى است؛ مانند معادن، جنگل ها، دریاها، منابع آب و سایر منابع ثروت ملى، که تأثیر مستقیمى بر حیات اقتصادى جامعه دارند و استفاده صحیح و بهینه از آن ها کشور را به سمت رفاه و غناى مادى حرکت مى دهد، ولى استفاده بى رویّه و تضییع آن ها خیانتى در حق نسل حاضر و نسل هاى بعد مى باشد. براى مثال، جنگل ها و مراتع، که از سرمایه هاى حیاتى یک کشور بوده و نقش بسزایى در پالایش هوا، زیبایى طبیعت، تأمین چوب و کاغذ مورد نیاز یک ملت دارند، بر اثر استفاده بى رویه دولت ها و برخى از افراد سودجو در چند دهه گذشته، صدمات زیادى دیده اند، به گونه اى که از سال 1960 تاکنون قریب نیمى از جنگل هاى جهان از بین رفته است. در کشور ما نیز روند تخریب جنگل ها کما بیش به همین نسبت بوده است؛ زیرا وسعت جنگل هاى شمالى طى دو دهه (1350ـ 1370) تقریباً به نصف رسیده و از 3400000 هکتار به 1900000 هکتار کاهش یافته است.57
با توجه به مطالب گذشته، مى توان بدترین و زشت ترین نوع اسراف را زیاده روى و تضییع ثروت هاى ملى و همچنین بیت المال جامعه اسلامى دانست. حفاظت از اموال عمومى و بیت المال نشانه حاکمیت فرهنگى غنى و تعهد و ایمان یک ملت است و در مقابل، سهل انگارى در این مسأله و یا استفاده شخصى از بیت المال نشانه عدم تعهد، ضعف ایمان و نبودن رشد فکرى لازم در افراد یک جامعه است. در یک جامعه اسلامى، با توجه به تأکید و سفارش امامان معصوم(علیهم السلام) نسبت به حفظ اموال عمومى و بیت المال، مسؤولیت افراد جامعه، به ویژه کارگزاران حکومت، سنگین تر است.
حضرت على(علیه السلام) خطاب به یکى از کارگزاران در این باره مى فرماید: «تو در این مالیاتى که مى گیرى، حق معینى دارى و با فقرا و مستمندان شریک هستى. حق تو را ما خواهیم داد و تو نیز حق آنان را بپرداز، و اگر چنین نکنى از کسانى خواهى بود که در قیامت بیش ترین دشمن را دارد، و واى بر کسى که دشمن او در پیشگاه الهى فقرا و نیازمندان و محرومان از حقوق خویش و ضرر دیدگان و درماندگان باشند.»58
متأسفانه برخى از مدیران و کارمندان دولت در جامعه اسلامى ما به این مسأله با تسامح نگریسته، عملا مراقبت و دقت لازم را ندارند. اسراف و تبذیر در اموال عمومى و بیت المال، منحصر به زیاده روى در مصرف یا بهره بردارى غیرصحیح نیست، بلکه به وجود آوردن یک محیط شیک و تشریفاتى و خرید چراغ ها و صندلى هایى با قیمت هاى گزاف و تعویض آرایه هاى اتاق از مصادیق بارز اسراف و تبذیر در بیت المال مى باشند.59

تقتیر یا سخت گیرى
نقطه مقابل اسراف، محدود کردن بیش از حدّ مصرف یا سخت گیرى در هزینه زندگى و مخارج است که از نظر قرآن و روایات معصومان(علیهم السلام)مورد نکوهش است؛ زیرا اسراف افراط، ولى سخت گیرى تفریط در بهره بردارى از نعمت ها و امکانات محسوب گشته، هر دو انحراف از روش منطقى و معقول (اعتدال در مصرف و هزینه ها) مى باشد. سخت گیرى گاهى نسبت به خود افراد خانواده اِعمال مى گردد که مى توان آن را ناشى از بخل شدید و حرص و طمع زیاد بر جمع مال و ثروت دانست و نشانه کوته نظرى و پستى یک فرد است که استفاده از نعمت ها و امکانات الهى را نسبت به خود و یا خانواده اش دریغ داشته باشد و یا بر آن ها سخت گیرى کند.
سخن ارزشمند هشتمین پیشواى معصوم، حضرت رضا(علیه السلام)، ناظر به این قسم از سخت گیرى و اِعمال محدودیت است؛ آن جا که مى فرماید: «شایسته است که مرد در زندگى خود توسعه و گشایش ایجاد کند (در مقابل سخت گیرى) تا آرزوى مرگ او را نکنند.»60
نوع دوم از سخت گیرى و اعمال محدودیت آن است که فرد با داشتن امکانات و نعمت هاى فراوان، فقط به فکر خود و افراد خانواده اش باشد و زمینه استفاده از نعمت ها و برخوردارى از مصارف ضرورى و حیاتى را براى فقرا و محرومان جامعه فراهم نکند و روشن است کسى که در هزینه هاى زندگى خود سخت گیرى کند، نسبت به افراد بى بضاعت و محروم در جامعه نیز بى اعتنا خواهد بود.

سپاس گزارى
از ویژگى هاى انسان، سپاس گزارى در مقابل احسان به نیکى و محبت دیگران است، به گونه اى که فطرت سالم یک انسان عاقل اقتضا دارد که حتى در مقابل لطف و محبت زبانى دیگران نیز خاضع گشته و در مقابل، سپاس گزارى کند و اگر در توان داشته باشد، بهتر و برتر از طرف مقابل آن را جبران کند.
با این مقدّمه، اگر انسان توجه کند که هر چه را از انواع نعمت هاى مادى و معنوى بهره مند است، خداوند قادر و حکیم و توانا به او عنایت کرده و لطف و رأفت او بر همه انسان ها، حتى افراد بى ایمان و پست و شرور در این جهان، نیز جارى است، در مقابل، او تا چه حد باید شاکر و سپاسگزار باشد. روشن است که شکر و سپاس به درگاه الهى، که بى نیاز از همه مخلوقات بوده و سرچشمه همه کمالات و فیوضات است، با تشکر از دیگران تفاوت دارد؛ زیرا ما نمى توانیم الطاف الهى را با جبران محبت همانند تشکر زبانى و عملى که در مقابل اشخاص داریم جبران کنیم، بلکه بهترین راه آن است که طریق شکرگزارى را از وحى و سخنان اولیاى الهى و امامان معصوم(علیهم السلام) بیاموزیم.
امام صادق(علیه السلام) در روایتى مى فرماید: «شکر نعمت، خوددارى از گناهان و معاصى است و شکر کامل (یا تکمیل شکر) به این است که فرد "الحمدلله رب العالمین " بگوید.»61
پس لازمه شکر الهى استفاده نکردن از نعمت ها در راه نافرمانى حق تعالى است. در نتیجه، از مصرف بى مورد (اسراف و تبذیر) مى توان به عنوان کفران ناسپاسى نعمت یاد کرد. روشن است که قسمت اول روایت بیانگر مرتبه شکر عملى (استفاده صحیح از نعمت هاى الهى) است و ما با انجام عباداتى که در اسلام به عنوان تکالیف واجب بر هر مسلمانى فرض گردیده، موظّف به انجام مرتبه اى دیگر از شکر (شکر زبانى) نیز هستیم که در ذیل روایت مزبور این مرتبه از شکر نیز بیان گردید.
برخى از آیات قرآن کریم مقتضاى ایمان به خدا و بندگى او را شکر به درگاه الهى مى دانند.62 برخى دیگر با بیان هاى گوناگون به شکر و سپاس گزارى در مقابل آفریننده نعمت ها توصیه و تشویق مى نمایند.63
مرحوم علامه طباطبائى درباره حقیقت شکر و انواع آن مى نویسد: حقیقت شکر اظهار نعمت است، و اظهار نعمت به این است که انسان نعمت را در جایى که آفریننده و عطاکننده نعمت اراده فرموده (رضایت دارد) به کار گیرد و مرتبه دیگرى از شکر این است که به زبان از دهنده نعمت یاد کند که در اصطلاح، آن را «ثنا» مى نامند و به این است که انسان همواره در دل به یادِ دهنده نعمت باشد و به هنگام استفاده از نعمت، با یاد او از مواضعى که منعم تعیین کرده است، تجاوز نکند.64
بنابراین، مى توان گفت: استفاده معقول و بهینه از نعمت هاى الهى و مصرف آن ها با رعایت اعتدال و دورى از اسراف و تبذیر و رعایت حدودى که خداوند متعال تعیین نموده، همه از لوازم شکر به درگاه خداوند متعال هستند. از این رو، برخى از آیات پس از برشمردن برخى نعمت ها مى فرمایند: «افلا یشکرون» و یا انسان را به دلیل ناسپاسى کردن و کفران نعمت هاى الهى و تجاوز از حدود و مقررات، مورد سرزنش قرار داده، عواقب آن را متذکر مى گردند.65
از مجموع آیاتى که انسان را به شکر و سپاس گزارى به درگاه الهى تشویق و توصیه مى نمایند، مى توان استفاده کرد که مصرف کل جامعه اسلامى باید جهت خاص خود را پیدا کند؛ به این معنا که هدف صرفاً رفع نیازهاى مادى نباشد، بلکه در جهت رسیدن به این هدف، حدود الهى نیز رعایت گردند، به گونه اى که افراد جامعه با استفاده بجا و صحیح از نعمت هاى الهى، در عمل، به درگاه خداوند متعال شاکر بوده و بر شکر و سپاس زبانى، که خود بخشى از عبادت و بندگى حق تعالى است، قدرت و توفیق یابند. البته این که انسان توجه به منعم حقیقى (خداوند متعال) داشته باشد و بداند نعمت از اوست مرتبه اى از شکر مى باشد که در برخى از روایات معصومان(علیهم السلام)نیز بیان گردیده،66 ولى بحث حاضر ناظر به مرتبه شکر عملى است.

دیگرگرایى و رعایت ارزش ها
یکى دیگر از ویژگى هاى الگوى مطلوب براى مصرف از نظر اسلام، این است که مصرف کننده مسلمان تنها به فکر تأمین نیازهاى خود و خانواده اش نباشد، بلکه همراه با تعقیب هدف مذکور، تا حد توان در فکر محرومان و افراد بى بضاعت جامعه نیز باشد؛ زیرا در غیر این صورت، فرد مذکور روحیه خودخواهى و کبر و غرور پیدا مى کند و از سوى دیگر، حرص و بخل به او اجازه نمى دهند مازاد نیاز خود را در راه رفع احتیاجات ضرورى و حیاتى دیگر افراد جامعه به کار گیرد و با این کار، روحیه ایثار و فداکارى و دیگر کمالات انسانى را در خود پرورش دهد و خود را از دایره تنگ مادیات برهاند و به سوى عالم معنا و قرب و نزدیکى به حق تعالى حرکت کند.

اهمیت و تشویق به انفاق
قرآن کریم با بیان هاى گوناگون اهمیت انفاق براى رفع محرومیت از افراد جامعه را متذکر گردیده و مردم را بدان تشویق و ترغیب نموده است؛ گاهى در وصف ابرار و خوبان، «انفاق» را به عنوان یکى از شاخص هاى ایمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنى دانسته و آن را از اوصاف متقین، محسنین، صادقین و ابرار شمرده است.67 برخى دیگر از آیات، انفاق را در کنار نماز و قرین آن ذکر کرده اند که حاکى از اهمیت زیاد آن مى باشد.68 آیات دیگرى از قرآن نیز از انفاق به عنوان قرض به خداوند متعال و یا قرض نیکو (قرض الحسنه) به خداوند یاد کرده69 و بعضى خداى متعال را گیرنده صدقات معرفى نموده اند.70 از همه مهم تر، بعضى آیات، انفاق را وسیله تقرّب و یا وصف ولى خدا، امیرالمؤمنین(علیه السلام)، برشمرده اند71 که همه گواه بر اهمیت این عمل و تشویق و ترغیب بر انجام آن مى باشد.72 همراه با بیانات مذکور، در بسیارى از آیات، اجر و پاداش بزرگ انفاق کننده در آخرت و نزد خداوند متعال مورد تأکید قرار گرفته است.73
روشن است که براساس آیات مذکور، اهمیت و اجر و پاداش مزبور در صورتى است که انفاق، صدقه و کمک به محرومان براى ریا و خودنمایى در مقابل دیگران و یا همراه با منّت گذارى بر گیرنده آن نباشد. از این رو، در آیات قرآن و سیره معصومان(علیهم السلام) در این قسمت، نکات ظریف و دقیق اخلاقى مورد تأکید و عنایت قرار گرفته اند و هدف این بوده که شأن و آبرو و شخصیت گیرنده نه تنها در مقابل دیگر افراد جامعه حفظ گردد، بلکه گیرنده کمک و صدقه، از دهنده آن خجل و شرمسار نگردد و حتى برخى از امامان معصوم(علیهم السلام) تلاش مى کردند در حالِ دادن صدقه و کمک مالى نگاه گیرنده به روى مبارک آن ها نیفتد. از این رو، غالباً صدقات و کمک هاى خود را نیمه هاى شب به صورت ناشناس شخصاً به در خانه فقرا و محرومان مى بردند.

ایثار و گذشت
پیشوایان معصوم نه تنها مازاد بر نیاز خود را همواره در راه خدا به فقرا و نیازمندان مى دادند، بلکه آن ها به عنوان برترین انسان ها و الگوهاى برتر براى همه افراد بشر در طول تاریخ، حتى در زمان نیاز خود و خانواده شان نیز فضل و بخشش و کمک به فقرا، محرومان و مستمندان را در عمل به همگان نشان دادند و آیاتى از قرآن کریم، که شأن نزول آن ها درباره امیرالمؤمنین و همسر گرامى اش و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام)مى باشد،74 به همه پیروانشان و افرادى که خواهان گام نهادن در طریق خودسازى و رسیدن به کمالات والاى انسانى اند درس ایثار و گذشت در راه خداى متعال مى دهد.
حاصل آن که یک مسلمان با ایمان، ضمن بهره بردارى و استفاده شخصى از نعمت ها و امکانات، نه تنها با در نظر گرفتن تکالیف دینى، با انگیزه الهى، حقوق واجب مالى از قبیل «خمس» و «زکات» را ادا مى کند، بلکه همواره درصدد است در حد توان، با انفاق ها و کمک هاى خود به فقرا و محرمان جامعه، فقر و محرومیت را در سطح جامعه کاهش دهد و تلاش مى کند خود را به مرتبه اى از کمالات انسانى برساند که گذشت و ایثار نسبت به فقرا و نیازمندان جامعه نیز براى او آسان و لذت بخش گردد و با اتخاذ ویژگى مذکور در الگوى مصرف خود، دست یابى به رضایت و خشنودى خداوند متعال و رسیدن به مقام قرب الهى براى او از هر چیزى ارزشمندتر و لذت بخش تر باشد.

پى نوشت ها
1صحیفه سجادیه، ترجمه و نگارش جواد فاضل، تهران، امیرکبیر، بى تا، دعاى سى ام.
2ـ ابراهیم رزاقى،الگوى مصرف و تهاجم فرهنگى، تهران، چاپخش، 1374، ص 163ـ164
3ـ همچنین ر.ک: اعراف: 160 / انعام: 145 / مائده: 5و4 / بقره: 172.
4ـ ناصر مکارم شیرازى و دیگران،تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج 4، ص 272.
5ـ محمدحسین طباطبائى،تفسیر المیزان، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1379، ج 8، ص 80.
6ـ محمدحسین طباطبائى، پیشین، ج 8، ص 79
7ـ محمدباقر مجلسى،بحارالانوار، چ چهارم، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1362، ج 47 ،ص 232.
8ـ سید جمال الدین موسوى،ملاحظاتى پیرامون پیام هاى اقتصادى قرآن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1368، ص 467ـ476.
9ـ رضى الدین طبرسى،مکارم الاخلاق، چ ششم، بیروت، منشورات الاعلمى للمطبوعات، 1492، ص 106ـ107.
10ـ محمدبن یعقوب کلینى،فروع کافى، چاپ دوم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1362، ج 6، ص 442، حدیث 7.
11ـ گروهى از نویسندگان،معجم موضوعى اقتصادى قرآن کریم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، 1379، بحث «توجه به خالق و مصرف».
12ـ همچنین ر.ک: سجده: 2 / عبس: 23و24 / مرسلات: 27 / فرقان: 48و49 / انعام: 141 / نحل: 5و8 / نحل: 10و11 / قریش: 4و3 / یس: 33و34 / نحل: 80و81.
13ـ دیگر آیات مربوط به این بحث: نحل: 66ـ69 / واقعه: 68ـ70 / مرسلات: 27 / نحل: 14 / یس: 72ـ73 / اعراف: 10 / حج: 36
14ـ گروهى از نویسندگان، پیشین.
15ـ محمد راغب اصفهانى،المفردات فى غریب القرآن، چ دوم، دفتر نشر کتاب، 1404، ص 193.
16ـ فخرالدین طریحى،مجمع البحرین، مکتبة المرتضویة، بى تا، ج 5، ص 169.
17ـ عن الرضا(علیه السلام): «الذى یطلب من فضل الله عزوجل مایکفّ به عیاله اعظم اجراً من المجاهد فى سبیل الله.» (محمدبن یعقوب کلینى، پیشین، ص 88.)
18ـ اربع لا یستجاب لهم دعا: رجلٌ جالسٌ فى بیته یقول یا رب ارزقنى فیقول له الم امرک بالطلب...» (محمدباقر مجلسى، پیشین، ج 103، ص 8، حدیث53.)
19ـ آیات: ذاریات:58 / هود: 16 / ابراهیم: 32 / روم: 40 / انفال: 26 / اسراء: 64 / ابراهیم: 32 / بقره: 22 / عنکبوت: 17 / انعام: 151 / اسراء: 31 / سبا: 24 / فاطر: 3 / یونس:31/ نمل: 64 / ملک: 21 / یونس: 59 / انعام: 14/ حجر: 22 / فرقان: 48و49/ شعراء: 79 / قریش: 4 / ق: 9ـ11 / طه: 132 / روم: 28 / یس: 33 / حج: 28 / مرسلات:27.
20ـ آیات: بقره: 172 / نحل: 114 / یس: 33ـ35 / سبا: 15 / مائده: 88 / ملک: 15 / طه: 81 / انعام: 141ـ142 / بقره: 57،58،60 / بقره: 254 / اعراف: 160 / حج: 28 / طلا: 39 / نساء: 39 / یس: 47 / بقره: 3 / انفال: 32 / رعد: 22 / ابراهیم: 31 / سجده: 16 / قصص: 54 / فاطر: 29 / شورى: 38 / نحل: 75.
21ـ آیات: فاطر: 43 / احزاب: 62 / فتح: 23 / اسراء: 77.
22ـ ناصر مکارم شیرازى و دیگران، پیشین، ج 17، ص 434.
23ـ آیات: ابراهیم: 7 / قمر: 35.
24ـ آیات: ابراهیم: 7 / نحل: 112 / سبأ: 16،17، نحل: 55.
25ـ آیات: اسراء: 16 / قصص: 58و59 / هود: 116ـ117.
26ـ آیات: اعراف: 96 / جنّ: 16.
27ـ طه: 124.
28ـ محمدبن الحسن الطوسى،تفسیر تبیان، نجف، مکتبة الامین، 1376، ج 7، ص 219.
29ـ محمدحسین طباطبائى، پیشین، ج 14، ص 242.
30ـ نگارنده،طرح تحقیقى الگوى مصرف در اسلام، مرکز پژوهش هاى صدا و سیما، 1375، ص 11.
31ـ محمدحسین طباطبائى، پیشین، ج 8، ص 17.
32ـ آیات: اعراف: 10 / حدید: 20.
33ـ گروهى از نویسندگان، پیشین، بحث مصرف.
34ـ رضى الدین طبرسى، پیشین، ص 64.
35ـ گروهى از نویسندگان، پیشین.
36ـ مائده: 90.
37ـ سیدجمال الدین موسوى، پیشین، ص 513.
38ـ با استناد به آیه 3، سوره مائده.
39ـ سید روح الله موسوى الخمینى،تحریرالوسیله، ج 2، ص 163.
40ـ همان، ج 1، ص 145.
41ـ همان، ص 485.
42ـ محمدحسن نجفى، جواهرالکلام، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1362، ج 36، ص 239.
43ـ محمدبن على ابن بابویه، صدوق،خصال، قم، منشورات جماعة المدرسین، 1362، ص 84.
44ـ «اذا اراد الله بعبد خیراً الهمه الاقتصاد». عبدالواحد آمدى،غررالحکم و دررالکلم، قم، مرکز البحوث الاسلامیة، 1395، قم، ص 175.
45ـ «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما» (فرقان: 67)
46ـ محمدرضا مهدوى کنى،اصول و مبانى اقتصاد اسلامى در قرآن، تهران، دفتر نشر دانشگاه امام صادق(علیه السلام)، 1379، ص 13.
47ـ فخرالدین طریحى، پیشین، ج 5، ص 113.
48ـ امام کاظم(علیه السلام): «من اقتصد و قنع بقیت علیه النعمة و مَنْ بذّر و اسرف زالت عنه النعمة» (محمدباقر مجلسى، پیشین، ج 78، ص 327)
49ـ حضرت على(علیه السلام): «اعون ىء على اصلاح النفس القناعة» و محمد محمدى رى شهرى،میزان الحکمه، قم، مکتبة الاعلام الاسلامى، 1362، ج 10، شماره 20205.)
50ـ آیات: اسراء: 29 / فرقان: 67 / لقمان: 19 / بقره: 143 / مائده: 89.
51ـ «وکلوا و شربوا ولا تسرفوا انّه لا یحبّ المسرفین» (اعراف: 31) همچنین در آیه 141 سوره انعام از اسراف نهى شده است.
52ـ «و ان المسرفین هم اصحاب النار» (مؤمن: 43)
53ـ «ولا تبذّر تبذیرا انّ المبذرین کانوا اخوان الشیاطین» (اسراء: 27.)
54ـ محمد راغب اصفهانى، پیشین، ص 230.
55ـ فخرالدین طوسى، پیشین، ج 3، ص 217.
56ـ ناصر مکارم شیرازى و دیگران، پیشین، ج 6، ص 152.
57ـ سیدمهدى موسوى،پژوهشى در اسراف یا آفت سرمایه ها، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، 1371، ص 145.
58نهج البلاغه، ترجمه و شرح علینقى فیض الاسلام، نامه 26، ص 884.
59ـ سیدمهدى موسوى، پیشین، ص 187.
60ـ «ینبغى للرّجل ان یوسع على عیاله لئلا یتمنوا موته» محمدبن الحسن حرّ عاملى،وسائل الشیعه، چاپ هشتم، تهران، مکتبة الاسلامیة، 9401، ج 15، ص 249، حدیث 6.
61ـ امام صادق(علیه السلام): «شکر النعمة اجتناب المحارم و تمام الشکر قول الرجل الحمدلله رب العالمین.» (محمدبن یعقوب کلینى، پیشین، ج 2، ص 78)
62ـ مانند آیات 172 بقره و 114 نحل.
63ـ آیات: نحل: 14 / فاطر: 12 / حج: 36 / ابراهیم: 37 / انفال: 26 / عنکبوت: 17 / ابراهیم: 7 / لقمان: 12 / سبأ: 15.
64ـ محمدحسین طباطبائى، پیشین، ج 4، ص 38.
65ـ آیات: یس: 33ـ35 / اعراف: 10 / واقعه: 68ـ70 / سبأ: 17 / ابراهیم: 7 / نحل: 112 / یس: 72ـ73.
66ـ مانند روایتى از امام صادق(علیه السلام) در اصول کافى، ج 2، ص 79، روایت 15.
67ـ آیات: انفال: 2ـ4 / سجده: 15ـ16 / حجرات 15 / توبه: 88 / قصص: 52ـ55 / نساء:39 / شورى: 38 / بقره: 2و3 / آل عمران: 133و134 / لیل: 17و18 / بقره: 177 / ذاریات: 15و19 / آل عمران: 15،17و34.
68ـ بقره: 3و 110 / انفال: 3 / رعد: 22 / فاطر: 29 / شورى: 38 / مزمّل: 20.
69ـ بقره: 245 / حدید: 11 / تغابن: 17 / حدید: 18 / مزمّل: 20 / مائده: 12.
70ـ توبه: 104 / توبه: 99.
71ـ مائده: 55.
72ـ گروهى از نویسندگان، پیشین، بحث «اهمیت و تشویق انفاق.»
73ـ مانند آیات 261 و 262 سوره بقره.
74ـ آیات 9 و 8 سوره انسان.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802070558




خبرگزاری فارس: در شرایط کنونی ایران با جمعیت حدود 70 میلیون نفر معادل بیش از یک میلیارد نفر انرژی مصرف می‌کند که بیشترین میزان اتلاف انرژی مربوط به بخش ساختمان است و به عبارتی می‌توان گفت که هزینه مصرف انرژی در کشور معادل دو برابر بودجه سالانه کل آن است.


در شرایط کنونی ایران با جمعیت حدود 70 میلیون نفر معادل بیش از یک میلیارد نفر انرژی مصرف می‌کند که بیشترین میزان اتلاف انرژی مربوط به بخش ساختمان است و به عبارتی می‌توان گفت که هزینه مصرف انرژی در کشور معادل دو برابر بودجه سالانه کل آن است.

از سوی دیگر درحالی که ایران سیزدهمین کشور پرمصرف انرژی در جهان شناخته شده است و با وجود درآمد بیش از 80 میلیارد دلاری از فروش نفت‌خام در سال گذشته، به گفته وزیر نفت مجموع یارانه آشکار و پنهان انرژی کشور در طول یکسال حدود 80 میلیارد دلار است.‏

براساس آخرین آمار‌های اعلام شده از سوی کارشناسان بیش از 410 میلیون بشکه معادل نفت‌خام یعنی حدود 41 درصد از مصرف انرژی کل کشور ـ معادل 16 میلیارد دلار ـ بوده که حدود 70 درصد آن را گاز طبیعی و 20 درصد آن را فرآورده‌های نفتی تشکیل داده است. ‏

موسسه مطالعات بین‌المللی انرژی هم با اشاره به وضعیت ناگوار مصرف انواع حامل‌های انرژی در ایران اعلام کرده است: اگر در راستای اصلاح الگوی انرژی، قیمت حامل‌های انرژی در ایران واقعی شود، پتانسیل کاهش مصرف انرژی تا حدود 47 درصد مصرف کنونی وجود دارد؛ به‌طوری که در بخش خانگی این کاهش می‌تواند تا 30 درصد محقق شود.‏

مرور تمامی این گزارش‌ها و در نظر گرفتن فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر اصلاح الگوی مصرف و حتی نام گذاری سال 1388 به همین عنوان این واقعیت را آشکار می‌سازد که اگر چاره‌ای اساسی برای رشد فزاینده انرژی در کشور اندیشیده نشود، بزرگترین دارنده ذخایر هیدروکربوری دنیا به یک مصرف‌کننده صرف انرژی در دهه‌های آینده تبدیل خواهد شد.‏

بدون شک متهم ردیف اول در مصرف غیربهینه و خارج از الگوی مصرف انرژی در کشور ما، یارانه‌های بدون حساب و کتابی است که موجب شده مصرف انرژی در ایران به یک فاجعه اقتصادی مبدل شود. ‏

در شرایطی که یارانه انرژی، سالانه بخش اعظمی از درآمد کشور را به خود اختصاص می‌دهد و همچنین شیوه مصرف انرژی در کشور که پنج برابر متوسط جهانی است، ضرورت توجه جدی به این مشکل، جهت ایجاد راهکارهایی برای بهینه‌کردن مصرف انرژی در کشور امری کاملاً انکار ناپذیر می‌کند.‏

در این زمینه آمار موجود بیانگر این است که از درآمد حدود 80 میلیارد دلاری کشور از فروش نفت‌خام در سال گذشته، بیش از 44 میلیارد دلار یارانه انرژی در بخش‌های بوده که حدود 9 میلیارد دلار آن به بخش خانگی و تجاری اختصاص پیدا کرده است.‏

همچنین در شرایطی که بسیاری از طرح‌های توسعه‌ای صنعتی کشور با مشکل تامین منابع مالی مواجه شده و طرح‌های زیربنایی برای ایجاد اشتغال و جذب فارغ التحصیلان باید هرچه‌زودتر اجرا شود ولی در سال گذشته حدود 41 درصد از مصرف انرژی کل کشور ـ معادل 16 میلیارد دلار ـ شامل حدود 70 درصد گاز طبیعی و 20 درصد فرآورده‌های نفتی در بخش خانگی و تجاری مصرف شده است.‏

به‌طور کلی انرژی در شکل‌های مختلف در بخش‌های خانگی، تجاری، نیروگاه‌ها، صنایع و حمل‌و نقل به کار می‌رود که در این میان، به‌دلیل پایین‌بودن راندمان ماشین‌آلات، تجهیزات و اقلام مصرفی که در نتیجه تکنولوژی پایین یا ارزان‌بودن مورد استفاده قرار دارند، معمولاً از راندمان بسیار کمی برخوردارند. ‏

از سوی دیگر به دلیل فرهنگ‌سازی ناقص در اهمیت مصرف بهینه انرژی و البته ارزان بودن آن، به‌طور معمول مصرف انرژی در بین مردم نیز با اسراف زیادی همراه بوده است. ‏

براین اساس نگاهی به آمارها نشان می‌دهد که در بخش ساختمان به‌تنهایی مصرف انرژی 2.5تا چهار برابر استانداردهای جهانی گزارش شده است؛ در چنین شرایطی پیش‌بینی می‌شود که اگر الگوی مصرف انرژی در بخش‌های خانگی و تجاری اصلاح نشود و روند کنونی ادامه یابد، مصرف انرژی در این بخش‌ها در سال 1403 به بیش از 1400 میلیون بشکه معادل نفت‌خام می‌رسد که در این صورت علاوه بر دست نیافتن به اهداف چشم‌انداز 20 ساله، بر جایگاه ایران در صادرات نفت‌خام خدشه وارد می‌شود که اقتصاد کشور و محیط‌زیست نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. ‏

به‌منظور بهینه‌کردن مصرف انرژی، تاکنون طرح‌های مختلفی ازجمله اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین در سال 1386، دستور سیکل ترکیبی کردن نیروگاه‌ها برای افزایش راندمان آن‌ها از حدود 30 درصد کنونی به بیش از 55 درصد، طرح اعمال جرایم پلکانی در قیمت گاز عملیاتی شده است. در این خصوص همچینن طرح تحول اقتصادی با هدف حذف یارانه انرژی در بخش‌های مختلف خانگی، تجاری، صنایع و نیروگاه‌ها و هدفمندکردن آن‌ نیز برنامه‌ریزی شده است.‏

باید خاطرنشان کرد: ایران با در اختیار داشتن 28 تریلیون مترمکعب از ذخایر 181 تریلیون متر مکعبی جهان، 15.5 درصد از سهم ذخایر گاز طبیعی را در اختیار دارد؛ این در حالی است که سهم ایران در بازار گاز کمتر از یک درصد برآورد شده است. این درحالی است که کشورهایی همچون روسیه با داشتن 28 درصد سهم ذخایر دنیا 23 درصد سهم بازار، نروژ با 3.4 درصد ذخایر جهانی 11 درصد سهم بازار، کانادا با 3.4 درصد ذخایر جهانی 9 درصد سهم بازار و الجزایر، اندونزی و مالزی با سهمی حدود دو تا 2.6 درصد ذخایر جهانی بین پنج تا هفت درصد سهم بازار را دارند که این آمار از ضرورت تلاش جدی ایران برای حضور بیشتر ایران در بازار گاز حمایت می‌کند. ‏

به این منظور افزایش سهم ایران از بازار جهانی و رساندن آن تا حداقل 10 درصد در افق سند چشم‌انداز، یکی از برنامه‌های مهم وزارت نفت است که باید با هماهنگ کردن وضعیت مصرف در بخش‌های خانگی، تجاری، صنایع و نیروگاه‌ها تحقق پیدا کند.‏

البته در این زمینه کارشناسان حوزه اقتصاد بر این باورند که علاوه بر حضور فعال ایران در مجمع کشورهای صادرکننده گاز، می‌توان به حضور و نقش پررنگ ایران در تروئیکای گازی نیز اشاره کرد که به این ترتیب ایران، روسیه و قطر با داشتن بیش از 60 درصد ذخایر گاز جهان می‌توانند، موثرترین کشورها در تامین انرژی جهان در قرن 21 باشند. اما نباید این موضوع را فراموش کرد که بدون شک اصلاح الگوی مصرف گاز نقشی حیاتی در تحقق این بخش از برنامه دولت خواهد داشت. هرچند در این رابطه اقداماتی در شرکت ملی گاز و وزارت نفت برای اصلاح قیمت گاز انجام گرفته اما قطعاً اجرای این طرح‌ها نیازمند ضمانت‌های قانونی است.‏

در این میان با هدف بهینه کردن مصرف انرژی و دستیابی به اهداف بزرگ سند چشم‌انداز در بخش داخلی و همچنین حضور جدی ایران در بازارهای جهانی انرژی، با توجه به این‌که صنعت نفت علاوه بر تامین تقاضای انرژی بخش‌های مختلف مصرف، به عنوان یکی از مصرف کنندگان عمده انرژی نیز محسوب می‌شود و باتوجه به ضرورت آغاز اصلاح الگوی مصرف از سازمان‌های دولتی، وزارت نفت پیشنهادهایی را برای اصلاح الگوی مصرف ارائه کرده است.‏

دراین رابطه غلامحسین نوذری وزیر نفت در نامه‌ای با 15 بند به معاونان خود بر این موضع تاکید کرده است. در این راستا می‌توان به طرح تشکیل سامانه اطلاعاتی مصرف انرژی به تفکیک فرآیندهای صنعتی و تاسیسات غیرصنعتی در بخش‌های مختلف طراحی، تکمیل و بروزرسانی؛ موضوع سیستم‌های اندازه‌گیری در طراحی، نصب و بهره‌برداری و کالیبره‌کردن آن‌ها، طراحی تاسیسات و ایجاد ظرفیت‌ها، برنامه‌های اصلاح الگوی مصرف شامل میزان و نوع مصرف حامل‌های انرژی، مطالعه و نصب سیستم‌های بازیافت انرژی؛ بهینه کردن مصرف حامل‌های انرژی در ایستگاه‌های تقویت فشار و تلمبه‌خانه‌ها در خطوط انتقال گاز طبیعی، نفت و فرآورده‌های نفتی؛ بهینه‌سازی نظام انتقال فرآورده‌های نفتی از طریق برنامه‌ریزی صحیح برای انتقال از مبادی تولید و مصرف و حداکثر انتقال توسط خطوط لوله به واحدهای صنعتی، نیروگاه‌ها و مصارف عمده به عنوان یکی از سیاست‌های اساسی؛ تغییر روش حمل و نقل فرآورده‌های نفتی از جاده به سمت ریل و توسعه حمل و نقل ریلی اشاره کرد.‏

همچنین در بخش دیگری از این نامه سرگشاده نسبت به از رده خارج کردن تمام خودروهای فرسوده فعال در بخش‌های مختلف وزارت نفت، خرید

تجهیزات انرژی‌بر و ماشین‌آلات، ارتقاء راندمان انرژی متناسب با معیارهای انرژی‌بری، بهره‌برداری از تاسیسات و ظرفیت‌های نصب شده با توجه به جذب موضوع صرفه‌جویی انرژی؛ تبدیل نیروگاه‌های برق موجود در واحدهای صنعت نفت تدریجاً در سیستم ‏CHP‏ به منظور تولید همزمان برق و حرارت با حداقل 50 درصد راندمان کلی، تفکیک مصرف سوخت و خوراک واحدهای پتروشیمی و پالایشگاه‌های نفت و گاز؛ اجرای راه‌کارهای بهینه‌سازی در ساختمان‌های موجود اعم از مسکونی، اداری و صنعتی ممیزی انرژی؛ رعایت مبحث 19 مقررات ملی ساختمان در کلیه ساخت و سازهای در دست ساخت و ساختمان‌های موجود؛ تدوین و تصویب معیارهای مصرف انرژی در بخش‌های مختلف تاسیسات تولید، پالایش، انتقال و توزیع نفت، فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی؛ و نیز فرهنگ‌سازی و آموزش مدیریت انرژی به کارکنان و پرسنل ذیربط وزارت نفت تاکید شده است. در این خصوص بسیاری از تحلیل‌گران بر این باورند که وزارت نفت با انتشار و ارسال این نامه اصلاح الگوهای مصرف انرژی را از خود آغاز کرده که قطعاً اجرایی شدن این طرح سایر زنجیره‌ها را نیز به حرکت وا خواهد داشت.‏

ناگفته نماند یکی از مهم‌ترین ابزار مسئولان برای اجرای فرمایش مقام معظم رهبری در رابطه با اصلاح الگوهای مصرف در بخش انرژی و استخراج دستاوردهای این طرح ملی در آینده، بدون شک استفاده از ظرفیت‌های بخش خصوصی و رسانه‌ها به منظور برگزاری گردهمایی و همایش‌های تخصصی برای بررسی و تحلیل چگونگی ورود به اصلاح الگوهای مصرف، بدون رسیدن آسیب به اقشار مختلف مردم خواهد بود. ‏

در این رابطه سیدمحمد موحد دبیرکل اجلاس بین‌المللی مدیریت راهبردی انرژی با اشاره به برگزاری این گردهمایی یک روزه در تاریخ نهم خرداد ماه امسال، در تشریح محورهای این اجلاس می‌گوید: این اجلاس بین‌المللی با تاکید بر اهمیت «اصلاح الگوی مصرف» انرژی، بررسی نقش و چشم‌انداز اوپک گازی و تشکیل تروئیکای گازی ما بین ایران، روسیه و قطر برگزار می‌شود. ضمن آنکه شناسایی راهکارهای تحقق جایگاه درخور انرژی صنایع نفت، گاز و پتروشیمی و صنایع آب و برق در سند چشم‌انداز در سال 1404برگزار می‌شود.‏وی یادآوری اهمیت نقش و جایگاه ایران در مدیریت انرژی در سطح منطقه، محوریت اقتصاد انرژی در توسعه تا چند دهه آینده و موقعیت ویژه ژئواقتصادی، ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک ایران؛ تاکید بر اهمیت و الزام اثرگذاری و ایفای نقش مناسب‌تر در آینده انرژی ایران؛ تاکید بر اجرای صحیح پروژه‌های نفت، گاز، پتروشیمی و پروژه‌های کلان آب و برق و طراحی و مدیریت به روز و موفق پروژه‌های مرتبط با انرژی به عنوان یکی از راهکارهای اصلی، لزوم مدیریت راهبردی انرژی به عنوان یکی از زیربناها و ارکان اصلی اجرای موفق پروژه‌های صنایع انرژی برمبنای هزینه، زمان، کیفیت و راندمان و نقش اوپک گازی از دیگر اهداف برگزاری این گردهمایی اعلام می‌کند.‏

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802160748
 

خبرگزاری فارس:مصرف‌گرایی نوین به شکل بی‌رویه یک آسیب اجتماعی است که مستلزم شناخت علمی و سپس درمان اساسی، یا به عبارت دیگر برنامه‌ریزی است. مصرف‌گرایی بی‌رویه پدیده‌ای بین‌المللی است و چاره آن باید در دو بعد خرد و کلان صورت گیرد. ‏

مصرف‌ یعنی استفاده از کالاها به منظور رفع نیازها و امیال مصرف نه تنها شامل خرید کالاهای مادی، بلکه در برگیرنده خدمات نیز است. ‏
در دنیای امروز و در جوامع پیشرفته برای مصرف‌گرایی مقدار زیادی وقت، انرژی، پول، خلاقیت و نوآوری تکنولوژیکی مصرف می‌شود. تا جایی که برای مصرف بیشتر و بیشتر کالاها تبلیغات گوناگونی توسط رسانه‌های مختلف انجام می‌شود.‏

مطالعه مصرف‌گرایی در جوامع جدید از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است زیرا مصرف‌گرایی نه تنها مسأله مصرف‌گرایان است بلکه تولیدکنندگان و توزیع‌کنندگان کالاها و خدمات نیز نیاز به درک خصوصیات و ویژگی‌های آن دارند. به همین لحاظ است که در علوم اجتماعی، جامعه‌شناسان، اقتصاددانان و روان‌شناسان معاصر به تحلیل‌های همه‌جانبه آن می‌پردازند و هر اندیشمندی از یک زاویه خاص به آن توجه دارد. ‏

مصرف‌گرایی نوین به شکل بی‌رویه یک آسیب اجتماعی است که مستلزم شناخت علمی و سپس درمان اساسی، یا به عبارت دیگر برنامه‌ریزی است. مصرف‌گرایی بی‌رویه پدیده‌ای بین‌المللی است و چاره آن باید در دو بعد خرد و کلان صورت گیرد. ‏

باید مصرف‌گرایی در هر جامعه را در یک زمینه وسیع‌تر اجتماعی در نظر گرفت زیرا امروزه تولید و توزیع از مرزهای یک کشور گذر کرده و دور افتاده‌ترین نقاط یک جامعه به مرکزی‌ترین مراکز تولید و سیستم توزیع جهانی متصل است. ‏

هدف گزارش حاضر بررسی چهار نکته اساسی در رابطه با مصرف‌گرایی نوین است. نخست ظهور مصرف‌گرایی نـوین و پیدایش فرهنگ خاص آن باید واکاوی شود. دوم، باید یک تجزیه و تحلیل از الگوهای مصرف‌گرایی نوین در جوامع توسعه یافته و چگونگی اشاعه و نفوذ آن به عنوان بخشی از فرهنگ جوامع در حال توسعه ارائه شود. سوم، تعیین تفاوتهای مصرف‌گرایی در بین اقشار و گروه‌های اجتماعی مختلف از دیگر نکته‌های اصلی است و چهارم، باید به لزوم برنامه‌ریزی برای الگوهای مصرف‌گرایی نوین پرداخت. ‏



ظهور مصرف‌گرایی نوین

مصرف‌گرایی نوین در اثر گسترش سرمایه‌داری در اروپا بوجود آمد. یک دیدگاه در مورد توسعه سرمایه‌داری در اروپـــا بر اساس نوشته‌های جامعه‌شناس بزرگ ماکس وبر بر این باور است که در اروپا با اشاعه تفکرات لوتر و کالوین مبنی بر سخت کارکردن، صرفه جویی، سرمایه‌گذاری و ایجاد مؤسسه‌های اقتصادی بود که روحیه سرمایه‌داری بوجود آمد و به تدریج به یک نظام اجتماعی تبدیل شد. از لحاظ نظری، در این جا یک تضاد بین تبیین پیدایش سرمایه‌داری و توسعه مصرف‌گرایی بوجود می‌آید. اما واقعیت امر این است که سرمایه‌داری از همان ابتدای پیدایش دارای یک هدف اصلی به نام (سودسازی) بوده است. برای چنین هدفی، تولید بیشتر، فروش بیشتر، سرمایه‌گذاری بیشتر و مجدداً تولید بیشتر مد نظر است. به عبارت دیگر در یک چرخه، هدف، فروش کالاهای بیشتر و در نتیجه سود بیشتر است. ‏

ابتدا فکر می‌کردند که طبقات بالا و اشراف خریداران اصلی کالاهای سرمایه‌داری باید باشند. اما به تدریج متوجه شدند که سرمایه‌داری با تولید انبوه نیاز به مصرف‌کنندگان انبوه دارد. از آنجا که طبقات بالا از کمیت کافی برخوردار نبودند، پس بنابراین نیاز به مصرف‌کنندگان انبوه به زودی نمایان شد. ‏

در تولیدهای اولیه، نخست رفع نیازهای بیولوژیک را مدنظر داشتند. اما از آنجا که نیازهای بیولوژیک انسان محدود است، لذا باید نیازهای غیربیولوژیک در جوامع برای مصرف کالاها بوجود آید. نیاز غیربیولوژیک هم در جایی محدود می‌شد. اما تولیدکنندگان می‌بایستی خصلت تولید انبوه خود را بعنوان یکی از اهداف، از دست نمی‌دادند. به همین منظور بود که در جوامع سرمایه‌داری نیازهای کاذب بوجود آمد تا کالاهای انبوه سریعاً مصرف شوند و مصرف انبوه بر پایه کالاهای بی‌دوام امکان‌پذیر بود. ‏

در غرب، گسترش زندگی شهری و شهرنشینی با جنبه‌های روانی و اجتماعی خاص خود زمینه برای مصرف‌گرایی به عنوان سبکی خاص از زندگی بوجود آمد. نخست در ابتدای قرن بیستم، این سبک خاص با الگوهای فرهنگی جدید در میان افراد طبقه بالا و متوسط شهری رواج پیدا کرد. در شهرها، فروشگاه‌های بزرگ تأسیس شدند و فرهنگ مصرف‌گرایی را القاء کردند. در این فرهنگ ویژه، یک شعار اصلی رواج پیدا کرد و آن اینکه تا می‌توانی بخر و هر چه بیشتر مصرف کن. بر پایه همین شعار بود که رقابت در خرید و مصرف به عنصر اصلی این فرهنگ تبدیل شد. افراد در خرید بیشتر و مصرف بیشتر از یکدیگر سبقت می‌گرفتند و تقریباً مصرف‌گرایی به نوعی وجهه اجتماعی تبدیل گردید. ‏



الگوهای مصرف‌گرایی نوین ‏

توسعه انواع فروشگاه‌های بزرگ ( مواد غذایی، اسباب منزل، پوشاک، وسایل الکتریکی و...) در زیر یک سقف، مردم را به مصرف‌گرایی انبوه عادت داد. افراد در محیطی قرار می‌گرفتند که کالاهای متنوع را در یک جا جلوی چشمان خود می‌دیدند. هم زمان، مدگرایی بوجود آمد که براساس آن کالاها برای دوره‌های معینی (یا محدودی) تبلیغ و استفاده می‌شدند. مردم به این سمت هدایت می‌شدند که کالاها را در زمان محدودی استفاده کنند. ‏

مصرف‌گرایی می‌بـایستی سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرایی باید مهیا می‌شد. در این جوامع وسایل ارتباط جمعی به مهمترین ابزار مدگرایی و تبلیغ برای کالاها تبدیل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرایی در جوامع رواج پیدا کرد: نخست حراج‌های ‏ پی در پی کالاها و دیگری اشاعه کارت‌های اعتباری. ‏

در کشورهای توسعه یافته، در طول یک سال به بهانه‌های متعدد حراج کالاها وجود دارد. در حراج کالاها، از یک روان شناسی استفاده می‌شود و آن ایجاد احساس نیاز کاذب است. مشتری جنسی را که در حراج می‌بیند، فکر می‌کند که نیاز دارد، در حالی که اگر حراج نبود چنین احساسی به او دست نمی‌داد. از سوی دیگر، فرد در بازار باید احساس کند که همه وقت، پول برای خرید دارد. در اینجا مسأله از طریق مکانیزم کارت‌های اعتباری حل می‌شود. به عبارت دیگر هرگاه احساس نیاز کردی، حتی اگر پول نقد هم نداشته باشی، با داشتن کارت اعتباری، در واقع پول به همراه خود داری. بنابراین نیاز هست و ( اما از نوع کاذب) توانایی خرید هم هست (به شکل مصنوعی). ‏

در جوامع توسعه یافته، همه کالاهای خریداری شده مصرف نمی‌شوند، زیرا نیاز واقعی نبوده‌اند. در نتیجه سه راه برای کالاها باقی می‌ماند: نخست فروش مجدد آنها با قیمت بسیار ارزان، دوم به دو ریختن آنها، و سوم بخشیدن آنها با افراد یا مؤسسه‌های خیریه. افراد نمی‌توانند اینگونه کالاها را نزد خود نگهدارند، زیرا تحرک جغرافیایی افراد بسیار بالاست. بنابراین، مجدداً خرید و در چرخه باطل در غلطیدن است.‏

می دانیم که سرمایه‌داری به عنوان یک بسته با محتوای حداقل، اقتصادی، فرهنگی، تکنولوژیکی، اجتماعی و روانی در یک فرآیند تاریخی وارد کشورهای به اصطلاح غیر سرمایه‌داری شده است. هدف سرمایه‌داری در این کشورها نیز همان سودسازی مضـــاعف است. برای رسیدن به این منــظور نیز باید فرهنگ مصرف‌گرایی را در این کشـــورها رواج دهد. برای رواج مصرف‌گرایی در این کشورها، سرمایه‌داری چند نوع عامل دارد. ‏

عوامل در زمینه‌های مختلفی فعالیت می‌کنند. مهمتـــرین عوامل عبارتند از: 1ـ تجار بزرگ، 2ـ خرده فروشان، 3ـ صاحبان تبلیغات، 4ـ دست اندرکاران وسایل ارتباط جمعی، 5 ـ تولیدکنندگان کـــالاها و خدمـات، 6 ـ بانکها و 7ـ بسیاری از افراد و دیگر مؤسسات.

در جوامع در حال توسعه، فرهنگ مصرف‌گرایی به شکل‌های زیر نمایان می‌شود: ‏

‏1ـ الگوهای مصرفی کشورهای توسعه یافته عیناً ‏ نعل به نعل به کشورهای در حال توسعه منتقل می‌شوند. ‏

2- وسایل ارتباط جمعی، مسافران و دیگر عوامل شدیداً به این انتقال کمک می‌کنند.

3- افراد برای نشان دادن اینکه از وجهه بالائی برخوردارند، در مصرف‌گرایی، افراطی‌تر از خارجیان عمل می‌کنند.

4- به تدریج مصرف گرایی افراطی جزئی از فرهنگ جهان سومی می‌شود.

معمولاً در کشورهای در حال توسعه، مصرف گرایی با عدم امنیت اقتصادی توأم می‌شود. در نتیجه، عدم امنیت اقتصادی، مصرف‌گرایی را تشدید می‌کند. نگرانی از کمبودها باعث انبار کردن اجناس می‌گردد. انبار کردن اجناس به مصرف گرایی بی‌رویه تبدیل می‌شود. نهایتاً همان رفع نیازهای غیرواقعی بوجود آمده است. البته یک مساله در این کشورها به انبار کردن کالاها کمک می‌کند و آن تبدیل کالاهای مصرفی به کالاهای سرمایه‌ای است. همین امر باعث می‌گردد که افراد با زمینه‌های اجتماعی متفاوت به پنهان کردن برخی از کالاها بپردازند تا اینکه در آینده از طریق افزایش قیمت، منفعتی داشته باشند. به عبارت دیگر مصرف‌گرایی به نوعی فعالیت اقتصادی تبدیل می‌شود.



مصرف‌گرایی در بین اقشار مختلف

معمولاً جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پایه سه معیار ثروت، قدرت و وجهه (پرستیژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پایین تقسیم می‌کنند. این سه معیار، الگوهای متفاوتی از مصرف گرایی را برای سه طبقه به بار می‌آورد. هر سه طبقه، مصرف گرایی بی‌رویه دارند، اما به شکل‌های متفاوت. افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طریق مصرف کالاهای لوکس به دنبال پرستیژ بالا هستند. اینان خدماتی را که فکر می‌کنند قدرت و وجهه اجتماعی برایشان به ارمغان می‌آورند را هم به مقدار زیادی مصرف می‌کنند. طبقات اجتماعی بالا با پرستیژ و قدرت بالا، سعی می‌کنند با مصرف‌گرایی مفرط، خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرف گرایی مفرط در واقع یک وسیله خود نشان دادن می‌شود و اعضای یک طبقه در مصرف گرایی مفرط با یکدیگر رقابت شدید دارند. این رقابت از نوع رقابتهای کاذب است.

اعضای طبقه متوسط، همیشه سعی می‌کنند خود را از طبقات بالا عقب‌‌تر نبینند. اینان با درآمد کمتر به رقابت با طبقه بالا می‌پردازند. بازار برای تشویق کردن آنها، اجناس ظاهراً لوکس، ارزان به وفور در اختیار آنها قرار می‌دهد. پس از خرید چنین کالاهایی است که از لحاظ روانی یک رضایت مندی کاذب به آنها دست می‌دهد. اعضای این طبقه اجتماعی به لحاظ کمی، بیشترین مصرف را در جامعه دارند. همچنین بازار به خرید آنها وابسته است زیرا تعداد افراد این طبقه در جوامع بیش از اعضای طبقات دیگر است و لذا حجم خرید بالایی دارند.

اعضای طبقه پایین با درآمدکم، با توجه به مصرف‌گرایی دیگر طبقات و با توجه به وفور کالا و خدمات در بازار، در تلاش است که بهر وسیله، سهمی از کالا و خدمات در بازار را به خود اختصاص دهد. ترس از کمبودها و عدم امنیت اقتصادی برای خانواده او را به خریدی بی‌رویه و انبارگونه وامی دارد. خرید اعضای این طبقه عمدتاً خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است. بازار، مازاد بر مصرف طبقة ‌عمدتاً خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به این طبقه انتقال می‌دهد. در واقع الگوی مصرف‌گرایی طبقات پایین، یک نوع سودسازی سرمایه‌دار از سرمایه‌بالقوه تلف شده است زیرا اگر طبقه پایین نبود، سرمایه‌دار مجبور به از دست دادن مازاد کالاهای مصرفی طبقات متوسط بود. چنین است که اعضای طبقه پایین به مصرف گرایی انبوه عادت می‌کنند. این عادت برای او درونی شده و بخشی از فرهنگ او را تشکیل می‌دهد.



برنامه‌ریزی برای الگوهای مصرف‌گرایی

برنامه‌ریزی برای الگوهای مصرف‌گرایی نوین باید در چند بعد صورت گیرد:

نخست، مصرف‌گرایی صحیح را باید از طریق آموزش‌های رسمی به کودکان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. این امر باید از طریق مدارس صورت گیرد.

دوم، مصرف گرایی غلط و صحیح را باید به شیوه‌های آموزش‌های غیررسمی از طریق رسانه‌های جمعی و بویژه رادیو و تلویزیون به بزرگسالان نشان داد.

سوم تولید در سطح جامعه با یک کنترل و نظارت فرهنگ توأم شود. نباید گذاشت هر کالائی در جامعه تولید گردد.

چهارم، نظارت و کنترل فرهنگی به واردات عمده و خرد باید صورت گیرد.

پنجم، عرضه کالا و خدمات در جامعه به گونه‌ای صورت گیرد که اعضای طبقات متفاوت دسترسی نسبتاً مشابه‌ای به آنها داشته باشند.

ششم، تبلیغات باید به گونه‌ای باشند که مصرف‌گرایی افراطی را اشاعه ندهند، و صرفاً به معرفی کالاها و خدمات بپردازند.

هفتم، مطالعات علمی ملی و منطقه‌ای پیرامون مصرف گرایی در سطح مملکت صورت گیرد و نظرسنجی از مردم شود.

هشتم، فرهنگ مصرف جمعی در زمینه‌های مختلف به‌جای فرهنگ مصرف گرایی فردی اشاعه شود.

نهم، فرهنگ بازیافت در میان مردم رواج داده شود. برای این منظور ابزار جمع آوری مازادها در سراسر جامعه نصب و بکار گرفته شود.

دهم، بازیافت بعنوان یک ارزش تلقی گردد و از جوامع دیگر چگونگی عمل بازیافت به نمایش گذارده شود.



نتیجه گیری

مصرف‌گرایی بعنوان یک فرآیند اجتماعی اصلی در قرن بیستم در غرب ظاهر شد. اعضای طبقه جامعه بالا آن را بعنوان یک الگوی نشان دادن هویت بالا بکار می‌برند. طبقه متوسط برای نشان دادن وجهه بالای خود از مصرف گرایی استفاده می‌کنند. طبقه پایین بدون توجه به مسأله نیازهای واقعی و غیرواقعی خود در دام مصرف‌گرایی کاذب افتاده و هرچه بیشتر می‌گذرد، بیشتر در این دام فرو می‌رود.

اگر دولتمردان با همکاری علمای اجتماعی چـــــاره‌ای برای این معضل اجتــــماعی ـ اقتصادی ـ فرهنگی نینـــــدیشند، جامعه ایران سریعاً اسیر همان مسائل مصرف گرایی بی‌رویه غرب خواهد شد. کارهائی که باید صورت گیرد، نخست در زمینه فرهنگی است که اعمال آموزشهای جدید در این زمینه می‌تواند راه‌ساز باشد. دوم در زمینه کنترل‌های اقتصادی است بویژه برای بخش تولیدی که باید کنترل‌های شدیدی اعمال گردد. سوم، استفاده از اهرمهای سیاسی است که در توزیع کالا و خدمات باید به کار گرفته شود. در واقع برنامه‌ریزی در‌ سه زاویه یک مثلث باید صورت گیرد:

1- برنامه ریزی در نهادهای آموزشی 2- برنامه‌ریزی در بخش تولید به صورت نظارت شدید 3- برنامه‌ریزی در کنترل بازار و قیمت‌ها.بدون شک نفوذ از خارج کار برنامه‌ریزی در این زمینه را با مشکل روبرو می‌کند، اما جاذبه‌های آموزشی داخلی و کنترل‌های منطقی تولیدی و توزیعی می‌تواند افراد را به الگوهای مصرفی بهینه هدایت کند.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802270445
X